آقایان رابطه عاشقانه را این گونه می خواهند

طرز فکر خانم ها درباره خواسته هایی که آقایان دارند، موجب می شود همیشه از دست آنها دلخور و عصبانی باشند و از داشتن یک زندگی مشترک رو به رشد، فوق العاده، صمیمی و رمانتیک ناامید شوند. طرز فکر آقایان درباره خانم ها نیز به همان اندازه آنها را دلسرد می کند.

حتما لازم نیست این طور باشد به شرط این که بدانیم زن و مرد در وهله اول هر دو انسان هستند و خواسته های مشابهی دارند.

من از آقایان و خانم هایی که به رشد و پیشرفت شخصی خود اهمیت می دادند سوال کردم که برای ساخت یک زندگی مشترک عالی چه خواسته هایی از همسر خود دارند. پاسخ آنها می تواند برای شما غیرمنتظره باشد. در این مقاله متوجه می شوید که خواسته های آقایان دقیقا با آن چه خانم ها در این باره فکر می کنند. منافات دارد. هم چنین شما خانم ها با نکاتی آشنا می شوید که به وسیله آنها مرد ایده آل خود را حفظ کرده و زندگی مشترک فوق العاده ای خواهید داشت.



آقایان خواهان رابطه عاشقانه، صادقانه و بجا هستند.

رابطه صادقانه برای آقایان در اولویت قرار دارد. یک مرد همسری می خواهد که به سوالات او صادقانه پاسخ بدهد و حتی در اطلاع رسانی داوطلب و پیش قدم باشد. او همسری می خواهد که با اطمینان خواسته ها و نیازهای خود را به زبان آورد. او همسری می خواهد که واقع بین باشد و با مهربانی حقیقت را بیان کند. یک مرد همسری می خواهد که او را سرزنش نکند و به حفظ اصالت خویش اهمیت بدهد.

خانم ها گمان می کنند همسرشان از آنها می خواهد که سطحی نگر باشند، اصلا نیازها و خواسته های خود را عنوان نکنند و هیچ چیز نخواهند. خانم ها فکر می کنند آقایان آنها را نیازمند و بسیار حساس می دانند و می خواهند از خواسته های خود چشم پوشی کنند. بعضی از خانم ها معتقدند که اجازه ندارند هر چیزی را همان طور که هست به زبان آورند و در صورت اظهارنظر جسورانه، از سوی مرد طرد خواهند شد.

نکته ای برای خانم ها: آقایان خواهان رابطه ای رک، مستقیم و شجاعانه هستند بدون این که خشم و ملامتی در کار باشد. یکی از روش های مسرت بخش این است که یاد بگیرید حقایق و نیازهای خود را به او منتقل کنید.

آقایان، همسری خودکفا، خاطرجمع و مطمئن می خواهند.

یک مرد می خواهد همسرش او را به خاطر خودش – نه از روی ضعف و نیاز مالی و عاطفی – بخواهد. یک مرد دوست دارد زن زندگی اش او را بخواهد و به او نیاز داشته باشد و در عین حال هویت و فردیت خودر ا حفظ کند. یک مرد می خواهد همسری فعال و مستقل با دوستان و علایق جداگانه داشته باشد. از سوی دیگر بریا بودن در کنار همسر خود ارزش قایل هستند.

خانم ها فکر می کنند آقایان نمی خواهند همسرشان به آنها نیاز داشته باشد. خانم ها فکر می کنند مرد زندگیشان نیازی به همراهی آنها ندارد و برای باهم بودن هیچ ارزشی قایل نیست. خانم ها فکر می کنند اگر نیازهای خود را بیان کنند، مرد را دلسرد کرده و او را فراری می دهند.

نکته ای برای خانم ها: یک همسر خوب. یکی از قدرتمندترین روش های جذب مرد ایده آل و تشکیل یک زندگی پرهیجان این است که برای خودتان زندگی مسرت بخش و کاملی داشته باشید.

آقایان، خواستار رابطه و زندگی مشترک بدون سلطه جویی و بهره برداری هستند.

آقایان به هیچ عنوان نمی خواهند زیر نفوذ کسی باشند. آنها نمی خواهند ذهن همسر خود را بخوانند یا سیگنال های ارسالی او را ترجمه کنند. آنها نمی خواهند مجبور شوند فراتر از حد آمادگی خود در یک رابطه پیش بروند. آنها نمی خواهند به خاطر تمام مشکلاتی که پیش می آید سرزنش شوند. آنها نمی خواهند در این بازی، مطیع و فرمانبردار کسی باشند.

به عقیده خانم ها، آقایان اصلا دوست ندارند حرف بزنند و تنها راه انتقال نیاز به آنها همین زیرکی و روش های ماهرانه است. آنها فکر می کنند برای پیشرفت زندگی باید مرتبا به آقایان نکاتی را گوشزد کنند. طرز فکر خانم ها این است که آقایان ارزشی برای تعریف و تمجید قایل نیستند، پس باید فقط آنها را سرزنش کرد.

نکته ای برای خانم ها: آقایان، زرنگی و زیرکی شما را در هیچ زمان و تحت هیچ عنوان تحمل نمی کنند. برای جذب مرد ایده آل و تشکیل زندگی مشترک عالی، یاد بگیرید در سرتاسر زندگی بدون ذره ای تردید خواسته ها و نیازهای خود را بیان کنید. باید بگیرید مراقب وقت همسرتان باشید. یاد بگیرید از او تعریف و تمجید کنید.



آقایان، خواهان رشد هستند.

یک مرد همسری می خواهد که شهامت و توان خندیدن به اشتباهات خودش را داشته باشد. او همسری می خواهد که بتواند سهم و نقش خود را  در زندگی مشترک ببیند و آن را پیاده کند. زن باید ثبات احساسی و عاطفی داشته باشد. یک مرد می خواهد همسرش از لحاظ فردی رشد کند و مسوولیت رویدادهای عاطفی زندگی خود را برعهده بگیرد.
خانم ها فکر می کنند آقایان از آنها می خواهند که همیشه خوب باشند. آنها گمان می کنند همسرشان هیچ علاقه ای به رشد و پیشرفت روابط و زندگی دونفره خود ندارند. آنها فکر می کنند آقایان فقط به دنبال خانم های زیبا هستند و اصلا به رشد عاطفی، محبت و مهربانی، نقش حمایتی یا عشق یک زن توجهی نمی کنند.

نکته ای برای خانم ها: یک مرد به دنبال همسری می گردد که به بلوغ عاطفی رسیده باشد. بلوغ عاطفی به معنای این نیست که احساس نداشته باشید، یعنی این که بتوانید مسوولیت احساسات خود را برعهده بگیرید. برای جذب یک مرد ایده آل و تشکیل یک زندگی بادوام، باید یاد بگیرید مسوولیت احساسات و عواطف خودن را قبول کنید.

آقایان، از زندگی مشترک خود وفاداری و تعهد می خواهند.

وفاداری جزء بایدهای زندگی مشترک است. درواقع یک مرد همسری را می خواهد که از صمیم قلب به زندگی مشترک خود وفادار بماند. به اعتقاد خیلی ها تعهد به معنای وفاداری و اشتیاق برای تلاش – حتی در شرایط سخت زندگی – است.

به عقیده خانم ها، آقایان دوست ندارند برای حفظ زندگی مشترک خود تلاش کنند و به محض این که شرایط کمی پیچیده و بغرنج شود، پا به فرار می گذارند.

نکته ای برای خانم ها: آقایان نیز به اندازه شما خانم ها از بی وفایی نفرت دارند. مردان اهل زندگی می دانند چگونه باید زندگی خود را بسازند و از وفاداری به عنوان یکی از اجزاء اصلی زندگی مشترک خبر دارند.

آقایان، همسری می خواهند که بداند چگونه باید با مرد زندگی خود رفتار کند.

بسیاری از خانم ها با همسر خود چنان رفاری می کنند که غرور آنها را می شکنند و به آنها احساس بی لیاقتی و عدم کفایت می دهند. مردان به شنیدن تعریف و تمجید نیاز دارند، باید بدانند چه کارهای خوبی انجام داده اند و آن قدر همسر خوبی هستند که عشق و قدردانی همسرشان را از آن خود کرده اند.

خانم ها فکر می کنند آقایان نیازی به آنها ندارند و برای نظرات، حمایت و تعریف و تمجید آنها ارزشی قایل نیستند. به عقیده خانم ها مردها برخلاف زن ها به خیلی چیزها اصلا اهمیت نمی دهند، به همین دلیل است که زن مرتبا مجبور است زبان به گله و شکایت باز کند. ملامت و سرزنش، تنها راهی برای بیان دلخوری و رنجش است.

نکته ای برای خانم ها: بیشتر آقایان خواهان تشکر و قدردانی از سوی همسر خود هستند. تشکر کردن از همسر به جای پیدا کردن خطاها و اشتباهات او، یکی از قدرتمندترین ابزارهایی است که برای دوام زندگی مشترک در اختیار شماست.

منبع: مجله موفقیت

آقایان رابطه عاشقانه را این گونه می خواهند

 
طرز فکر خانم ها درباره خواسته هایی که آقایان دارند، موجب می شود همیشه از دست آنها دلخور و عصبانی باشند و از داشتن یک زندگی مشترک رو به رشد، فوق العاده، صمیمی و رمانتیک ناامید شوند. طرز فکر آقایان درباره خانم ها نیز به همان اندازه آنها را دلسرد می کند.

حتما لازم نیست این طور باشد به شرط این که بدانیم زن و مرد در وهله اول هر دو انسان هستند و خواسته های مشابهی دارند.

من از آقایان و خانم هایی که به رشد و پیشرفت شخصی خود اهمیت می دادند سوال کردم که برای ساخت یک زندگی مشترک عالی چه خواسته هایی از همسر خود دارند. پاسخ آنها می تواند برای شما غیرمنتظره باشد. در این مقاله متوجه می شوید که خواسته های آقایان دقیقا با آن چه خانم ها در این باره فکر می کنند. منافات دارد. هم چنین شما خانم ها با نکاتی آشنا می شوید که به وسیله آنها مرد ایده آل خود را حفظ کرده و زندگی مشترک فوق العاده ای خواهید داشت.



آقایان خواهان رابطه عاشقانه، صادقانه و بجا هستند.

رابطه صادقانه برای آقایان در اولویت قرار دارد. یک مرد همسری می خواهد که به سوالات او صادقانه پاسخ بدهد و حتی در اطلاع رسانی داوطلب و پیش قدم باشد. او همسری می خواهد که با اطمینان خواسته ها و نیازهای خود را به زبان آورد. او همسری می خواهد که واقع بین باشد و با مهربانی حقیقت را بیان کند. یک مرد همسری می خواهد که او را سرزنش نکند و به حفظ اصالت خویش اهمیت بدهد.

خانم ها گمان می کنند همسرشان از آنها می خواهد که سطحی نگر باشند، اصلا نیازها و خواسته های خود را عنوان نکنند و هیچ چیز نخواهند. خانم ها فکر می کنند آقایان آنها را نیازمند و بسیار حساس می دانند و می خواهند از خواسته های خود چشم پوشی کنند. بعضی از خانم ها معتقدند که اجازه ندارند هر چیزی را همان طور که هست به زبان آورند و در صورت اظهارنظر جسورانه، از سوی مرد طرد خواهند شد.

نکته ای برای خانم ها: آقایان خواهان رابطه ای رک، مستقیم و شجاعانه هستند بدون این که خشم و ملامتی در کار باشد. یکی از روش های مسرت بخش این است که یاد بگیرید حقایق و نیازهای خود را به او منتقل کنید.

آقایان، همسری خودکفا، خاطرجمع و مطمئن می خواهند.

یک مرد می خواهد همسرش او را به خاطر خودش – نه از روی ضعف و نیاز مالی و عاطفی – بخواهد. یک مرد دوست دارد زن زندگی اش او را بخواهد و به او نیاز داشته باشد و در عین حال هویت و فردیت خودر ا حفظ کند. یک مرد می خواهد همسری فعال و مستقل با دوستان و علایق جداگانه داشته باشد. از سوی دیگر بریا بودن در کنار همسر خود ارزش قایل هستند.

خانم ها فکر می کنند آقایان نمی خواهند همسرشان به آنها نیاز داشته باشد. خانم ها فکر می کنند مرد زندگیشان نیازی به همراهی آنها ندارد و برای باهم بودن هیچ ارزشی قایل نیست. خانم ها فکر می کنند اگر نیازهای خود را بیان کنند، مرد را دلسرد کرده و او را فراری می دهند.

نکته ای برای خانم ها: یک همسر خوب. یکی از قدرتمندترین روش های جذب مرد ایده آل و تشکیل یک زندگی پرهیجان این است که برای خودتان زندگی مسرت بخش و کاملی داشته باشید.

آقایان، خواستار رابطه و زندگی مشترک بدون سلطه جویی و بهره برداری هستند.

آقایان به هیچ عنوان نمی خواهند زیر نفوذ کسی باشند. آنها نمی خواهند ذهن همسر خود را بخوانند یا سیگنال های ارسالی او را ترجمه کنند. آنها نمی خواهند مجبور شوند فراتر از حد آمادگی خود در یک رابطه پیش بروند. آنها نمی خواهند به خاطر تمام مشکلاتی که پیش می آید سرزنش شوند. آنها نمی خواهند در این بازی، مطیع و فرمانبردار کسی باشند.

به عقیده خانم ها، آقایان اصلا دوست ندارند حرف بزنند و تنها راه انتقال نیاز به آنها همین زیرکی و روش های ماهرانه است. آنها فکر می کنند برای پیشرفت زندگی باید مرتبا به آقایان نکاتی را گوشزد کنند. طرز فکر خانم ها این است که آقایان ارزشی برای تعریف و تمجید قایل نیستند، پس باید فقط آنها را سرزنش کرد.

نکته ای برای خانم ها: آقایان، زرنگی و زیرکی شما را در هیچ زمان و تحت هیچ عنوان تحمل نمی کنند. برای جذب مرد ایده آل و تشکیل زندگی مشترک عالی، یاد بگیرید در سرتاسر زندگی بدون ذره ای تردید خواسته ها و نیازهای خود را بیان کنید. باید بگیرید مراقب وقت همسرتان باشید. یاد بگیرید از او تعریف و تمجید کنید.



آقایان، خواهان رشد هستند.

یک مرد همسری می خواهد که شهامت و توان خندیدن به اشتباهات خودش را داشته باشد. او همسری می خواهد که بتواند سهم و نقش خود را  در زندگی مشترک ببیند و آن را پیاده کند. زن باید ثبات احساسی و عاطفی داشته باشد. یک مرد می خواهد همسرش از لحاظ فردی رشد کند و مسوولیت رویدادهای عاطفی زندگی خود را برعهده بگیرد.
خانم ها فکر می کنند آقایان از آنها می خواهند که همیشه خوب باشند. آنها گمان می کنند همسرشان هیچ علاقه ای به رشد و پیشرفت روابط و زندگی دونفره خود ندارند. آنها فکر می کنند آقایان فقط به دنبال خانم های زیبا هستند و اصلا به رشد عاطفی، محبت و مهربانی، نقش حمایتی یا عشق یک زن توجهی نمی کنند.

نکته ای برای خانم ها: یک مرد به دنبال همسری می گردد که به بلوغ عاطفی رسیده باشد. بلوغ عاطفی به معنای این نیست که احساس نداشته باشید، یعنی این که بتوانید مسوولیت احساسات خود را برعهده بگیرید. برای جذب یک مرد ایده آل و تشکیل یک زندگی بادوام، باید یاد بگیرید مسوولیت احساسات و عواطف خودن را قبول کنید.

آقایان، از زندگی مشترک خود وفاداری و تعهد می خواهند.

وفاداری جزء بایدهای زندگی مشترک است. درواقع یک مرد همسری را می خواهد که از صمیم قلب به زندگی مشترک خود وفادار بماند. به اعتقاد خیلی ها تعهد به معنای وفاداری و اشتیاق برای تلاش – حتی در شرایط سخت زندگی – است.

به عقیده خانم ها، آقایان دوست ندارند برای حفظ زندگی مشترک خود تلاش کنند و به محض این که شرایط کمی پیچیده و بغرنج شود، پا به فرار می گذارند.

نکته ای برای خانم ها: آقایان نیز به اندازه شما خانم ها از بی وفایی نفرت دارند. مردان اهل زندگی می دانند چگونه باید زندگی خود را بسازند و از وفاداری به عنوان یکی از اجزاء اصلی زندگی مشترک خبر دارند.

آقایان، همسری می خواهند که بداند چگونه باید با مرد زندگی خود رفتار کند.

بسیاری از خانم ها با همسر خود چنان رفاری می کنند که غرور آنها را می شکنند و به آنها احساس بی لیاقتی و عدم کفایت می دهند. مردان به شنیدن تعریف و تمجید نیاز دارند، باید بدانند چه کارهای خوبی انجام داده اند و آن قدر همسر خوبی هستند که عشق و قدردانی همسرشان را از آن خود کرده اند.

خانم ها فکر می کنند آقایان نیازی به آنها ندارند و برای نظرات، حمایت و تعریف و تمجید آنها ارزشی قایل نیستند. به عقیده خانم ها مردها برخلاف زن ها به خیلی چیزها اصلا اهمیت نمی دهند، به همین دلیل است که زن مرتبا مجبور است زبان به گله و شکایت باز کند. ملامت و سرزنش، تنها راهی برای بیان دلخوری و رنجش است.

نکته ای برای خانم ها: بیشتر آقایان خواهان تشکر و قدردانی از سوی همسر خود هستند. تشکر کردن از همسر به جای پیدا کردن خطاها و اشتباهات او، یکی از قدرتمندترین ابزارهایی است که برای دوام زندگی مشترک در اختیار شماست.

منبع: مجله موفقیت

تست روانشناسی: عشق شما چه طعمی دارد؟

عشق واقعي چه نشانه‌هايي دارد؟ آيا علاقه شما به يك نفر مي‌تواند ميزان صداقت‌تان در عشق را هم نشان دهد؟ ابتدا تستي به شما داده مي‌شود كه مي‌تواند نگرش شما را نسبت به عشق بسنجد و شخصيت‌تان را ارزيابي كند. سپس ...
برترین مجله اینترنتی ایران


هر آزمون و تست چيزي نيست به جز نمونه‌اي از رفتار كه اميدواريم رفتارهاي بعدي ما را پيش‌بيني كند. ساده‌ترين چيزي كه هر تست بايد پيش‌بيني كند، رفتارهاي بعدي ما در همان تست است اما آيا تست‌ها موفق به پيش‌بيني چيز سودمندي هم مي‌شوند؟ چرا ما نسبت به اين تست‌ها تصويري تا اين حد منفي داريم و با ديدگاهي بدبينانه آن‌ها را دنبال مي‌كنيم؟ شايد مهم‌ترين دليل آن اين باشد كه اين تست‌ها در دست افراد نابلد و غيرمتخصص، غالبا نابجا و نادرست استفاده مي‌شود، شايد هم ما از آزمون‌ها توقع معجزه داريم! در اينجا ما قصد داريم، 2نمونه از تست‌هاي روان‌شناسي كه يكي معتبر و ديگري اعتبار چنداني ندارد را با ذكر دلايل با هم مقايسه كنيم، به اين ترتيب شما هم مي‌توانيد ديد بهتر و كارشناسانه‌تري نسبت به تست‌ها پيدا كرده و آزمون درست را از نادرست تشخيص دهيد. ابتدا تستي به شما داده مي‌شود كه مي‌تواند نگرش شما را نسبت به عشق بسنجد و شخصيت‌تان را ارزيابي كند، اين تست بسيار جالب است! اما آيا جالب بودن آن، دليلي بر درست و منطقي بودن آن است؟ به‌نظر شما چنين تستي مي‌تواند استاندارد، عقلي و قابل استناد باشد؟ بخوانيد و قضاوت كنيد!



چه نمره‌اي مي‌گيريد؟

1- در زندگي واقعي، براي چه نوع آدم‌هايي جالب هستيد و كشش داريد.
الف: خرگوش– كساني كه شخصيت دوگانه دارند، به سردي يخ در ظاهر اما به گرمي آتش در باطن
ب: گوسفند– مطيع و گرم
پ: گوزن– زيبا و با ادب
ت: اسب- كساني كه غيرقابل جلوگيري و آزاد هستند.

2- در فرآيند ابراز عشق و درخواست ازدواج، كدام رويكرد براي شما خوشايندتر و موثرتر است.
الف: ميمون – مبتكر و باذوق كه هيچگاه احساس خستگي نكنيد.
ب: شير- سرراست، صاف و پوست كنده به شما بگويد كه دوست‌تان دارد.
پ: مار- دمدمي مزاج، پر‌نوسان، نفس گرم و عشق سرد
ت: زرافه- صبور، هرگز شما را رها نكند.

3- دل‌تان مي‌خواهد معشوق‌تان چه عقيده‌اي در باره شما داشته باشد.
الف: سگ- باوفا، صادق، ثابت قدم
ب: گربه- آراسته و زيبا
پ: اسب- خوش بين
ت: مار- انعطاف‌پذير

4- چه اتفاقي باعث مي‌شود شما رابطه‌تان را قطع كنيد و از چه خصوصيتي بيش از همه نفرت داريد.
الف: شير- متكبر و خودخواه، امر و نهي كن.
ب: مار- هيجاني و دمدمي مزاج، نمي‌دانيد چگونه او را خوشحال كنيد.
پ: تمساح- خونسرد، بيرحم، سنگدل
ت: كوسه- ناامن

5- دوست داريد چه نوع رابطه‌اي با او برقرار‌سازيد.
الف: گوسفند- سنتي، بدون آن‌كه چيزي بگوييد. او بفهمد چه مي‌خواهيد، ارتباط برقرار كردن از طريق قلب‌ها.
ب: اسب- هر 2 بتوانيد درباره همه چيز با هم صحبت كنيد، هيچ‌چيز مخفي در ميان نباشد.
پ: خرگوش- رابطه‌اي كه هميشه خود را گرم و عاشق او حس كنيد.
ت: پرنده- رابطه‌اي پايدار و طولاني و بالنده

6- آيا به او خيانت مي‌كنيد.
الف: انسان- شما به جامعه و اخلاقيات احترام مي‌گذاريد، پس از ازدواج هيچ كار خلافي نمي‌كنيد.
ب: خوك- نمي‌توانيد در مقابل تمايلات‌تان مقاومت كنيد، به احتمال زياد خيانت مي‌كنيد.
پ: گاو- خيلي سعي مي‌كنيد كه چنين كاري نكنيد.
ت: پرنده- شما هرگز نمي‌توانيد استوار و ثابت قدم باشيد، شما واقعا براي ازدواج مناسب نيستيد و نمي‌خواهيد تعهدي بپذيريد.

7- درباره ازدواج چه فكر مي‌كنيد.
الف: دايناسور- شما خيلي بدبين هستيد و فكر مي‌كنيد اين روزها ديگر ازدواج سعادتمندانه وجود ندارد.
ب: ببر- شما به ازدواج به‌صورت يك چيز گرانبها فكر مي‌كنيد. پس از آن‌كه ازدواج كرديد، پيوند زناشويي و همسرتان را بسيار باارزش و گرامي مي‌داريد.
پ: خرس قطبي- شما از ازدواج مي‌ترسيد، فكر مي‌كنيد آزادي‌تان را از شما خواهد گرفت.
ت: پلنگ- شما هميشه طالب ازدواج بوده‌ايد ولي در واقع، شناخت دقيقي از آن نداريد.

8- در اين لحظه، به عشق چگونه فكر مي‌كنيد.
الف: شير- شما هميشه تشنه عشقيد و مي‌توانيد هر كاري براي آن بكنيد اما به راحتي در دام عشق نمي‌افتيد.
ب: گربه- شما خيلي خودمحور و خودخواهيد. شما فكر مي‌كنيد عشق چيزي است كه مي‌توانيد به دست آوريد و هرگاه كه خواستيد آن را دور بيندازيد.
پ: اسب- شما نمي‌خواهيد در قيد و بند يك رابطه پايدار قرار بگيريد. به هر چمن كه رسيدي گلي بچين و برو.
ت: كبوتر- شما به عشق به‌صورت يك تعهد دو طرفه فكر مي‌كنيد.



به‌نظر شما اين تست چه مشكلي دارد؟

آيا اين سوالات مي‌توانند نگرش شما را نسبت به عشق بسنجند؟ قبل از اين‌كه به شرح اشكالات اين تست بپردازيم، يكي از سوال‌ها را براي شما تفسير مي‌كنيم.

شايد بگوييد كه اينها همه براي سرگرمي است و چندان هم جدي گرفته نمي‌شود اما فراموش نكنيد وقتي قضيه‌اي بارها و بارها تكرار ‌شود و رواج پيدا ‌كند، كم‌كم از جنبه تفريح و شوخي خارج شده و به مسئله‌اي جدي و باورپذير تبديل مي‌شود.

 نخستين و مهم‌ترين اشكالي كه به اين تست مي‌توان گرفت، استفاده از حيوانات براي پيش‌بيني خصوصيات انساني است. اين درست است كه در بعضي تست‌ها روان‌شناسان از اشكال و تصاوير براي پي بردن به‌خصوصيات و مشكلات افراد استفاده مي‌كنند اما آن‌ها براي هر انتخاب از فرد مورد آزمون توضيح مي‌خواهند و چراي هر پاسخ و انتخاب را از او مي‌پرسند و با توجه به توضيحات خود او تفسير مي‌كنند اما در اينجا شما مي‌توانيد فقط انتخاب كنيد و بدون توجه به اين مطلب كه چرا شما اين حيوان را انتخاب كرده‌ايد و ديگري را نه.

ديدگاه همه شما نسبت به حيوانات يكي نيست، مثلا ممكن است شما در سوال 8 كبوتر را انتخاب كنيد چون از بچگي با آن بزرگ شده و اين حيوان را دوست داشته باشيد و ديگري كبوتر را انتخاب كند، چون دركل از حيوانات مي‌ترسد و كبوتر كم‌خطرتر از بقيه به نظرش مي‌رسد!

 مسئله ديگر، همسازي يك تست با فرهنگ، اعتقادات، مذهب و باورهاي فرد مورد آزمون است، مثلا در كشور ما چقدر آشنايي با حيوانات از نزديك و نه از برنامه‌هاي مستند راز بقا وجود دارد؟ آيا در اعتقادات ما همه حيوانات قابل نگهداري هستند، مثلا در سوال 5 شما خوك را به‌عنوان همدم انتخاب نمي‌كنيد چون طبق اعتقادات‌تان، جايز نيست.

مسئله ديگر دسته‌بندي حيوانات است، اگر اين حيوانات نماينده‌اي از گروه‌هاي خود هستند، مثلا مار از گروه خزندگان، استفاده از عنوان پرنده آن هم در 2 سوال منظور چه پرنده‌اي است؟ كركس يا قناري؟ مسئله ديگر رواج دادن اين نوع تست‌ها و سوال‌ها در بين مردم است كه نه تنها علمي و استاندارد نيست بلكه خرافه‌پرستي و اعتقاد به موهومات را در بين مردم رواج مي‌دهد.

شايد بگوييد كه اينها همه براي سرگرمي است و چندان هم جدي گرفته نمي‌شود اما فراموش نكنيم وقتي قضيه بارها و بارها تكرار مي‌شود و رواج پيدا مي‌كند، كم‌كم از جنبه تفريح و شوخي خارج شده و به مسئله‌اي جدي و باورپذير تبديل مي‌شود. در ادامه تستي به شما داده مي‌شود كه با پر كردن آن مي‌توانيد پي ببريد كه نگرش‌تان نسبت به عشق تا چه اندازه درست و همراه با بلوغ فكري است.





تفسيـر  نمــرات

در سوال‌هاي 20، 19، 17، 16، 15، 11، 8، 7، 5، 4، 3، 2و يك هر پاسخ«هميشه»3نمره، هر پاسخ «گاهي اوقات»2نمره و هر پاسخ«به ندرت»يك نمره دارد. در سوال‌هاي 18، 14، 13، 12، 10، 9و 6 هر پاسخ «هميشه» يك نمره، هر پاسخ «گاهي‌اوقات» 2 نمره و هر پاسخ «به ندرت» 3نمره دارد.

  • نمره شما بين60-45 است؟
 آفرين! عالي است! شما در مورد عشق به درك و مفهوم درستي رسيده‌ايد، شما مي‌توانيد يك رابطه عاشقانه را به‌خوبي هدايت كنيد. شما دقيقا مي‌دانيد كه در عشق چه مي‌خواهيد، البته مواظب باشيد كه نمي‌شود خيلي كمال‌گرا بود و همه ايده‌آل‌ها را يكجا با هم داشت.

  •  نمره شما بين44- 30  است؟
ساختن يك رابطه موفق آسان نيست.شما به درك درستي از عشق نرسيده‌ايد، خودتان هم نمي‌دانيد چه مي‌خواهيد و دچار ترديد هستيد، كمي به‌خودتان وقت بدهيد تا دقيقا بفهميد در عشق چه چيزي براي‌تان مهم است تا آمادگي لازم براي داشتن يك عشق موفق را داشته باشيد.

  •  نمره شما زير 29 است؟
 صبر كنيد! شما هنوز خودخواه‌تر از آن هستيد كه عاشق باشيد! ملاك‌ها و معيارهاي شما فقط براي داشتن انتخاب‌هاي غلط و نابجا و آرزو به ظاهر مفيد خواهد بود! اگر با اين طرز فكر عاشق شويد احتمال شكست زياد خواهد بود و اگر هم عاشق شده‌ايد صادقانه بگوييد، چقدر موفق بوده‌ايد؟



چند نصيحت دوستانه

تصور اكثر ما از عشق، هنوز اثر جادويي آن است كه موجب از دست رفتن اشتها و لرزيدن زانوها مي‌شود و ما را مدهوش مي‌كند، مسلما داستان‌هاي احساسي و پرسوزوگداز عاشقانه در كتاب‌ها و فيلم‌ها در دنياي واقعيت، امكان‌پذير نيست، هر چند آن‌ها نيز نمونه‌هاي خوبي از قدرت عشق هستند و يادآوري مي‌كنند كه در قاموس دوست داشتن، كلماتي چون يأس و غيرممكن معنا ندارد.

هر يك از ما به اندازه و گونه‌اي از عشق نياز داريم، بعضي نياز داريم كه هر روز جمله«دوستت دارم »را بشنويم؛ در حالي‌كه براي گروهي ديگر از ما، جاي كلمات را يك نگاه، توجه يا ارتباطي بي‌كلام مي‌گيرد.

مهم نيست كه دوست داشتن چگونه ابراز شود، اهميت دارد كه پيوسته و بدون اجبار گفته شود. اغلب ما روابطي را با توقعات خاص برقرار مي‌سازيم و مي‌خواهيم كه طرف مقابل اين توقعات را برآورده كند و در حقيقت خود واقعي و فرديتش را كنار گذاشته و آن چيزي شود كه ما مي‌خواهيم.

چقدر بهتر بود كه توقعات را كنار مي‌گذاشتيم و به فردي كه دوستش داريم تكيه مي‌كرديم؛ كسي كه به‌عنوان مرد يا زن، نمونه و يگانه است، يعني كسي كه ديگر هرگز نظيرش را نخواهيم يافت، براي جلوگيري از يأس حتمي حاصل از توقعات برآورده نشده، بايد فقط از خودمان توقع داشته باشيم، بدين‌ترتيب به ديگران اجازه خواهيم داد كه خودشان باشند.

بايد بتوانيم در هر شرايطي چه خوب و چه بد، همراه و همدمي مناسب باشيم. فراموش نكنيم كه در يك رابطه عاشقانه موفق، ديگر«من»وجود ندارد و بايد «ما» شويم.

 يادمان نرود كه «عشق شكيبايي و مهرباني است! عشق حسادت، خودبيني و غرور نيست، عشق رفتارهاي نادرست، خودخواهي يا عصبانيت نيست، عشق خطاها را نمي‌شمارد، عشق با بدي سازگار نيست اما با حقيقت خوش است، عشق هرگز تسليم نمي‌شود؛ ايمان، اميد و صبرش هرگز شكست نمي‌خورد، عشق جاودان است

كیروش با نارضايتي از ايران رفت

 

هر بار كه «كارلوس كیروش» پايش را از ايران بيرون مي گذارد بايد نگران اين باشيم كه نكند برنگردد.
هر بار كه «كارلوس كیروش» پايش را از ايران بيرون مي گذارد بايد نگران اين باشيم كه نكند برنگردد.

سرمربي پرتغالي تيم ملي اين بار هم بدون آن كه برنامه‌اي ارائه دهد، ايران را براي سپري كردن يك استراحت نسبتا طولاني ترك كرد و به مسوولان فدراسيون فوتبال هم نگفت كه به كجا مي‌رود و چه زمان برمي‌گردد؟!

همين موضوع شايعه ناراحتي كرش را تقويت كرد؛ ناراحتي از بابت امكانات نامناسبي كه در اختيارش قرار دارد و همين طور عدم انتخاب حريفان بزرگ براي بازي‌هاي تداركاتي.

سرمربي تيم ملي در همين رابطه پنجشنبه گذشته جلسه‌اي با علي كفاشيان داشت تا در آن خواسته‌هايش را يك به يك براي رييس فدراسيون فوتبال بازگو كند.

كفاشيان هرچند چيزي از نارضايتي سرمربي اروپايي تيم ملي را بروز نداد، اما اشاره كوچك او به صحبت‌هاي ردوبدل شده در آن جلسه گوياي همه چيز بود.

«در نشست مشترك، سرمربي تيم ملي به روزهاي اول همكاري‌اش اشاره كرد و گفت كه در آن روزها مشكلاتي وجود داشت، اما در حال حاضر بسياري از آنها مرتفع شده، با اين حال نبايد تصور كنيم كه ديگر مشكلي وجود ندارد.»

كفاشيان با بيان اين مطالب افزود: «در ادامه اين نشست در خصوص برنامه‌ريزي براي اردوهاي آتي تيم ملي، امكانات مورد نياز براي آنها، در نظر گرفتن زمين تمريني مناسب و ارائه تسهيلات مناسب براي مسافرت‌هاي تيم‌هاي ملي بحث و بررسي انجام شد و از كرش خواستيم تمامي امكانات مورد نياز و همچنين برنامه‌هاي تمريني، تداركاتي و آماده‌سازي مدنظر خود را به ما اعلام كند كه البته اكثر اين برنامه‌ها به بعد از برگزاري ديدار با تيم ملي قطر مربوط خواهد بود.»

در اين ميان هر چند مدير رسانه‌اي تيم ملي شايعه تهديد كرش مبني بر عدم بازگشت به ايران به خاطر كمبود امكانات را تكذيب كرد و گفت؛ او در زمان ترك ايران نه عصباني بود و نه از مشكلات تيم ملي حرفي زد، اما از صحبت‌هاي نايب رييس فدراسيون فوتبال هم اين گونه برداشت مي‌شود كه سرمربي تيم ملي دغدغه‌هايي دارد كه بايد برطرف شود.

مهدي تاج در اين باره گفت: «بزرگ‌ترين دغدغه كرش فراهم كردن مسابقات تداركاتي با تيم‌هاي بزرگ دنياست كه ما موضوع تامين بودجه كافي براي اين كار را با جديت پيگيري مي‌كنيم. ديگر مشكلات و دغدغه‌هاي كارلوس كرش هم جدي نبوده و قابل حل است.»

با اين حال، آن طور كه مدير رسانه‌اي تيم ملي مي‌گويد كرش بدون آن كه بگويد از ايران به كدام كشور مي‌رود، فقط اين را گفته كه؛ «به شما اطلاع مي‌دهم كه در چه تاريخي به ايران باز خواهم گشت!»

داستانک: درسی که مرد به همسرش داد!

زنی مشغول درست کردن تخم مرغ برای صبحانه بود...
زنی مشغول درست کردن تخم مرغ برای صبحانه بود.

ناگهان شوهرش سراسیمه وارد آشپزخانه شد و داد زد : مواظب باش ، مواظب باش ، یه کم بیشتر کره توش بریز....

وای خدای من ، خیلی زیاد درست کردی ... حالا برش گردون ... زود باش

باید بیشتر کره بریزی ... وای خدای من از کجا باید کره بیشتر بیاریم ؟؟ دارن می‌سوزن مواظب باش ، گفتم مواظب باش ! هیچ وقت موقع غذا پختن به حرفهای من گوش نمی‌کنی ... هیچ وقت!! برشون گردون ! زود باش ! دیوونه شدی ؟؟؟؟ عقلتو از دست دادی ؟؟؟ یادت رفته بهشون نمک بزنی ... نمک بزن ... نمک ...

زن به او زل زده و ناگهان گفت : خدای بزرگ چه اتفاقی برات افتاده ؟! فکر می‌کنی من بلد نیستم یه تخم مرغ ساده درست کنم؟

شوهر به آرامی گفت : فقط می‌خواستم بدونی وقتی دارم رانندگی می‌کنم، چه بلائی سر من میاری.

جملات کوتاه ولی زیبا از بزرگان (3)

 

۴۱. خداوند، روی خطوط کج و معوج، راست و مستقیم می‌نویسد. (برزیلی)

۴۲. تکامل و حرکت، مبنا و پیش فرض کل وجود است. (انگلس)

۴۳. كسی كه دارای عزمی راسخ است، جهان را مطابق میل خویش عوض می كند. (گوته)

۴۴. بهتر است ثروتمند زندگی کنیم تا اینکه ثروتمند بمیریم. (جانسون)

۴۵. اگر می‌بینی کسی به روی تو لبخند نمی‌زند علت را در لبان فرو بسته ی خود جستجو کن. (دیل کارنگی)

۴۶. شیرینی یکبار پیروزی به تلخی صد بار شکست می‌ارزد .(سقراط)

47. قطعاً خاک و کود لازم است تا گل سرخ بروید. اما گل سرخ نه خاک است و نه کود (پونگ)

۴۸. ضعیف‌الاراده کسی است که با هر شکستی بینش او نیز عوض شود. (ادگار‌ آلن‌پو)


۴9. لحظه ای که به کمال رسیدم و منور شدم، تمام هستی کامل و منور شد. (بودا)

۵۰. انسان باید از هر حیث چه ظاهر و چه باطن، زیبا و آراسته باشد. (آنتوان چخوف)

۵۱. برای اداره كردن خویش، از سرت استفاده كن و برای اداره كردن دیگران، از قلبت. (دالایی لاما)

۵۲. تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید. پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند. (گراهام بل)

53. اگر جانت در خطر بود بجای پنهان شدن بکوش همگان را از گرفتاری خویش آگاه سازی. (ارد بزرگ)

54. اگر در اولین قدم، موفقیت نصیب ما می شد، سعی و عمل دیگر معنی نداشت. (موریس مترلینگ)

55. ما ندرتاً دربارۀ آنچه که داریم فکر می کنیم، درحالیکه پیوسته در اندیشۀ چیزهایی هستیم که نداریم. (شوپنهاور)

56. آنكه می تواند، انجام می دهد، آنكه نمی تواند انتقاد می كند. (جرج برنارد شاو)


57. لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم؛ غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختی بودند. (دکتر علی شریعتی)

58. بیشترین تأثیر افراد خوب زمانى احساس مى شود كه از میان ما رفته باشند. (امرسون)

59. از دیروز بیاموز. برای امروز زندگی کن و امید به فردا داشته باش. (آلبرت انیشتن)

60. پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری، آنست که بعد از هر زمین خوردنی برخیزی. (مهاتما گاندی)

منبع : پرشین اســــتار

داستانک: شگرد پسرک در مقابل نادر شاه

زمانی که نادر شاه افشار عزم تسخیر هندوستان داشته در راه کودکی را دید که به مکتب می‌رفت...
زمانی که نادر شاه افشار عزم تسخیر هندوستان داشته در راه کودکی را دید که به مکتب می‌رفت. 

از او پرسید: پسر جان چه می‌خوانی؟

قرآن.

- از کجای قرآن؟

- انا فتحنا….

نادر از پاسخ او بسیار خرسند شد و از شنیدن آیه فتح فال پیروزی زد.

سپس یک سکه زر به پسر داد اما پسر از گرفتن آن اباکرد.

نادر گفت: چر ا نمی گیری؟

گفت: مادرم مرا می‌زند می‌گوید تو این پول را دزدیده ای.

نادر گفت: به او بگو نادر داده است.

پسر گفت: مادرم باور نمی‌کند.

می‌گوید: نادر مردی سخاوتمند است. او اگر به تو پول می‌داد یک سکه نمی‌داد. زیاد می‌داد.

حرف او بر دل نادر نشست. یک مشت پول زر در دامن او ریخت.

از قضا چنانچه مشهور تاریخ است در آن سفر بر حریف خویش محمد شاه گورکانی پیروز شد.

منبع: داستانک

داستانک: اتفاقی که برای همه زنان می افتد...

لوییزا دریچ در این متن که با عنوان «Turn Signals» در شماره 22 دسامبر 2003 مجله نیویورکر منتشر شده، دغدغه های مادرانه اش را به تصویر می کشد.
نوزادان آن قدر بی دفاع و ناتوانند که تصور به دنیا آوردنشان در برف زمستانی، هر مادری را نگران می کند؛ سرماخوردگی به کنار، «نکند سر بخورم و بچه طوری اش بشود؟». غافل از این که بچه ها به سادگی بزرگ می شوند و هر روز دور و دورتر. لوییزا دریچ در این متن که با عنوان «Turn Signals» در شماره 22 دسامبر 2003 مجله نیویورکر منتشر شده، دغدغه های مادرانه اش را به تصویر می کشد...

- سه تا از چهار دخترم سر سیاه زمستان به دنیا آمده اند. فقط تولد یکی شان اوایل بهار است، همان که دیرتر از موعد به دنیا آمده. برای همین کوتاه ترین و سردترین روزهای سال، برای من یادآور ماجراهای ترسناک یک تولد جدید و فرسودگی روزهای اولیه مادرشدن است.

حالا که سه دختر بزرگم در سن جوانی و نوجوانی اند، می توانم خوشی ها و ناخوشی های تمرین رانندگی را هم به ماجراهای داشتن بچه های متولد زمستان، اضافه کنم؛ به این دلیل ساده که دوتا دختر بزرگم، دقیقا روز بعد از تولد شانزده سالگی شان، امتحان گواهینامه داشتند و تمام تمرینات رانندگی شان هم با حضور اجباری من به عنوان همراه، در صبح های منجمد مینه سوتا اتفاق می افتاد؛ وقتی ما با ترس و لرز توی گل و لای و یخ و مه، به طرف مدرسه می راندیم. این مراسم باشکوه با حضور رانندگان «کلد ولی» روی آسفالت یخ زده برگزار می شد. هر دوی دخترها، همان بار اول قبول شدند و نتیجه را با غرور و هیجان به سمع و نظر مادرشان رساندند. من، تنها عکس العملم این بود که با وحشت آب دهانم را قورت بدهم.

بعد، آن لحظات سرنوشت ساز فرا می رسید؛ وقت هایی که یکی از دخترها، دزدکی پشت فرمان می نشست و با ماشین فرار می کرد. هربار غافلگیر می شدم. با این همه، در تجربه های اولشان، همیشه به آغوش من پناه آوردند. یک بار دخترم ماشین را مورب، کنار خیابان رها کرده بود و خودش ناپدید شده بود. من توی بلوار دنبالش می گشتم. قرار بود چند دقیقه بعد، تگرگ و توفان پیش بینی نشده ای شروع شود اما من علاوه بر هوا، بهانه مهم تری هم برای ترس و نگرانی داشتم؛ این که رقم جریمه بیمه برای نوجوان ها نجومی بود و من باید با امضای فرمی، از بقیه تقاضای بخشش می کردم. اسم فرم یک کلمه مرکب آلمانی بود؛ چیزی مثل «مادر شرمنده از رانندگی فرزندش در زمستان.»



داشتم وارد پنجاه سالگی می شدم که فهمیدم دوباره باردارم و البته که تاریخ زایمانم، مثل همیشه، توی ژانویه افتاده بود. زمستان آن سال همه چیز با هم قاطی شده بود؛ رانندگی ناشیانه دخترها، هورمون ها (مال من و دخترها)، خیابان های یخ زده و شکوه برف نو. روزگار سختی بود. همه تلاشم این بود که بگذارم دخترها نوجوانی شان را بکنند، درحالی که خودم در اضطراب و نگرانی دست و پا می زدم.

دختر کوچکم در یکی از آن ژانویه هایی به دنیا آمد که برف ها ناگهان ذوب می شوند و مه غلیظ سنگینی درست می کنند که دور لامپ های هالوژن، یک هاله گل بهی رنگ تشیکل می دهد؛ یکی از آن روزهایی که انگار همه چیز ساکت و بی صدا در مه دم غروب فرو رفته. روی سطح جاده، مه منجمد به چنان سرسره لیزی تبدیل شده بود که آدم باید برای راه رفتن، کفش میخ دار می پوشید. شوهرم با وانت داج قرمزش، صد و چهل و چهار کیلومتر فاصله را تا بیمارستان، یک ساعته طی کرد. می شود گفت که تمام راه لیز خورد اما آخرش همه چیز خوب پیش رفت.

وقتی بالاخره در یک صبح روشن و آرام، آماده ترک بیمارستان شدیم، فهمیدیم که دختر بزرگم باید من و نوزاد را تا خانه برساند. توی وانت، جای امن و راحتی برای بچه و سبدش نبود و من اجازه نداشتم که رانندگی کنم. این بود که ناچار شدیم به ماشین قدیمی آبی آسمانی مان اعتماد کنیم. من سوار شدم. بچه خوابید. همه چیز برای من شگفت انگیز بود: راحتی ما، اوضاع منظم و سفر بی خطرمان، وانت بزرگ شوهرم که مثل بادی گارد دنبالمان می آمد و شکوه کاروان کوچمان. حالم ناگهان عوض شده بود. انگار که در یک مبارزه سنگین نفس گیر برنده شده باشم. سفرمان به خانه تاریخی، سرنوشت ساز و آرام بخش بود. دست های دخترم روی فرمان، دقیقا در موقعیت ده و ده دقیقه قرار گرفته بود، همان طوری که یادش داده بودند. قندیل درخت ها داشت آب می شد. رنگ خیابان به سیاهی می زد. ما به خانه برگشتیم و زندگی ادامه پیدا کرد.

آن قدر برف آمد و آمد که به نظر می رسید بارش برف ابدی ست. شب ها پر از دیوانگی و پر از آرامش بود. حالا، سه سال بعد از آن شب های گرم و روشن و دیوانه، یکی دیگر از  دخترها که دارد شانزده ساله می شود، رو به روی من نشسته و با وسواس لاک می زند، بعد با دست هایش اداهای عجیب و غریب درمی آورد تا مطمئن شود لاک ناخنش خوب از آب درآمده. من از روی تجربه می دانم که این یکی هم، براساس طالع زمستانی اش، گواهینامه اش را فردای تولد شانزده سالگی، همان بار اول خواهد گرفت و با ماشین از من دور و دورتر خواهد شد. آن وقت، فقط یکی شان برای من باقی می ماند. لابد وقتی کوچک ترین دخترم، که هنوز نوزاد است، ماشین را بر دارد و برود، من قبل از برگشتن به خانه، برای مدت طولانی توی بلوار منتظر خواهم ماند. بعد پیر و تنها به خانه برخواهم گشت. چای خواهم نوشید، بافتنی خواهم بافت و دعا خواهم خواند. شاید هم بتوانم هر سه تا کار را باهم بکنم. این طوری حداقل دخترهایم در جاده های سرد، گرم خواهند ماند.

منبع: همشهری داستان

چهره‌شناسي: با يك نگاه بفهميد او چه خصوصياتي دارد!

چهره‌خواني هنري كهن است كه در سراسر جهان شناخته شده و اولين چيزي كه در يك چهره توجه شما را جلب مي‌كند تقارن نداشتن صورت‌هاست. اجزاي مختلف چهره‌ نمايانگر شخصيت فردي و اجتماعي شماست.
برترین مجله اینترنتی ایران



آناليز اجزاي مختلف چهره (چانه، گونه، پيشاني، ابرو، بيني)

چانه: در چهره‌شناسي، چانه نشان‌دهنده صفاتي از جمله قاطعيت، رقابت‌جويي و پرخاشگري است. اگر چانه‌اي بزرگ و برجسته داريد يعني صفاتي از جمله قاطعيت، رقابت‌جويي و پرخاشگري جزو خصوصيات شماست. اگر چانه‌اي كوچك داريد فردي آرام و صلح‌طلب هستيد.

گونه‌اي كشيده و برجسته: به محض اين‌كه وارد جمعي مي‌شويد تمام نگاه‌ها به سمت شما خيره خواهد شد اين گونه‌ها، گونه‌هاي سينمايي نام دارند.

پيشاني بيرون زده: نشانگر تخيل‌گرا بودن و ابتكار در زندگي شخصي شماست.

پيشاني كه به سمت عقب شيب دارد: نشانگر حافظه قوي و واكنش سريع به اعمال است.

پيشاني صاف: نشانگر تصميم‌گيري في‌البداهه و پذيراي عقايد جديد و متفاوت است.

برجستگي گوشتي بين ابروها: نشانگر اراده قوي، راسخ و همت در انجام امور زندگي است.

برآمدگي استخواني بالاي ابرو: نشانگر احترام به قوانين و مقررات است.

ابروهاي پرپشت: نشانه داشتن تفكر مبهم است و اين افراد بيشتر شنونده هستند تا اين‌كه اطلاعاتي به ديگران بدهند.

ابروهاي پيوسته: نشانه داشتن تفكر دائم بوده و اين افراد در استراحت مشكل دارند.

ابروكماني: ارتباط خوب با مردم، يادگيري با مثال‌هاي كاربردي.

ابروهاي صاف: برخورد منطقي با امور.

ابروي هشتي: رياست‌طلبي، درستكاري.

بيني: دقيقا در وسط صورت قرار گرفته و مهم‌ترين عضو است و اولين ورودي براي دريافت انرژي است.

بيني بزرگ: حس رياست و علاقه به ايجاد تحول.

بيني بلند: نياز به تسلط بر محيط كار.

بيني كوتاه: توان پايان دادن به كارها و سخت‌كوش.

بيني بلند و صاف: (در نيم‌رخ انحنايي روي بيني ديده نمي‌شود) شيوه كار منطقي و برنامه‌ريزي بلندمدت.

بيني مقعر: (در نيم‌رخ تورفتگي روي بيني ديده مي‌شود) شيوه كار احساساتي، نياز به قدرداني از زحمات.

بيني كه (پره‌هاي باز و عريض دارد): حمايت از عزيزان و نزديكان بامحبت، تلاش براي موفقيت خانواده.

بيني كوچك: مستقل و حمايت كم از اطرافيان.

بيني سربالا: اعمال صحبت‌هاي نسنجيده، شنونده خوب.

بيني نوك‌پهن: (نوك بيني پهن و گوشتي) كسب امنيت مالي، مال‌اندوزي.

بيني با نوك گرد: هنردوست و زيبايي‌طلب.

بيني با نوك نازك: ولخرج.

اختصاصی مجله اینترنتی برترین ها Bartarinha.ir

شخصیت شناسی از روی کف دست

نزاع همیشگی راست دست ها و چپ دست ها!

 

برترین مجله اینترنتی ایران



كف‌بينان دستي را كه افراد با آن مي‌نويسند يا غذا مي‌خورند، دست اصلي مي‌نامند و همان‌طور كه آمار نشان مي‌دهد، دست اصلي براي بيشتر افراد دست راست آن‌هاست.

  • وقتي راست دست‌ها در انتخاب گزينه‌هاي‌شان از مغز و هوش خود استفاده مي‌كنند، احساس راحتي مي‌كنند، درحالي‌كه چپ‌دست‌ها در پيروي از قلب‌شان احساس خوشحالي و نشاط مي‌كنند؛ اين اصلي است كه حتي علم روز هم آن را تاييد كرده است.
  • اگر شما چپ دست هستيد بايد به‌خود بباليد زيرا درصورت چپ دست بودن صداي دروني نيرومندي داريد.



كف بيني تاريخچه‌اي طولاني داشته و زادگاه آن شرق آسياست اما با رونق گرفتن داد و ستد و بازرگاني، احتمالا از طريق يونان به كشورهاي غربي راه يافته است. شكل و خطوط كف دست هركس همانند اثر انگشت او منحصر به فرد است و هيچ 2 انساني را نمي‌توان يافت كه خطوط كف دست‌شان كاملا مشابه باشد. كف‌بينان معتقدند كف دست هركس اطلاعات بسيار زيادي را راجع به شخصيت، منش، خصوصيات رفتاري، مدت عمر و حوادث و وقايع زندگي هر فرد بيان مي‌كند.

اگر مي‌خواهيد خودتان از راز خطوط كف دست‌تان باخبر شويد، بايد كمي به‌خودتان سختي بدهيد و فوت و فن آن را ياد بگيريد. درست است كه سخت است اما مي‌توانيد اصول ابتدايي آن را بياموزيد. كف‌بيني هنر خواندن شخصيت و تقدير و سرنوشت از شكل دست و خط‌هاي كف آن است؛  اين ربطي به پيشگويي ندارد بلكه درباره شناخت شخصيت خود و افراد است.



كـدام دسـت را بايد خوانـد؟

وقتي كه درگير يادگيري امور مربوط به كف‌بيني هستيد، ممكن است در مورد اين‌كه به كدام دست نگاه كنيد دچار سردرگمي شويد. آيا بايد كف هر 2 دست را بخوانيد يا فقط يك دست را؟ اگر قرار است فقط به اندازه چند دقيقه به كف دستان فردي نگاه كنيد، راه‌حل اين است كه از او بپرسيد با كدام دست مي‌نويسد، سپس به آن دست نگاه كنيد. درصورتي كه به اندازه كافي وقت داريد مي‌توانيد با حوصله به هر 2 دست دوست‌تان نگاه كنيد و زمان زيادي براي مقايسه خطوط و شكل آن‌ها اختصاص دهيد. فراموش نكنيد مهم‌ترين دستي كه بايد به آن توجه كنيد، دست اصلي اوست. كف‌بينان دستي را كه افراد با آن مي‌نويسند يا غذا مي‌خورند، دست اصلي مي‌نامند و همان‌طور كه آمار نشان مي‌دهد، دست اصلي براي بيشتر افراد دست راست آن‌هاست. بيشتر مردم راست دست هستند و در اين زمانه راست دست بودن نعمت است چون اغلب وسايل براي استفاده راست دست‌ها ساخته مي‌شود و زندگي براي آن‌ها راحت‌تر خواهد بود اما هيچ مي‌دانستيد اگر 100 نفر را در يك اتاق قرار دهيد 15 نفر آن‌ها چپ دست خواهند بود. چپ دست بودن يك ويژگي خاص محسوب مي‌شود و اغلب تحقيقات نشان مي‌دهد اين قبيل افراد توانايي‌هاي خاصي دارند. اگر شما چپ دست هستيد بايد به‌خود بباليد زيرا درصورت چپ دست بودن صداي دروني نيرومندي داريد. اين به آن معناست كه شما براي دريافت پاسخ‌هاي صحيح مي‌توانيد به صداي قلب يا احساس‌تان گوش دهيد. راست دست‌ها نيز مي‌توانند چنين احساسي داشته باشند ولي آن‌ها اغلب آن را ناديده مي‌گيرند زيرا به آن اعتماد نمي‌كنند و بيشتر منطقي فكر مي‌كنند. وقتي راست دست‌ها در انتخاب گزينه‌هاي‌شان از مغز و هوش خود استفاده مي‌كنند، احساس راحتي مي‌كنند، درحالي‌كه چپ‌دست‌ها در پيروي از قلب‌شان احساس خوشحالي و نشاط مي‌كنند. حال بد نيست به كمك رنگ دست و البته شكل آن به برخي ويژگي‌هاي شخصيتي خود پي‌ببريد تا بعد بتوانيد به وسيله خطوط و اندازه انگشتان اطلاعات بيشتري به دست آوريد.



  شكل كف دست

شكل كف دست اهميت بسزايي دارد زيرا بيانگر شخصيت اصلي فرد است. در هر صورت ويژگي‌هاي شخصيت شما كه با دست اثبات شده‌اند بخشي از زندگي شماست. شكل كف دست در واقع بيانگر نحوه زندگي شماست.


  •  كف دست مربع شكل
اطلاعاتي كه مي‌توانيد از كف دست مربع‌شكل به دست آوريد:
فردي با كف دست مربع ترجيح مي‌دهد بيشتر اوقات خود را در هواي آزاد سپري كند، بدني قوي دارد و پرتحرك است. براي اين افراد چندان اهميتي ندارد كه دوستان زيادي داشته باشند و همين كه چند دوست خوب داشته باشند براي‌شان كافي است. آن‌ها دركل تغيير زيادي به زندگي‌شان نمي‌دهند و اگر از يك برنامه منظم پيروي كنند كارهاي بسياري انجام مي‌دهند. اين افراد احتمالا در ساختن چيزها بسيار توانمند هستند.


  •  كف دست مستطيلي
اطلاعاتي كه مي‌توانيد از كف دست مستطيلي شكل به دست آوريد:
اين افراد قدرت تخيل بسيار داشته و احتمالا خواب‌هاي بسياري مي‌بينند. آن‌ها افكارشان را هر روز روي كاغذ مي‌آورند و ممكن است حتي بتوانند شعر يا داستان كوتاه بنويسند. اين افراد برخورد بسيار گرمي با ديگران دارند و ممكن است گاهي بسيار احساساتي و حساس باشند. براي آن‌ها احساسات‌شان اهميت زيادي دارد. آن‌ها خواهان آرامش بسيار در زندگي‌شان بوده و جنگيدن و بحث كردن را دوست ندارند و از گذراندن وقت خود در تنهايي بسيار لذت مي‌برند. به كساني كه از آن‌ها مراقبت مي‌كنند، بسيار علاقه دارند. افرادي كه كف دست‌شان مستطيلي شكل است معمولا بسيار هنرمند هستند.


  •  كف دست مدور
اطلاعاتي كه مي‌توانيد از كف دست مدور شكل به دست آوريد:
برعكس مربع شكل‌ها آن‌ها دوست دارند دوستان زيادي داشته باشند. از جشن‌ها و مهماني‌ها لذت مي‌برند و دوست دارند با افراد جديد ملاقات كنند و انديشه‌هاي‌شان را تقسيم كنند. آن‌ها همچنين دوست دارند به ديگران كمك كنند و از توجه ديگران نسبت به‌خود خشنود مي‌شوند. فكرشان بسيار باز است و ممكن است بعدها در زندگي خود براي كمك به ديگران تلاش كنند. افرادي كه كف دست مدور دارند خيلي زود كسل مي‌شوند.


  •  كف دست مثلثي
اطلاعاتي كه مي‌توانيد از كف دست مثلثي شكل به دست آوريد:
اين افراد بسيار ناآرام هستند و مي‌خواهند كارهاي ماجراجويانه مانند صعود به كوهستان‌ها يا قايقراني انجام دهند. نشستن در خانه را دوست ندارند و دوست دارند همه چيز را كشف كنند. هميشه فردي مشغول و پرانرژي‌اند و عاشق آزادي‌ هستند. آن‌ها دوست ندارند ديگران به آن‌ها بگويند كه چه بكنند و چه نكنند. اين افراد دوست دارند رئيس شوند و مايلند هميشه مسئوليت داشته باشند.



   رنگ دست

گاهي اوقات رنگ كف دستان شما مي‌تواند تغيير كند. اغلب اوقات، كف دستان‌تان سايه‌اي از رنگ صورتي خواهد داشت. گاهي نيز به رنگ ديگري در خواهد آمد. به اين مسئله دقت كنيد. رنگ‌هاي مختلف بيانگر احساسات فرد است.



  صورتي: رنگ صورتي، رنگ طبيعي كف دست است. وقتي كف دستان شما صورتي است احساس خوبي داريد، پر از انرژي هستيد و احساس تندرستي مي‌كنيد.



 قرمز: وقتي رنگ كف‌ دستان‌تان قرمز به‌نظر مي‌رسد، معمولا به اين معناست كه از فرد ديگري ناراحت يا عصباني هستيد. دليلش مي‌تواند اين باشد كه شما را از انجام كاري منع كرده‌اند. به خلق و خوي خود توجه كنيد، اگر دستان‌تان بسيار سرخ است، احساس خشونت و مبارزه‌طلبي خواهيد داشت. سعي كنيد ورزشي را كه دوست داريد انجام دهيد تا از عصبانيت رها شويد.



  زرد: وقتي رنگ كف دستان‌تان متمايل به زرد است، به اين معناست كه در مورد چيزي نگران هستيد و چيزي وجود دارد كه شما را عذاب مي‌دهد. كف دست بسيار زرد نشان‌دهنده اين است كه از افراد ديگر انتقاد كرده‌ايد، از آن‌ها توقع داشته‌ايد يا آن‌ها را به تمسخر گرفته‌ايد. سعي كنيد به جاي اين كارها با آن‌ها گفت‌وگو كنيد. كف دستان بسيار زرد به معناي اين است كه شما واقعا مي‌خواهيد مردم به حرف شما گوش كنند.



  سفيد: وقتي رنگ كف دستان‌تان اندكي سفيد به‌نظر مي‌رسد، نشان‌دهنده اين است كه به تنهايي نياز داريد، يعني نمي‌خواهيد حتي لحظه‌اي با كسي صحبت كنيد. در اين صورت ممكن است دوستان‌تان فكر كنند اتفاقي افتاده. اگر كف دستان‌تان بسيار سفيد است، در اين صورت احساس تنبلي مي‌كنيد يعني ممكن است بخواهيد تمام روز را در رختخواب بمانيد.



  آبي: رنگ آبي كف دستان اثبات‌كننده اين است كه درگيري ذهني داريد و اگر بسيار آبي باشد يعني بسار غمگين هستيد. با كسي كه دوستش داريد يا نسبت به او احساس نزديكي مي‌كنيد، صحبت كنيد و غم‌هاي‌تان را دور بريزيد.

حالا كه از شكل و رنگ دست به برخي مسائل پي برديد، مي‌توانيد در شماره‌هاي بعد با پي بردن به راز  خطوط و اندازه انگشتان دست، موضوعات بيشتري  را بفهميد.

اختصاصی مجله اینترنتی برترین ها Bartarinha.ir

یک تصویر بسیـــــــــــــــــــار جالب

 

30 ثانیه بر روی ستاره قرمز رنگ خیره شوید. سپس روی یک دیوار یا کاغذ سفید نگاه کرده و مرتب تند تند پلک بزنید. نتیجه جالب خواهد بود :6177:
 

 

جملات زیبا و پر معنی

                                 

 

 

سلامتی رفیقی که تو رفاقت کم نزاشت ولی کم برداشت تا رفیقش کم نیاره

.

.

.

سلامتی مداد پاک کن که به خاطر اشتباه دیگران خودشو کوچیک میکنه . . .

.

.

.

به سلامتی اون دلی که هزار بار شکست ولی هنوزم شکستن بلد نیست . . .

.

.

.

به سلامتی اونایی که تو اوج سختی ها و مشکلات

به جای اینکه تَرکمون کنن درکمون می کنن . . .

.

.

.

سلامتی اونایی که

درد دل همه رو گوش میدن

اما معلوم نیس خودشون کجا درد دل میکنن . . .

.

.

.

به سلامتی اون رفتگری که تو این هوا داره به عشق زن بچش

کوچه و خیابون رو جارو میزنه که یه لقمه نون حلال در بیاره . . .

.

.

.

سلامتی اونایی که تو این هوای دو نفره با تنهاییشون قدم میزنن  . . .

.

.

.

به سلامتی اونهائی که دوست دارم رو درک می کنند

و اونو به حساب کمبودهات نمی ذارن . . .

.

.

.

به سلامتی اونی که باخت تا رفیقش برنده باشه . . .

.

.

.

به سلامتی همه باباهایی که

رمز تموم کارتهای بانکیشون شماره شناسنامشونه !

.

.

.

به سلامتی کسی که هنوز دوسش داری

ولی دیگه مال تو نیست . . .

.

.

.

سلامتی مادر

که وقتی غذا سر سفره کم بیاد

اولین کسی که از اون غذا دوس نداره خودشه . . .

.

.

.

به سلامتی همه اونایی که خطشون اعتباریه ولی معرفتشون دایمیه!

.

.

.

به سلامتی اونایی که به پدر و مادرشون احترام میذارن و میدونن تو خونه ای که

بزرگترها کوچک شوند؛ کوچکترها هرگز بزرگ نمیشوند . . .

.

.

.

به سلامتی مادر که بخاطر ما هیکلش به هم خورد !

.

.

.

به سلامتی کسی که دید تو تاکسی بغلیش پول نداره

به راننده گفت :پول خورد ندارم مال همه رو حساب کن….!

.

.

.

 به سلامتی بیل!

که هرچه ‌قدر بره تو خاک، بازم برّاق‌تر می‌شه . . .

.

.

.

 به سلامتی سیم خاردار!

که پشت و رو نداره

.

.

.

به سلامتی اونی که بیکسه، ولی ناکس نیست . . .

.

.

.

به سلامتی اونایی که

چه عشقشون پیششون باشه چه نباشه

چشمشون مثل فانوس دریایی نمی چرخه . . .

.

.

.

به سلامتی حلقه های زنجیر

که زیر برف و بارون میمونن زنگ میزنن ولی هم دیگه رو ول نمیکنن . . .

.

.

.

گل آفتابگردان را گفتند:

چراشبها سرت را پایین می اندازی؟

گفت :ستاره چشمک میزند، نمیخواهم به خورشید خیانت کنم

به سلامتی همه اونایی که مثل گل آفتابگردان هستند . . .

.

.

.

به سلامتی همه ی اونایی که مارو همین جوری که هستیم دوس دارن . . .

.

.

.

بسلامتی اون دختری که حاضر زیر بارون خیس بشه ولی‌ سوار ماشین هیچ پسری نشه . . .

.

.

.

به سلامتی کسی که وقتی بردم گفت :

اون رفیق منه

وقتی باختم گفت :

من رفیقتم  . . .

.

.

.

به سلامتی کسی که بهش زنگ میزی…..خوابه

ولی واسه این که دلت رو نشکنه

میگه:خوب شد زنگ زدی….باید بیدار میشدم . . .

.

.

.

به سلامتی‌ اون بچه‌ای که شیمی‌ درمانی کرده همه ی موهاش ریخته

به باباش میگه بابا من الان شدم مثل رونالدو یا روبرتو کارلوس؟

باباش میگه قربونت برم از همه اونا تو خوش تیپ تری . . .

.

.

.

به سلامتی‌ اون پسری که وقتی‌ تو خیابون نگاهش به یه دختر ناز و خوشگل میفته

بازم سرشو میندازه پایین و زیر لب میگه: اگه آخرشم باشی‌

انگشت کوچیکهٔ عشقم هم نیستی . . .

.

.

.

به سلامتی اونایی که

چه عشقشون پیششون باشه چه نباشه

چشمشون مثل فانوس دریایی نمی چرخه . . .

.

.

.

به سلامتی دریا که همه با لبش خاطره دارن !

.

.

.

به سلامتی همه اوونایی که

دلشون از یکی دیگه گرفته

ولی برای اینکه خودشون رو آروم کنن

میگن بخاطره غروب پاییزه . . .

.

.

.

بسلامتی با ارزش ترین پول دنیا “تومن”

چون هم تو هستی توش، هم من . . .

.

.

.

به سلامتی اونایی که اگه صد لایه ایزوگامشون

هم بکنن بازم معرفت ازشون چیکه میکنه . . .

.

.

.

سلامتی اونایی که دوسشون داریم و نمیفهمن !

آخرشم دق میدن مارو !

.

.

.

سلامتی همه کلاس اولی ها که تازه امسال یاد میگیرن سلامتی درسته نه صلامتی!

.

.

.

بسلامتیه اون پسری که خواست آدم بشه

ولی یه دختر اومد تو زندگیش و نذاشت

همیشه پای یک زن در میان است !

.

.

.

سلامتی پسر بچه های قدیم که پشت لبشونو با ذغال سیاه می کردن

که شبیه باباهاشون بشن

نه مثل جوونای امروز ابروهاشونو نازک می کنن که شبیه ماماناشون بشن !

.

.

.

به سلامتی مهره های تخته نرد که تا وقتی رفیقشون تو حبس حریف به احترامش بازی نمی کنن !.......به سلامتی کسیکه تو خیالمونه ولی بیخیالمونه...

.

.

.


به سلامتی دوست خوبی که

مثل خط سفید وسط جاده است,

تکه تکه میشه

ولی بازم پا به پات میاد

.

.

.

به سلامتی باغچه ای که خاکش منم گلش تویی و خارش هرچی نامرده

.

.

.


.به سلامتی پدری که لباس خاکی و کثیف میپوشه

میره کارگری برای سیر کردن شکم بچه اش ،

اما بچه اش خجالت میکشه

به دوستاش بگه این پدرمه

.

.

.

سلامتی نوشابه که خانواده داره و خیلی ها ندارن !

.

.

.

به سلامتی سندباد که کل دنیا رو با شلوار کردی دور زد

.

.

.

و در آخر به سلامتیه دوست نازنینی که گفت:

قبر منو خیلی بزرگ بسازین…. چون یه دنیا ارزو با خودم به گور میبرم !

.

.

.

(به سلامتی تو  رها)

تست روانشناسی: مدیریت عواطف و احساسات

خنده‌هاي زوركي اشك‌هاي يواشكي...
عواطف اهميت زيادي دارند؛ نه فقط به واسطه ايجاد احساسات خوشايند يا ناخوشايند! بلكه همين احساسات هستند كه چگونگي رفتار ما را مشخص مي‌كنند. عواطف بر خلاف رفتار، در معرض كنترل سايرين نيستند؛ نه شما قادر به كنترل عواطف ديگران هستيد...
برترین مجله اینترنتی ایران


عواطف اهميت زيادي دارند؛ نه فقط به واسطه ايجاد احساسات خوشايند يا ناخوشايند! بلكه همين احساسات هستند كه چگونگي رفتار ما را مشخص مي‌كنند. عواطف بر خلاف رفتار، در معرض كنترل سايرين نيستند؛ نه شما قادر به كنترل عواطف ديگران هستيد و نه ديگران مي‌توانند عواطف شما را كنترل كنند و به بياني ديگر، احساسات شما فقط متعلق به شماست. البته ديگران هم مي‌توانند حداكثر كوشش خود را براي تاثير روي احساسات شما انجام دهند اما فقط و فقط شما مي‌توانيد انتخاب كنيد كه اين تاثيرات اعمال شود يا نه! در يك طبقه‌بندي كلي، احساسات را مي‌توان به 2 گروه تقسيم كرد:

احساساتي كه به شما كمك مي‌كنند، عملكرد موثرتري داشته باشيد داشتن سطح مناسبي از اضطراب است كه عملكرد را ارتقا مي‌بخشد و در نتيجه، بهتر از زماني كه به‌صورت معمول و عادي به مسائل نظر داريد، اقدام مي‌كنيد.

احساساتي كه موجب مي‌شوند عملكرد موثر شما پايين‌تر از سطح توانمندي شما باشد، احساساتي مانند خشم، دلواپسي و احساس گناه هستند كه غالبا مانع عملكرد موثر مي‌شوند. در ضمن مادامي كه‌ اين حالات در شما وجود دارد، احساس ناخوشايندي خواهيد داشت. واضح است احساساتي كه موجب ارتقاي عملكرد مي‌شوند، مطلوب و لذت‌بخش هستند، در مقابل احساساتي كه باعث افت عملكرد مي‌شوند، هم ناخواسته و هم ناخوشايند هستند.

پرسشنامه اين مطلب به اين منظور طراحي شده كه شما با استفاده ازآن، شايد براي نخستين باردر مورد عواطف و احساسات خود فكر كنيد. گرچه عواطف تاثيرات وسيع و عميقي بر رفتار شما دارند اما يقينا در مقام عمل، بسيار مورد بي‌توجهي قرار مي‌گيرند. فهرست باورهاي داده شده را مطالعه كنيد و در كنار عبارت‌هايي كه به آن‌ها اعتقاد داريد، علامت «√» را انتخاب كرده و در كنار عبارت‌هايي كه به آن‌ها معتقد نيستيد، علامت «X» را براي خود درنظر بگيريد. در نهايت صداقت پاسخ دهيد و با خودتان روراست باشيد تا در نهايت بتوانيد شناخت خوبي از خود به دست آوريد.





احساسات ناخواسته، چنان رفتار شما را مختل مي‌كنند كه عملكرد موثر نخواهيد داشت. اين احساسات غالبا ناخوشايند هم هستند. زمان‌هايي فاقد عملكرد موثر هستيد كه:

1- در مواجهه با مردم، كم‌حوصله‌ايد.
2- با همكاران‌تان نمي‌توانيد صريح و روشن صحبت كنيد، حتي اگر تمايل به اين كار داشته باشيد.
3- نمي‌توانيد براي كار روي يك پروژه تمركز داشته باشيد، هر چند به آن علاقه‌مند هم باشيد.
4- بي‌قرار و اندوهگين هستيد.
5- نمي‌توانيد در بعضي فعاليت‌هاي لذت‌بخش شركت كنيد زيرا به‌گونه‌اي فزاينده احساس مي‌كنيد بايد در حال كار باشيد.
6- نمي‌توانيد خودتان را به كسي كه به شما مراجعه مي‌كند، معرفي كنيد.
7- خشم‌تان شما را از تفكر روشن باز مي‌دارد.
8- نمي‌توانيد خواب راحتي داشته باشيد، زيرا موضوعي شما را آزار مي‌دهد.
9- وقتي عصبي مي‌شويد، شدتش به حدي است كه زبان‌تان بند مي‌آيد.




چه نمره اي مي گيريد؟

حالا با توجه به علامت‌هايي كه انتخاب كرده‌ايد، امتيازهاي √ وX‌تان را جمع بزنيد و نتيجه را در ادامه ببينيد.     
  • 100-80
عالي است! باورهايي داريد كه به شما در مديريت عواطف و هيجان‌ها كمك مي‌كند.
  • 79-60
خيلي خوب است، براي شما مديريت كردن عواطف‌تان كار سختي نيست.
  • 59-40
 متوسط! براي مديريت كردن عواطف‌تان بايد برخي از باورهاي‌تان را تعديل و اصلاح كنيد.
  • 39 و كمتر
 براي اين‌كه به مرحله آمادگي براي مديريت عواطف خود برسيد، نيازمند بازنگري در بسياري از عواطف‌تان هستيد.



پس براي پيشگيري (نه سركوب! پيشگيري واقعي)از احساسات ناخواسته و عملكرد غيرموثر چه مي‌توان كرد؟

2 گزينه براي پيشگيري از احساسات ناخواسته داريد:
  • گزينه اول: تغيير موقعيت
از آنجا كه زنجيره با يك رويداد يا عامل بيروني آغاز مي‌شود، يك گزينه آن است كه موقعيت‌هايي را كه موجب بر انگيختن احساسات غيرموثر در شما مي‌شود، مشخص كرده و از اين موقعيت‌ها اجتناب كنيد  يا آن‌ها را تغيير دهيد. مشكل كار اين است كه غالبا اجتناب از موقعيت‌ها، امكان‌پذير نيست. بهتر است مستقيما با موقعيت‌ها مواجه شويد و رفتار خود را كنترل كنيد.
  • گزينه دوم: تغيير افكار
پيشنهاد گزينه دوم عبارت است از جايگزين كردن آگاهانه افكاري كه منجر به بروز احساسات غيرموثر مي‌شوند، با افكار ديگري كه حاوي چنين پيامدي نيستند. هر احساسي هميشه از سوي يك فكر پشتيباني مي‌شود و از آنجا كه ما توانايي كنترل افكارمان را داريم، تفكر، اميدوارانه‌ترين روش براي پيشگيري از احساسات غيرموثر است. افكاري كه مخرب هستند و باعث بروز عواطف ناخواسته مي‌شوند، ويژگي‌هاي خاصي دارند.

اين افكار موقعيت را مبالغه‌آميز جلوه مي‌دهند، به‌نحوي كه شما به رويدادهاي نامطلوب فكر مي‌كنيد؛ براي مثال «اگر پاسخ سوال را ندانم، افتضاح مي‌شود!»، «اگر طرح ما موفق نشود، فاجعه رخ مي‌دهد».  باورهاي تعصبي و مملو از عبارات آمرانه مثل بايد، حتما و الزاما هم از جمله ديگر افكار مخرب هستند. مثلا اين‌كه «مردم بايد هميشه مودب باشند»، «همه چيز بايد سر جاي خودش باشد» يا اين‌كه «من بايد مورد پذيرش ديگران قرار گيرم».

همچنين نبايد تاثير باورهايي كه توام با لجاجت و يكدندگي هستند و هنگامي كه در شرايط خاصي برانگيخته مي‌شوند، مرتبا و بارها و بارها خود را تكرار مي‌كنند را دست كم گرفت. افكاري كه چنين ويژگي‌هايي دارند، عادت‌ساز هستند و مشكل افكار و باورهايي از اين قبيل، غيرواقعي بودن آن‌هاست. هيچ اتفاقي به‌خودي خود فاجعه‌آميز نيست مگر اين‌كه به افكارتان اجازه دهيد شما را مغلوب خود كنند.  براي نجات خود، سعي كنيد افكارتان را طوري تغيير دهيد كه باورهاي‌تان واقع بينانه‌تر شود. اگر افكار و باورهاي شما با واقعيت‌ها سازگارتر شود، كمتر در معرض عواطف ناخواسته قرار خواهيد گرفت. در اين حالت، كمتر دچار تغييرات عاطفي مي‌شويد. به‌طور كلي اگر ياد بگيريد در چه مواقعي عواطف خاصي را بروز بدهيد مديريت عواطف براي‌تان آسان‌تر خواهد بود همان طور كه شما طرز عمل و رفتار خود را انتخاب مي‌كنيد، عواطف خود را هم انتخاب مي‌كنيد.

اختصاصی مجله اینترنتی برترین ها Bartarinha.ir

زن، چراغ خانه است




می گویند زن، چراغ خانه است.
اما
لابد شنیده اید که در همین راستا، بعضی ها طرفدار "چلچراغ" شده اند
و بعضی ها هم تمایل به "صرفه جویی در مصرف برق" دارند!

با این حساب می شود این تعاریف را نیز ارائه داد:

دوست دختر:
چراغ گرد سوز! (در بلاد کفر، آن را GF می گویند. تحقیقات نشان داده این لغت، مخفف عبارت Gerdsooz Fitile (فتیله گردسوز) می باشد که در شرایط اضطراری، روشنایی اندکی می افروزد و خاموش شدنش سه سوته است و یک فوته!)

معشوق:
لامپ مهتابی! (در راستای رمانتیک بودن قضیه!)

همسر موقت:
لامپ کم مصرف!

همسر دائم:
همان چراغ خانه

همسر مطلقه:
لامپ سوخته!

همسر ایده آل:
چراغ جادو! (هردو افسانه اند!)

و اما شعر مرتبط:
با غول چراغ، آرزویی بکنید
از او طلب فرشته خویی بکنید
یک دانه بس است زن، مگر نشنیدید
خواهشا" در مصرف برق صرفه جویی بکنید

8نکته ساده در کنترل عصبانیت

 

 

 

 

مهارت‌های کنترل عصبانیت را بیاموزید تا استرس را در خود کاهش دهید. یکی از بزرگترین موانع در راه تحقق موفقیت شخصی و شغلی عصبانیت می‌باشد.
وقتی نمی‌توانیم عصبانیت خود را کنترل نمائیم از چند جهت دچار آسیب می‌گردیم:

▪ عصبانیت توانائی ما را برای خوشحالی از بین می‌برد، زیرا عصبانیت و خوشحالی در تضاد با یکدیگر هستند.


▪ عصبانیت موجب خارج شدن روابط خانوادگی و دیگر روابط از مسیر صحیح‌شان می‌گردد.


▪ عصبانیت موجب کاهش مهارت‌های اجتماعی، سازش و مصالحه شده و دیگر روابط را نیز در معرض خطر قرار می‌دهد.


▪ عصبانیت به معنای از دست دادن کار است، زیرا روابط را نابود می‌کند.


▪ همچنین عصبانیت به معنای شکست در کاری است که در صورت عدم عصبانیت و داشتن خلقی نرم‌تر می‌توان موفقیتی در پی داشت.


‌▪ عصبانیت منجر به افزایش فشار و استرس می‌گردد (و این رابطه دو طرفه است عصبانیت منجر به افزایش استرس و استرس موجب عصبانیت بیشتر است).


▪ در هنگام عصبانی بودن ما دچار اشتباهات بسیار می‌گردیم، زیرا پردازش اطلاعات در آن هنگام برای ما مشکل می‌باشد.


▪ اکنون افراد از خطرات عصبانیت و نیاز برای مدیریت و کنترل آن با سوختن مهارت‌ها و راهکارهای لازم آگاهی یافته‌اند.
برای برخی از افراد مدیریت و کنترل عصبانیت آسان و راحت است.


آنها نیز عصبانی می‌کردند. در واقع همه افراد عصبانی می‌گردند، اما کنترل آن برای برخی آسانتر است. اکثر افراد نیاز به یادگیری و رشد مهارت‌های کنترل عصبانیت دارند.

 

● مهارت‌های کنترل عصبانیت را در خود رشد و توسعه دهید:
افرادی که کنترل عصبانیت در آنها سخت و دشوار است نیاز به برنامه‌ای برای کنترل عصبانیت دارند. نکات زیر، مسائل مهمی می‌باشند که به شما در کنترل عصبانیت کمک می‌کنند. این نکات را به خاطر سپرده و به‌کار بندید.

 

۱) نکته اول در کنترل عصبانیت
این سؤال را از خود بپرسید: ”آیا این موضوع ده سال دیگر هم برایم مهم است؟“ به این وسیله می‌توانید مسئله را از دیدگاهی آرامتر بنگرید.

 

۲) نکته دوم در کنترل عصبانیت
از خود بپرسید: ”بدترین نتیجه مورد عصبانیت من چیست؟“ اگر کسی در پای صندوق فروشگاه از شما سبقت گرفت، سپری کردن سه دقیقه بیشتر، مسئله‌ای آنچنان مهم نمی‌باشد.

 

۳) نکته سوم در کنترل عصبانیت
تصور کنید که خود شما نیز همان کار (کاری که موجب عصبانیتان شده است) را انجام می‌دهید. با خود رو راست باشید. قبول کنید که گاهی اوقات شما نیز جلوی یک راننده دیگر درمی‌آئید... بعضی مواقع این مسئله تصادفی است. آیا نسبت به خود نیز عصبانی می‌شوید؟

 

۴) نکته چهارم در کنترل عصبانیت
از خود بپرسید: ”آیا طرف مقابل این کار را به‌طور عمدی نسبت به من انجام داده است؟“ در بسیاری از مواقع متوجه خواهید شد که این مسئله فقط در اثر بی‌دقتی و تعجیل رخ داده و کسی نمی‌خواسته شما را ناراحت کرده و بیازارد.

 

۵) نکته پنجم در کنترل عصبانیت
سعی کنید قبل از گفتن هر کلامی تا عدد ده بشمارید. انجام این کار رابطه مستقیمی با عصبانیت ندارد ولی می‌تواند صدمات ناشی از عصبانیت را به حداقل برساند.

 

۶) نکته ششم در کنترل عصبانیت
شمارش تا ده را با روش‌های جدید و بهتر انجام دهید مثلاً این کار را با یک تنفس که در عمق بین هر شماره عملی سازید. تنفس عمیق - از دیافراگم - به افراد کمک می‌کند تا احساس راحتی کنند.

 

۷) نکته هفتم در کنترل عصبانیت
می‌توانید سرعت شمارش اعداد را کندتر سازید. مثل شمارش شیوه قدیمی، یک کشتی بخار، دو کشتی بخار و ... شاید شمارش کشتی بخار زیاد خوشایند نباشد، به‌جای آن می‌توانید بشمارید: یک شکلات، دو شکلات و .. و یا هر چیز دیگری که برای شما خوشایند و خنده‌دار باشد.

 

۸) نکته هشتم در کنترل عصبانیت
تجربه‌ای آرامش‌بخش را تجسم نمائید. چشمانتان را ببندید و در ذهن خود سفر کنید. این کار را در مکان‌های امیدبخش و به دور از استرس انجام دهید.
سلامت نیوز

 

 

 
 

 

جملات کوتاه ولی زیبا از بزرگان

 

1. بزرگترین عیب برای دنیا همین بس که بی‌وفاست. (حضرت علی علیه‌السلام)

۲. آرزو دارم روزی این حقیقت به واقعیت مبدل شود که همه‌ی انسان‌ها برابرند. (مارتین لوتر‌کینگ)

3. بهتر است روی پای خود بمیری تا روی زانو‌هایت زندگی کنی. (رودی)

۴. بر روی زمین چیزی بزرگتر از انسان نیست و در انسان چیزی بزرگتر از فکر او. (همیلتون)

۵. عمر آنقدر کوتاه است که نمی‌ارزد آدم حقیر و کوچک بماند. (دیزرائیلی)

۶. چیزی ساده تر از بزرگی نیست آری ساده بودن همانا بزرگ بودن است. (امرسون)


۷. به نتیجه رسیدن امور مهم، اغلب به انجام یافتن یا نیافتن امری به ظاهر کوچک بستگی دارد. (چاردینی)

۸. آنکه خود را به امور کوچک سرگرم می‌کند چه بسا که توانایی کارهای بزرگ را ندارد. (لاروشفوکو)

۹. اگر طالب زندگی سالم و بالندگی می باشیم باید به حقیقت عشق بورزیم. (اسکات پک)

۱۰. زندگی بسیار مسحور کننده است فقط باید با عینک مناسبی به آن نگریست. (دوما)

۱۱. دوست داشتن انسان‌ها به معنای دوست داشتن خود به اندازه ی دیگری است. (اسکات پک)

۱۲. عشق یعنی اراده به توسعه خود با دیگری در جهت ارتقای رشد دومی. (اسکات پک)

۱۳. ما دیگران را فقط تا آن قسمت از جاده که خود پیموده‌ایم می‌توانیم هدایت کنیم. (اسکات پک)

۱۴. جهان هر کس به اندازه ی وسعت فکر اوست. (محمد حجازی)

۱۵. هنر، کلید فهم زندگی است. (اسکار وایلد)

۱۶. تغییر دهندگان اثر گذار در جهان کسانی هستند که بر خلاف جریان شنا می‌کنند. (والترنیس)

۱۷. اگر زیبایی را آواز سر دهی، حتی در تنهایی بیابان، گوش شنوا خواهی یافت. (خلیل جبران)

۱۸. روند رشد، پیچیده و پر زحمت است و در درازای عمر ادامه دارد. (اسکات پک)

۱۹. در جستجوی نور باش، نور را می‌یابی. (آرنت)

۲۰. برای آنکه کاری امکان‌پذیر گردد دیدگان دیگری لازم است، دیدگانی نو. (یونک)

منبع : پرشین اســــتار

تست شخصیت شناسی با میوه مورد علاقه

آیا می دانید که می توانید از روی میوه انتخاب شده شخصیت آدم ها را بشناسید و بر اساس میوه های مورد نظر بگویید که شرایط روحی روانی اشخاص مختلف چگونه است؟ پس میوه دلخواه خود را انتخاب کنید و به رازهای شخصیتی خود و دوستانتان پی ببرید !

چنانچه انواع میوه ها به شما تعارف شود کدام میوه را انتخاب می کنید؟

پرتقال؛ سیب؛ آناناس؛ موز؛ نارگیل؛ انبه؛ گیلاس؛ انگور سیاه؛ هلو؛ یا گلابی ؟






  • پرتقال
اگر پرتقال میوه محبوب شما است. شما آدمی پر قدرت و بسیار صبورید و دوست دارید کارها را به آرامی و با متانت اما در عین حال با درایت کامل و جسارت به انجام برسانید. سخت کوش و پر تلاش و کمی خجالتی هستید اما در دوستی می توان به شما اعتماد کرد. شما دوستان خود را به دقت انتخاب می کنید و با تمام وجود به آنها عشق می ورزید.

  • سیب
چنانچه سیب میوه محبوب شماست شما فردی اسراف کار و بسیار رک گو و صریح اللهجه هستید. اگر چه ممکن است بهترین سازمان دهنده و مدیر نباشید اما می توانید رهبر یک تیم کوچک باشید که با تلاش زیاد تیم را به موفقیت می رسانید. در بیشتر موقعیت ها می توانید به سرعت و به درستی تصمیم بگیرید. شما از سفر های کوتاه و غیر منتظره لذت می برید. زمانی که با شریک زندگی خود به سر می برید جذاب و خونگرم به نظر می آیید و به شدت عاشق "زندگی" به مفهوم واقعی آن هستید.

  • آناناس
اگر آناناس میوه محبوب شما است، بسیار سریع تصمیم می گیرید و سریع تر از آن عمل می کنید. در تغییر شغل و خطر کردن در زمینه های اجتماعی شجاع و بی باک هستید. شما دارای یک توانایی استثنایی در مدیریت می باشید و نمی گذارید کار روی دستتان بماند. دوست دارید مورد اعتماد دیگران باشید. معمولا خیلی سریع با دیگران ارتباط دوستانه بر قرار نمی کنید ولی به محض انجام آن، دوست تان را برای همیشه برای خودتان نگاه می دارید. به ندرت به دنبال زندگی رمانتیک می روید و شریک شما غالبا به واسط صفات ممتاز تحت تاثیرتان قرار می گیرد اما از توانایی شما در نشان دادن این احساسات ناامید است.

  • موز
عاشقان موز افرادی دوست داشتنی آرام گرم و طبیعتا با احساس هستند. شما غالبا از نداشتن اعتماد به نفس و خجالتی بودن در رنج هستید. دیگران غالبا از طبع آرام و شیرین تان سؤ استفاده کرده و سعی می کنند به این وسیله برای خود موقعیت های جالب را رقم بزنند. عاشق شریک زندگی خود در تمام زمینه ها هستید واین عشق به خاطر زیبای جسمی و روحی اوست. به خاطر روشی که دارید روابط شما با او همواره در یک هماهنگی کامل است.

  • نارگیل
شما دوست داران این میوه سنگین و کمیاب، افرادی جدی با فکر و شعور هستید. از روابط اجتماعی لذت می برید و به ویژه روی همراهان و دوستان خود حساسیت خاصی دارید. ممکن است کمی خود خواه به نظر بیایید اما لزوما چنین صفتی در شما بر جسته نمی شود. شما فردی سریع الانتقال آگاه و گوش به زنگ هستید و دیگران مطمئن هستند که در زمینه شغلی همیشه در بالا ترین رده قرار داشته و به بهترین نحو کارها را انجام می دهید. شما نیاز به شریک عاقلی داشته و عقل و احساس را با هم در این مسئله دخالت می دهید.

  • انبه
اگر انبه را دوست دارید به راحتی می شود به شما اتکا کرد. شخصی هستید با ایده های روشن و غالبا درست و اثر گذار. از اینکه درگیر مسائلی بشوید که نیاز به تلاش ذهنی شدید دارد لذت می برید و با شریک خود به ملایمت و آرامی رفتار می کنید. سعی می کنید با زندگی خود بسازید و چنانچه نیاز به قوی بودن را احساسا می کنید آن را در جایی دیگر می جویید.

  • گیلاس
چنانچه گیلاس میوه محبوب شماست زندگی همیشه به شیرینی که در نظر دارید خود را به شما نشان نمی دهد. فراز و فرود در زندگیتان زیاد است. بویژه در موقعیت های حرفه ای و کاری. شما همیشه و در هر پروژه ای کمی پول به دست می آورید و نه به مقدار زیاد. ذهنی فعال و خلاق داشته و غالبا به دنبال چیزهای نو هسید. شما شریکی صمیمی و وفادرا هستید اما اثر گذاشتن بر احساسات شما کار ساده ای نیست. خانه تان برای شما به منزله بهشت است و هیچ چیزی را بیشتر از این دوست ندارید که در منزل باشید و دوستان افراد خانواده و آشنایان شما را دوره کنند.

  • انگور سیاه
در صورتیکه به انگور سیاه علاقمندید به طور کلی آدمی مودب و خوش رو هستید اما گاهی اوقات سریع و به شدت عصبانی می شوید هر چند به همان سرعت عصبانیت شما فرو کش می کند. از زیبایی ها به هر شکل که باشند لذت می برید. بسیار محبوب و مورد علاقه دیگران هستید و این محبوبیت به علت طبیعت گرم شماست. شور و شوق فراوانی به زندگی دارید و از هر کای که می کنید لذت می برید اعم از لباس پوشیدن خوردن و خوابیدن. شریک شما باید در تمام شور و علاقه شما سهیم باشد تا بتواند از همه آنچه که به او می دهید لذت ببرد.

  • هلو
درست مانند هلو شما از عصاره زندگی لذت می برید. فردی رک گو و صریح اللهجه بوده و روشی دوستانه دارید و این نکات به جذابیت روحتان می افزاید. در بخشش و فراموش کردن نظیر ندارید و برای دوستی ها ارزش زیادی قائل هستید. حس استقلال طلبی در شما بسیار قوی است و این امر از شما فردی راستگو ساخته است. عاشقی ایده آل صبور صمیمی و یک رنگ هستید. با این حال به هیچ وجه دوست ندارید احساسات خود را در ملاء عام بروز دهید.

  • گلابی
شما که دوستدار گلابی هستید، چنانچه فکر خود را معطوف به انجام کاری می کنید می توانید آن را با موفقیت به انجام برسانید. شما دوست دارید که نتیجه تلاش هایتان را به سرعت ببینید. از انگیزه های مفید ذهنی لذت برده و دنباله رو آن هستید کمی خجالتی به نظر می رسید و در بیان احساسات خود چندان راحت نیستید. زمانی که به دنبال شریک زندگی هستید به هوش سرشار دید وسیع و دل دریایی اش بیش از دیگر موارد اهمیت می دهید.



منبع : سایت مناسب
 

تست موفقیت: برنده اید یا بازنده؟!

 

اين‌كه از ابتدا به پيروزي فكر كنيد و همه كوشش خود را فقط و فقط براي موفقيت بگذاريد، تا اين‌كه از همان اول خود را شكست خورده بدانيد در نتيجه كار بسيار تاثير‌گذار خواهد بود. طرز نگرش شما، رفتارتان را مي‌سازد و اين رفتار و اعمال تعيين‌كننده زندگي شماست؛ زندگي توام با پيروزي يا شكست!
برترین مجله اینترنتی ایران



 اين‌كه از ابتدا به پيروزي فكر كنيد و همه كوشش خود را فقط و فقط براي موفقيت بگذاريد، تا اين‌كه از همان اول خود را شكست خورده بدانيد در نتيجه كار بسيار تاثير‌گذار خواهد بود. طرز نگرش شما، رفتارتان را مي‌سازد و اين رفتار و اعمال تعيين‌كننده زندگي شماست؛ زندگي توام با پيروزي يا شكست!



شما در موقعيت‌هاي مختلف چه رويكرد و طرز فكري داريد؟آيا فقط به پيروزي فكر مي‌كنيد يا از همان اول خود را شكست خورده درنظر مي‌گيريد؟چه راهي را انتخاب مي‌كنيد:پيروزي يا شكست؟ آيا شما جزو آدم‌هايي هستيد كه راحت نا اميد مي‌شوند و با بهانه‌هاي كوچك كنار مي‌كشند، يا اينكه در سخت‌ترين موقعيت‌ها هم مي‌خواهيد تمام توانتان را خرج كنيد و به اين سادگي‌ها تسليم نشويد؟ قبل از توضيح در مورد اين مسئله به پرسشنامه زير پاسخ دهيد. در اين پرسشنامه، 24 عبارت به شما عرضه شده كه به‌ترتيب سوالات و به‌صورت 2 به 2 بايد با هم مقايسه شوند (مقايسه عبارت يك و 2 با هم، 3 و 4 با هم، 5 و 6 با هم و... .) پس ازمطالعه هر زوج عبارت، در كنار عبارتي كه بيشتر احتمال دارد در موقعيت واقعي آن رفتار را انجام دهيد، در جدول زير آن علامت بزنيد، صحت اين خودارزيابي در گرو آن است كه با خودتان روراست باشيد.









چه نمره اي مي گيريد؟

توجه كنيد كه ترتيب شماره پاسخ‌ها منطبق با ترتيب عبارات پرسشنامه نيست! بهتر است نمره كــل شـما در رويكرد پيروزي، بيشتر از نمره كل شما در رويكرد تقابلي(پيروزي – شكست) باشد. بالاترين نمره در اين تست، امتياز 12 است كه براي رويكرد پيروزي بهترين نمره است.



نمره بين 9-7 نمره‌اي متوسط است و نمرات زير 6 بسيار پايين به حساب مي آيد. اعتقاد به رويكرد پيروزي، چيزي فراتر و عميق‌تر از اين است كه به دنبال يك پيروزي ساده يكطرفه بگرديد. اين رويكرد تركيبي است از  نگرش‌ها،  افكار و احساسات دروني شما  رفتار، عمل و گفتاري كه از شما ظاهر مي‌شود.  اگر دريابيد كه تاكنون نگرش پيروزي نداشته‌ايدو به دنبال يك برد دوطرفه نبوده ايد، كارتان خيلي سخت مي‌شود و بايد خيلي چيزها را  از نو شروع كنيد. انطباق تدريجي با رفتارهاي پيروزي به شما كمك خواهد كرد تا در نگرش‌هاي غيرمتعهدانه تجديد نظر كنيد؛  به عبارت روشن‌تر، اگر نگرش‌هاي پيروزي را كسب كنيد،ابراز رفتارهاي پيروزي براي‌تان آسان‌تر خواهد شد.



شما پيروز هستيد؟

1 - به جاي آن‌كه براي رسيدن به اهداف ثابت و مشخص آمادگي قبلي پيدا كنيد،اعتماد به نفس داشته باشيد. به بيان ديگر، هدف مشخصي براي خود منظور كنيد، اما براي تعديل كردن آن هنگامي كه متوجه خواسته‌هاي ديگران شديد،آماده باشيد. هدف مشخص داشتن خوب است ولي نداشتن انعطاف خوب نيست.
2- هنگام برخورد با مشكل ديگران، مذاكرات را با بيان نتايجي كه براي‌تان مطلوب است. آغاز كنيد و از طرف مقابل نيز بخواهيد نتايجي را كه اميدوار است به آن دست يابد تشريح كند. اين موضوع بسيار اساسي و با اهميت است.  زيرا منظور نهايي، به كرسي نشاندن يكي از 2 هدف نيست،بلكه چگونگي به نتيجه رسيدن هردو هدف بايد لحاظ شود
3- فكر كنيد كه چگونه در عمل نتيجه نهايي مورد نظرتان به دست مي‌آيد
4- روي اهداف‌تان تمركز كنيد،نتايج مطلوب نهايي و معيارهاي موفقيت بايد به روشني مشخص شود.
5- راه‌حل‌هايي را انتخاب كنيد كه بيشترين تناسب را با توانايي‌هاي شما داشته باشند.
6- براي رسيدن به هدف‌تان هر گونه زحمت و فشاري را تحمل كنيد.
7- عجله نكنيد، هميشه راه‌هاي بهتري هم وجود دارد كه هنوز شما به آن فكر نكرده‌ايد. 
8- به آساني تغيير موضع ندهيد،بهتر است با مسئله مواجه شويم.
9- تلاش و پشتكار را فراموش نكنيد، با تلاش همه كارها شدني خواهد بود، حتي اگر تلاش شما نتيجه‌اي را در بر نداشته باشد و در انتها شكست بخوريد،جاي تاسفي براي‌تان باقي نخواهد ماند چون شما از هر تلاش و كوششي فروگذار نكرده‌ايد.
10- اراده كنيد! خواستن پيروزي و اراده براي پيروزي در هر هدفي متفاوت است، هدف‌هاي متفاوت ميزان اراده متفاوت مي‌خواهد، هدف بزرگ‌تر، اراده بيشتر.
11- صبر داشته باشيد، بسياري از مشكلات كه به‌نظر حل نشدني مي‌آيند، فقط نياز به زمان دارند تا حل شوند يا راه حل بهتري براي آن پيدا شود.
12- شكست، پايان همه چيز نيست، با يك شكست دنيا به آخر نمي‌رسد، شكست‌ها شروعي خواهند بود براي پيروزي‌هاي آينده، همان‌طوركه نبايد فراموش كنيم كه در كنار پيروزي، شكست هم وجود خواهد داشت

آشنایی با برخی واژه های ایرانی

 

 
 
محتویات این مطلب جهت آشنایی افراد غیر ایرانی با کلمات و واژه های ایرانی بوده و فاقد هرگونه ارزش دیگری‌ست! باید عرض کنیم که ممکن است برخی لغات دارای شکل املایی یکسان در ایران قدیم بوده اما خب ورژن جدیدش دیگه معنی سابق رو نمی‌ده !

عذرخواهی: در ایران دمده شده و بجای آن از توجیه استفاده می‌شود.

بیمه‌ عمر:
قراردادی که شما را در تمام عمر فقیر نگه داشته تا شما پولدار مرده و مراسم کفن و دفنتان آبرومندانه برگزار شود.

شناسنامه یا کارت ملی:
دفترچه و کارتی که یکی بدون دیگری فاقد ارزش بوده و حتما جفتش لازم است.

سریال:
فیلمی‌ست چند قسمتی، که روش مصرف مواد مخدر و آخرین شیوه‌های دزدی را به شما آموزش می‌دهد.


تلفن همراه:
وسیله‌ای سه‌کاره جهت کلاس گذاشتن، آهنگ گوش کردن و نهایتا‍ عکس گرفتن است.

ایرانسل:
خط تلفنی است جهت مزاحمت و سر به سر گذاشتن دوست و آشنا.

گرانی:
کلمه‌یی است زاده‌ی توهم غربیان که در ایران تاکنون مشاهده نشده است!

آثار باستانی:
خرابه‌هایی که هرچه زودتر باید نابود شوند چون خیلی جا گرفته‌اند.

خودپرداز:
دستگاهی‌ست که همیشه‌ی خدا باید برای رسیدن به آن در صف ایستاد و اگر صفی در کار نباشد 99.99 درصد خراب است.

اداره:
محلی که شما بعد از تنش‌ها و جدل‌های منزل در آنجا استراحت می‌کنید.

مجرم:
فردی که هیچ فرقی با سایر افراد ندارد و تنها تفاوتش در این است که توانسته‌اند او را دستگیر کنند.

تورم:
عددی بی‌خود و چرت بوده که همچنان در ایران یک رقمی است!

گارانتی:
یک اسم زیبا و خوش تلفظ است ولی در عمل مکافاتی بیش نیست.

تحقیق:
کپی-پیست کردن مقالات اینترنتی.

مترو:
سونای بخار متحرک!

شب امتحان:
حکم بین دو نیمه در فوتبال ایران در زمان مربی‌گری مایلی‌کهن را دارد و فقط باید توکل کرد به خدا و دعا خواند.

دانشجو:
دو طیف اند، یک طیف آخرش وزیر میشن بی برو برگرد ! طیف دیگه میدوند که قاطی فرار مغزها بشن، والا زندانی میشن چون همیشه معترضن.

بزرگراه:
نوعی پیست رالی به همراه یادگیری آپ تو دیت‌ترین فحش‌های باناموسی و بدون آن!

رئیس:
فردی که وقتی شما دیر به سر کار می‌روید خیلی زود می‌آید و زمانی که شما زود به اداره می‌روید یا دیر می‌آید و یا مرخصی است.

شهرداری:
گرفتن رشوه، داشتن صدها پروژه‌های نیمه‌تمام و نصب تابلوهای روزشماری جهت افتتاح.

از پذیرفتن خانم‌های بد حجاب معذوریم:
تابلویی که در همه‌جا نصب شده، جهت کرکر خنده و عوض کردن روحیه‌ی مردم.

سطل آشغال:
وسیله‌یی‌ست موجود در خیابان‌ها جهت ریختن زباله در اطراف آنها.

مدرک تحصیلی:
کاغذی مستطیل شکل، در ابعاد مختلف که بسته به مقطع، قیمتش فرق می‌کند و بدون پارتی در هیچ کجا به درد نمیخورد "مگر هنگام ا ز د و ا ج"

حراج:
اصطلاحی‌ست که در آن به قیمت اصلی کالا درصدی اضافه کرده و با ماژیک قرمز روی آن خط زده و قیمت اصلی کالا را در زیرش درج می‌کنند.

و غیره (و ...):
نشانه‌ای برای باوراندن این مطلب که شما بیش از آنچه تصور می‌کنید، می‌دانید.

داستانک : عشق واقعی...

 

مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند.آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند. 

زن جوان: یواش تر برو، من می ترسم. 
مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره. 
زن جوان: خواهش میکنم ، من خیلی می ترسم. 
مرد جوان: خوب، اما اول باید بگی که دوستم داری. 
زن جوان: دوستت دارم، حالا میشه یواش تر برونی. 
مرد جوان: منو محکم بگیر. 
زن جوان: خوب حالا میشه یواش تر بری. 
مرد جوان: باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت بذاری، آخه نمیتونم راحت برونم، اذیتم میکنه. 

روز بعد ، واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود: برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید. در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتورسیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری درگذشت. مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود. پس بدون اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت را بر سر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند. دمی می آید و بازدمی میرود. اما زندگی غیر از این است و ارزش آن در لحظاتی تجلی می یابد که نفس آدمی را می برد.


شاد بودن، تنها انتقامی است که میتوان از زندگی گرفت ارنستو چه گوارا


منبع : ایران عشــــق

احمدی نژاد وقتی فرماندارخوی بود

فتوکاتورهای طنز سیاسی ورزشی + تلخند

 

 

در صورتی که عکس ها باز نمیشوند باید بالای ایمیل گزینه Show Image یا Display images below را بزنید
 























 

 

 

فتوکاتور های ورزشی

 
















 



 

 

 

تلخند

یک مقام مسئول که مقام دارد ولی مسئولیت ندارد، علت واقعی گرانی تخم مرغ را کشف کرد! (18+)


بدون شرح !

 


وزیر ارشاد: نرم افزار ها باید طوری طراحی بشن که قابلیت صادرات داشته باشند.


حسینی:  عجب حرفی زدم! واقعا اول و آخر این بازی ها معلومه  چی میشه یا نه!؟
سرامی: آقای وزیر شما دیگه چرا!؟ این بازی ها طوری طراحی شده که بچه های خارجی هم قید بازی رایانه ای رو بزنند و بشینن پای حکایات وزرا ، اینطوری هیجانش هم بیشتره !

 


آب مترو مشهد را فرا گرفت / رئیس جمهور مترو از آب گرفته شده مشهد را بار دیگر افتتاح کرد.

مسافر: دکتر جون قربونت این زیردریایی نباشه بریم زیر آب!
احمدی نژاد: نه بابا‎ خیالتون راحت! شما سوار شید! تازه؛ کی گفته مترو مشهد رفته بود زیر آب؛ اون مترو تهران بود!

 



ایام انتخابات است و شایعه برکناری وزیر کشور


نجار: حاجی جون قربونت! دستور پخت این قیمه رو به ما بده، وقتی بیکار شدم یه تهیه غذایی بزنم تا خرج اهالی منزل لنگ نمونه

 



لاریجانی: همه در برابر قانون یکسانند


ـ آقایون نماینده ای که دیر اومدن اونجا نایستند، تشریف ببرند با والدین بیان!
نماینده خوشحال: آخ جون امروز کلی کار و قرار داشتم! فردا که اومدیم می گیم والدین رفتن شهرستان!

 



حکیم و شیخ ما؛ محمدرضا رحیمی برای آخرت طبیبان اندرزهایی داشتند


ـ دکترای عزیز! این همه من برای شما اظهار فیض کردم، شما هم فکری به حال این ریزش موی ما کنید! شامپوی سیر هم جواب نداده!

 



ضمن عرض تبریک با تاخیر هفته نیروی انتظامی؛ رزمایش اقتدار ناجا برگزار شد


این برادران خلافکار که نه از پلیس می ترسند و نه از زندان، مگر این حیوونای زبون بسته ترسی به دلشون بیندازه!

 



کودکان در سطح شهر به عنوان پلیس خدمت رسانی کردند.


سردار ساجدی نیا: ببینم خانم کوچولو مشقاتو نوشتی، اومدی اینجا؟
ـ آقای پلیس اجازه، قرار نشد جر بزنیا! خودت گفتی امروز کارهای شما رو ما انجام بدیم، شما هم جای ما مشقامون رو بنویسید!

تابناک

 

 

اصول خوشحال کردن زنان

تا به حال در صفحات زنان به آن‌ها می‌گفتیم که با همسرشان چگونه برخورد کنند، چگونه مشکلات‌شان را حل کنند، چگونه رفتارهای‌شان را مدیریت کنند و.... ولی آقایان نیز به چنین توصیه‌هایی احتیاج دارند به‌خصوص آقایانی که به رضایت و خوشحالی همسرشان اهمیت می‌دهند و به‌دنبال راه‌هایی برای بهتر کردن زندگی‌شان هستند آن‌ها می‌دانند وقتی زنان آنچه را که احتیاج دارند و می‌خواهند از همسرشان دریافت کنند، برنده اصلی مرد است چون داشتن یک زن خوشحال‌تر مساوی است با یک زندگی شادتر و یک خانه آرام‌تر.



همدردی کنید، نصیحت نکنید

اگر قرار باشد فقط یک چیز را در خودتان تغییر دهید تا به همسرتان نزدیک‌تر شوید، کافی است، وقتی او با شما درباره مشکلش صحبت می‌کند ؛فقط به حرف‌های او گوش دهید. لازم نیست که او را نصیحت کنید. او فقط می‌خواهد هنگامی که درد دل می‌کند به او توجه کنید، همدردی شما باعث می‌شود حال او بهتر شود و او به‌دنبال راه حل یا نصیحت نیست.



همیشه بگویید دوستش دارید


اگر عادت دارید با همسر یا نامزدتان همانند یکی از دوستان‌تان برخورد کنید باید بدانید که احتمالا او از رابطه‌اش با شما چندان خوشحال نیست، همه آنچه یک زن از مردش می‌خواهد عشق اوست و شما تا زمانی که به‌طور علنی این را به او نشان ندهید کافی نیست، فقط کافی است به‌طور مرتب با رفتارها و حرف‌های‌تان به او اظهار عشق کنید و یادش بیاورید که چقدر او را دوست دارید، تا او احساس کند که چقدر خوشبخت است که در کنار شما زندگی می‌کند.



اگر شما هم شاد باشید

یک مرد باید نسبت به چیزهایی که در زندگی‌اش دارد احساس شوق و اشتیاق داشته باشد (در کنار همسری که دوستش دارد) وگرنه روز به روز کسل‌تر می‌شود. این می‌تواند کار یا فعالیت فرهنگی یا... باشد. وقتی شما به نیازهای خودتان توجه کافی داشته‌باشید و سعی کنید استعداد‌های بالقوه خودتان را شکوفا کنید و با انجام دادن کاری که دوست دارید شاداب باشید، مسلما در کنار همسرتان نیز زندگی بهتری خواهید داشت و بهتر می‌توانید او را خوشحال کنید.



قدیمی‌ها را دور بزنید

اصلا کافی نیست که تنها مشارکت شما در خانه فقط آوردن پول باشد. همسرتان احتیاج دارد که به لحاظ عاطفی او را پشتیبانی کنید‌، او احتیاج به همراهی دارد که در تمام قدم‌های زندگی همراهش باشد از عوض‌کردن پوشک و آرام کردن کودک‌تان در شب گرفته تا تقسیم مساوی کارهای خانه. اگر همسرتان را دوست دارید عقاید قدیمی را که بعضی از کارها را زنانه می‌دانند دور بریزید و در همه کارها به همسرتان کمک کنید، مطمئن باشید در این حالت او نیز همراه بهتری برای شما خواهد بود.
 


درد دل کنید


مردی که هیچ وقت یا به ندرت احساساتش را با همسرش در میان می‌گذارد و با او درددل نمی‌کند مسلما در آینده‌ای نه چندان دور همسرش را ناامید خواهد کرد.
این کار نه‌تنها برای خود او و سلامتش بهتر است چون کسی را دارد که با او حرف بزند بلکه وقتی همسرش احساس کند که شوهری دارد که می‌تواند احساساتش را با او شریک ‌شود احساس نزدیکی بیشتری می‌کند و در نتیجه در زندگی خوشحال‌تر خواهد بود و زندگی شیرین‌تری خواهد داشت.



این تاریخ‌ها را فراموش نکنید


به‌عنوان یک اصل مهم در زندگی شما هیچ وقت نباید تولدها و سالگردها را فراموش کنید، فراموش‌کردن هرکدام از این وقایع مهم برای همسرتان نشانه این است که در زندگی شما اولویت اول را ندارد. اگر شما یکی از این وقایع را فراموش کردید و او اعتراضی نکرد یعنی کاملا دلش شکسته و از شما قطع امید کرده ‌است. او حتی وقایع نه چندان مهم را نیز به خاطر می‌سپارد و دوست دارد برای سالگردهای آن وقایع نیز با شما جشن بگیرد، اگر می‌خواهید او را غافلگیر کنید و به معنی واقعی کلمه اهمیتش را در زندگی‌تان یادآور شوید این سالگردها را به خاطر بسپارید، مثلا سالگرد نخستین باری که به او اظهار عشق کردید یا سالگرد نخستین بار که او را دیدید یا... با یادآوری هرکدام از این وقایع او روی شما حساب دیگری باز خواهد کرد و تمام ناراحتی‌های گذشته را فراموش می‌کند.



تا می‌توانید حرف بزنید


اگر نتوانید درباره موضوعاتی به جز مسائل مالی، بچه‌ها، کارهای خانه، شغل و مسائل کاری و....با همسرتان یک گفت‌وگوی خوب داشته‌باشید زندگی‌تان دیر یا زود خسته‌کننده و کسل‌کننده خواهد شد و هم شما و هم همسرتان نسبت به زندگی زناشویی بی‌میل خواهید شد. سعی کنید با همسرتان درباره موضوعاتی متفرقه‌ای چون فیلم‌ها، کتاب‌ها‌، خاطرات دوران کودکی، رویاها و... گفت‌وگو و بحث کنید.




برایش وقت بگذارید


زنان بسیاری هستند که وقتی می‌خواهند میزان علاقه همسرشان را بسنجند به‌مدت زمانی توجه می‌کنند که شوهرشان به آن‌ها اختصاص می‌دهد و اگر این مدت کوتاه باشد، خانم ممکن است فرض کند شوهرش علاقه چندانی به او ندارد. بهتر است وقتی همسرتان از شما خواسته‌ای دارد در سریع‌ترین زمان ممکن خواسته او را اجابت کنید، اگر هم کار دارید، می‌توانید با یک یا 2جمله او را مطمئن کنید که حواس‌تان به او هست و خیلی زود به سراغش خواهید رفت.




فعالیتی خارج از خانه داشته باشید


یکی از چیزهایی که هر زنی از مردش انتظار دارد این است که زمان‌هایی را خارج از خانه با او بگذراند. زنان دوست دارند زندگی را‌ همراه مردشان تجربه کنند، البته نگران نباشید منظور ما این نیست که همه جا همراهش بروید. انجام فعالیت‌هایی چون کوهنوردی، پیــاده‌روی و... می‌توانند باعث شوند هر 2 باهم لذت ببرید، اگر هیچ‌کدام‌تان فعالیت‌های ورزشی را دوست ندارید می‌توانید به‌دنبال انجام کارهایی باشید که در آن‌ها تبحر دارید و سعی کنید آن‌ها را به همسرتان نیز یاد دهید.



کمی منظم باشید

همه زنان نفرت دارند و دوباره تکرار می‌کنیم نفرت دارند از این‌که مدام پشت همسرشان حرکت کنند و نا‌منظمی‌های او را مرتب کنند. حتی ادب و مهربانی شما هم حکم می‌کند تا کارهای مربوط به‌خودتان را انجام دهید مثلا لباس‌های کثیف‌تان را به جای این‌که وسط اتاق بریزید جمع کنید در سبد لباس چرک‌ها بگذارید، در شستن ظرف‌ها کمک کنید یا در جمع‌آوری خانه همراه همسرتان باشید و وسایل‌تان را جمع کنید.
 


بهترین هدیه برای او

زنان عاشق این هستند که همسر یا نامزدشان زمانی را با خانواده او بگذرانند، حتی اگر علاقه چندانی به خانواده همسرتان ندارید و خیلی راحت نمی‌توانید با مادر زن یا پدرزن‌تان صحبت کنید اما گاهی به همسرتان پیشنهاد دهید که همراه هم به دیدن خانواده‌‌اش بروید. باور کنید این برای او همچون یک هدیه می‌ماند چون می‌فهمد که شما برای خانواده‌اش ارزش قائل هستید. این پیشنهاد شما در او احساسات بسیار خوبی به‌وجود می‌آورد در نتیجه از دادن چنین پیشنهادی نترسید.

مجله برترین ها

 

 

 
 

 

 
 
 
 

شهادت امام محمد باقر(ع) تسلیت باد

 سیزده آبان  روز تسخیر لانه ی جاسوسی به دست دانشجویان پیرو خط امام  روز ملی مبارزه با استکبار جهانی و روز دانش آموز گرامی باد

با خشونت هــرگــز ...

 

تقدیم به تمامی معلمان واقعی که آموزگار اخلاق و محبت اند

 

 

سخت آشفته و غمگین بودم …
به خودم می گفتم:
بچه ها تنبل و بد اخلاقند
دست کم میگیرند
درس ومشق خود را …
باید امروز یکی را بزنم، اخم کنم
و نخندم اصلا
تا بترسند از من
و حسابی ببرند …

خط کشی آوردم،
در هوا چرخاندم!
چشم ها در پی چوب، هرطرف می غلطید
مشق ها را بگذارید جلو، زود، معطل نکنید!

اولی کامل بود،
دومی بدخط بود
بر سرش داد زدم ...
سومی می لرزید ...
خوب، گیر آوردم !!!
صید در دام افتاد
و به چنگ آمد زود ...
دفتر مشق حسن گم شده بود
این طرف، آنطرف، نیمکتش را می گشت
تو کجایی بچه؟؟؟
بله آقا، اینجا
همچنان می لرزید ...
"پاک تنبل شده ای بچه بد"
"به خدا دفتر من گم شده آقا، همه شاهد هستند"
"ما نوشتیم آقا"

بازکن دستت را ...
خط کشم بالا رفت، خواستم برکف دستش بزنم
او تقلا می کرد
چون نگاهش کردم
ناله ی سختی کرد ...
گوشه ی صورت او قرمز شد
هق هقی کرد و سپس ساکت شد ...
همچنان می گریید ...
مثل شخصی آرام، بی خروش و ناله
ناگهان حمدالله، درکنارم خم شد
زیر یک میز، کنار دیوار،
دفتری پیدا کرد ...

گفت : آقا ایناهاش،
دفتر مشق حسن !

چون نگاهش کردم، عالی و خوش خط بود
غرق در شرم و خجالت گشتم
جای آن چوب ستم، بردلم آتش زده بود
سرخی گونه او، به کبودی گروید ...

صبح فردا دیدم
که حسن با پدرش و یکی مرد دگر
سوی من می آیند ...

خجل و دل نگران،
منتظر ماندم من
تا که حرفی بزنند
شکوه ای یا گله ای، یا که دعوا شاید

سخت در اندیشه ی آنان بودم
پدرش بعدِ سلام،
گفت : لطفی بکنید،
و حسن را بسپارید به ما

گفتمش، چی شده آقا رحمان ؟؟؟
گفت : این خنگ خدا
وقتی از مدرسه برمی گشته
به زمین افتاده
بچه ی سر به هوا،
یا که دعوا کرده
قصه ای ساخته است
زیر ابرو و کنار چشمش،
متورم شده است
درد سختی دارد،
می بریمش دکتر
با اجازه آقا ...

چشمم افتاد به چشم کودک ...
غرق اندوه و تاثر گشتم
منِ شرمنده معلم بودم
لیک آن کودک خرد وکوچک
این چنین درس بزرگی می داد
بی کتاب ودفتر …

من چه کوچک بودم
او چه اندازه بزرگ
به پدر نیز نگفت
آنچه من از سرخشم، به سرش آوردم

عیب کار از خود من بود و نمیدانستم
من از آن روز معلم شده ام …
او به من یاد بداد درس زیبایی را ...
که به هنگامه ی خشم
نه به دل تصمیمی
نه به لب دستوری
نه کنم تنبیهی

یا چرا اصلا من عصبانی باشم
با محبت شاید، گرهی بگشایم
با خشونت هــرگــز ...
هــرگــز.

همه چیز درباره جراحی ‌های لاغری

 

 

 

 

تغییر دادن بعضی چیزها درمورد خودتان آسان است. مثلاً موهایتان را در نظر بگیرید: می‌توانید آنها را بلند کنید یا کوتاه کنید. و اگر دوستشان نداشتید، با یک مدل موی جدید کلی تغییر خواهید کرد.

اما بعضی از تغییرات به همین سادگی نیست. برای آندسته از نوجوانانی که شدیداً چاق هستند، کم کردن وزن می‌تواند یکی از آنها باشد.

شدیداً چاق بودن یعنی کسی که حجم توده بدن او (BMI) بالاتر از 40 باشد و این یعنی حدود 50 کیلو اضافه وزن.

اما مشکل فقط عددی که ترازو نشان می‌دهد نیست. نوجوانانی که شدیداً چاق هستند در خطر بسیاری مشکلات جسمی مثل دیابت، بیماری‌های قلبی، آپنه خواب، و مشکلات مفصلی قرار دارند.

برای برخی افراد، گرفتن رژیمی که دکتر تجویز کند و داشتن یک برنامه تمرینی برای برگرداندن سلامتشان کافی است. اما برای خیلی‌ها حتی تغییرات بزرگ هم کافی نیستند. در این موارد که ورزش مداوم اثری ندارد و فرد با مشکلات جسمی چاقی روبه‌روست، جراحی لاغری می‌تواند انتخاب درستی باشد.

 

جراحی لاغری چیست؟

قبل از اینکه بگوییم جراحی لاغری چیست لازم است بگوییم که چه نیست: جراحی لاغری یک راه‌حل سریع نیست، فقط هدف زیبایی ندارد و برای همه هم مناسب نیست.

جراحی لاغری اثرگذار است. اما موضوعی کاملاً جدی است—چه از نظر جسمی و چه روحی. درواقع، انجام این عمل فقط یک قدم برای کم کردن وزن است. آماده‌سازی برای عمل و آنچه که پس از آن اتفاق می‌افتد (مثل هماهنگ کردن خود برای برنامه غذایی و زندگی جدید) است که ممکن است واقعاً دشوار باشد.

به همین دلیل است که دکترها فقط زمانی جراحی را توصیه می‌کنند که باور داشته باشند آن فرد می‌تواند تا پایان عمر برای موفقیت تلاش کند. آنها باید مطمئن شوند که بیمار آنها برای ایجاد آن تغییرات لازم آماده است.

 

جراحی لاغری چطور اثر می‌کند؟

جراحی لاغری از 40 سال پیش آغاز شد. دکترها متوجه شدند که کسانیکه برای مداوای زخم معده یا سرطان بخشی از معده یا روده خود را درمی‌آورند، بعد از جراحی وزن زیادی کم می‌کنند—صرفنظر از آنچه می‌خورند. خیلی زود متوجه دلیل آن شدند: یک معده کوچکتر نه تنها غذای کمتری در خود جا می‌دهد، بلکه روده کوتاهتر هم قادر به جذب کالری و موادمغذی کافی برای مصرف بدن نیست.

از آن زمان جراحی لاغری به میدان آمد اما هنوز هم بر همان دو اصل استوار است:

1.  محدودیت: با کاهش سایز معده مقدار غذایی که فرد می‌تواند به راحتی مصرف کند محدود می‌شود.

2.  منحرف‌سازی:
با منحرف کردن غذاها به سمت قسمتی از روده کوچک، مقدار کمتری جذب بدن می‌شود. منحرف‌سازی همچنین سطح هورمون‌ها و آنزیم‌های دستگاه گوارش که نشانگر گرسنگی یا سیری هستند را تغییر می‌دهد، طوریکه زودتر احساس سیری می‌کنند.

 

جراحی‌های لاغری برای نوجوانان

 

امروزه جراحی‌های لاغری دو روش دارد:

1.  جراحی بای‌پس معده: در این جراحی، جراح با استفاده از وسایل جراحی کیسه‌ای در بالای معده ایجاد می‌کند. این کیسه معده جدید فرد می‌شود. سپس جراح آن کیسه را مستقیماً به بخش میانی روده کوچک متصل می‌کند.

پس از جراحی بای‌پس معده، نه تنها کیسه معده مقدار بسیار کمتری غذا در خود جای می‌دهد—فقط یک فنجان درمقابل 8 فنجان یا بیشتر که سایز اصلی معده است—بلکه غذا قسمت بزرگتر معده و بخش بالایی روده را دور می‌زند. درنتیجه بدن هم موادغذایی کمتری مصرف می‌کند و هم کالری کمتری جذب می‌کند.
 

 


 

2.  حلقه‌گذاری معده: در این مورد نیز مثل جراحی بای‌پس، سایز معده با استفاده از یک ابزار محدودکننده (که حلقه LAP هم نامیده می‌شود) یک کیسه کوچک ایجاد می‌شود. اما برخلاف نوع جراحی قبلی، این جراحی در جذب غذا در روده کوچک تداخلی ایجاد نمی‌کند.
 



هر دو نوع این جراحی‌ها می‌توانند در نوجوانان موفقیت‌آمیز باشند.

بااینکه جراحی بای‌پس عملی بزرگ‌تر است اما کاهش وزن اولیه در آن بیشتر است. ازاینرو ممکن است بیماران مشکلات بیشتری داشته و نیاز به زمان استراحت و ریکاوری طولانی‌تری نیز پیدا کنند. جراحی بای‌پس معده معمولاً بدن را دچار کمبود ویتامین هم می‌کند زیرا دستگاه گوارش موادمغذی کمتری جذب می‌کند. همچنین، از همه مهمتر، جراحی بای‌پس معده قابل برگشت نیست—بیمار همیشه معده و روده‌ای کوچکتر خواهد داشت.

اما حلقه‌گذاری معده این کمبود ویتامین را ایجاد نمی‌کند و حلقه ایجاد شده قابل تنظیم و برداشتن است. ازاینرو اگر جراحی نیاز به برگشت داشته باشد، معده به سایز طبیعی خود برخواهد گشت.

ازآنجاکه جراحی حلقه‌گذاری جدیدتر است، برای افراد زیر 18 سال زیاد انجام نمی‌شود.

 

چه کسانی می‌توانند جراحی لاغری انجام دهند؟

تشخیص اینکه چه کسانی می‌توانند جراحی‌های لاغری را انجام دهند بسیار سخت است و نیازمند همفکری بیمار، خانواده او، پزشکان، متخصصین تغذیه و روانشناسان است.

فرد نوجوان که قصد جراحی لاغری دارد باید BMI بالاتر از 40 داشته باشد و سن او نیز بالای 14 سال باشد. اما دکترها مسائل مختلف دیگری را هم در نظر می‌گیرند:

•    آیا بیمار برای این جراحی به میزان کافی سالم و بالغ هست؟
•    آیا بیمار از چگونگی عمل مطلع است؟
•    آیا بیمار تصمیم جدی برای تغییر سبک زندگی خود—که شامل تغذیه، ورزش، دارو و مکمل‌های ویتامین، و مراقبت‌های پس از عمل می‌شود—دارد؟
•    آیا اعضای خانواده بیمار حمایت‌‌های لازم را دارند؟

ازآنجاکه دکترها درمورد جراحی‌های لاغری نوجوانان احتیاط می‌کنند، بیمار باید جلسات ملاقات متعددی با پزشک و روانشناس داشته باشد تا آنها تصمیم بگیرند جراحی لاغری برای فرد مناسب است یا خیر.

 

جراحی‌های لاغری چه خطرات و عوارض ‌جانبی دارد؟

جراحی‌های لاغری هم مثل هر جراحی دیگری خطراتی به دنبال دارد. بعنوان مثال، افراد زیادی که این عمل‌ها را انجام داده‌اند بعد از غذا خوردن دچار درد، استفراغ، حالت‌تهوع، رفلکس اسید معده می‌شوند—مخصوصاً اگر زیاد و سریع غذا بخورند. آنها باید یاد بگیرند که چطور غذا بخورند: مقدارهای بسیار کم‌حجم غذا را انتخاب کنند، غذا را خوب و کامل بجوند و غذا را با فواصل معین در طول روز مصرف کنند. اگر اینکار را نکنند، نه تنها احساس بیماری در آنها ادامه پیدا می‌کند، بلکه ممکن است باز هم وزن اضافه کنند.

سندرم دامپینگ یکی دیگر از مشکلات شایعی است که معمولاً با بای‌پس معده ایجاد می‌شود. این مشکل زمانی اتفاق می‌افتد که غذاها سریعاً در معده و روده‌ها حرکت کرده و موجب حالت‌تهوع، ضعف، تعرق، دل‌پیچه و استفراغ می‌شود. ازآنجا که خوردن غذاهای پرقند و پرچربی ممکن است این مشکل را وخیم‌تر کند، بیماران باید درمورد انتخاب نوع غذای خود بسیار دقت داشته باشند.

علاوه بر این، افراد کمی ممکن است دچار مشکلات جدی ازجمله موارد زیر ناشی از جراحی لاغری شوند:

•    خونریزی
•    واکنش به بیهوشی
•    عفونت در محل برش جراحی
•    نشت معده یا روده که ممکن است موجب پریتونیت (التهاب صفاق) شود که عفونت مربوط به حفره شکم است
•    ایجاد لخته خون در ریه
•    انسداد روده

و آخرین مطلب اینکه، این نوع جراحی عوارض احساسی نیز به همراه دارد. ایجاد یک رابطه جدید و سالم با غذا می‌تواند برای فرد دشوار باشد مخصوصاً اگر فرد سابقاً برای ایجاد حس آرامش در خود به غذا تکیه داشته باشد.

برخی از فراد دچار بحران هویت می‌شوند و نمی‌توانند با بدن جدیدشان که لاغرتر شده است با دیگران ارتباط برقرار کنند. برخی دیگر تصور می‌کنند که این جراحی برای آنها باید محبوبیت بیشتری بیاورد و زمانیکه می‌فهمند باوجود اندام لاغرترشان باز مشکلات سابق وجود دارد، دلسرد می‌شوند.

جراحی لاغری قرص جادویی نیست. نیاز به تلاش و زحمت زیاد دارد. اما برای نوجوانانی که سلامتشان بخاطر چاقی در خطر است و می‌خواهند برای یک زندگی جدید متعهد شوند، ممکن است این تلاش ارزشش را داشته باشد.

منبع:  KidsPersia.com

زندگينامه ونحوه ي شهادت دانش آموز شهيده سهام خيام

باسمه تعالي 

مقدمه :                                                                                           

            اين گناه نسل جوان ما نيست كه دختر كوچك سرزمين خود را نشناسد، او شايد اگر نام «سهام خيام» را بشنود، تصور كند نام يكي از دختران كشورهاي فلسطين و لبنان را شنيده است! اين گناه ماست كه سهام خيام را درست پس از شهادتش در شهر اشغالي هويزه جاگذاشتيم و نتوانستيم  اسطوره هاي پايداري و مقاومت كشورمان را به كساني كه بعد از آنها مي آيند معرفي كنيم.  سرزمين ايران قهرماناني دارد كه مفهوم حقيقت اند و حقيقت وجود ما زنده به حقيقت حماسه آنان است.قهرماناني چون بزرگمردان كوچك خرمشهر، محمدحسين فهميده و بهنام محمدي كه با مداد شجاعت خويش، دفترچه خيال دشمنان را خط خطي كردند؛ و شير زناني پيرو مكتب زينب(س)، چون دخترك قهرمان هويزه- سهام خيام- كه با قدرت آتشين سنگريزه هاي ابابيلي اش، سپاه سياه ابرهه را مبهوت شجاعتش كرد. 

        نام هويزه در چهار ماه اول هجوم ارتش عراق به مرزهاي جنوبي ايران و آغاز جنگ تحميلي در 31 شهريور 1359 با نام دو نفر گره خورده است. يكي سيدحسين علم‌الهدي، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي هويزه، و ديگري سهام خيام، دانش‌آموز دوازده ساله مي باشد . كه به اختصار بيوگرافي ونحوه ي به شهادت رسيدن اين شهيده به اختصار بيان     مي گردد.

 بيوگرافي :

          سهام خيام در روز 25 بهمن ماه 1347 شمسي در بخش ساحلي شهر هويزه ديده به جهان گشود. نام پدر او كاظم ونام مادر ايشان نسيمه و داراي چهار خواهر و دو برادر بوده است. بر اساس اظهارات خانواده سهام خيام، او در كودكي بسيار پر جنب و جوش بوده است. شيرين خواهر كوچك سهام ، در اين باره مي‌گويد: سهام دختر بسيار كنجكاوي  بود. در همسايگي ما پزشكي زندگي مي‌كرد كه سهام برخي اوقات پيش او مي‌رفت. روزي آن پزشك آمد و گفت: امروز سهام در مطب آن قدر مرا اذيت كرد كه مجبور شدم با طناب دست و پاي او را ببندم.

          دانش آموز درس خوان مدرسه بود و پنج سال تحصيل در دبستان را با نمرات بالا در خردادماه قبول شد- دركلاس اول راهنمايي ثبت نام كرده بود، اما به دليل آغاز جنگ تحميلي و اشغال شهر هويزه، نتوانست به مدرسه برود و ناچار تحصيل را رها كرد.

      با وجود سن كمي كه داشت، از بيشتر اوضاع داخلي شهر و كشورش با خبر بود. نماز مي خواند، با قرآن مأنوس بود. درجلسات و دوره هاي مذهبي كه در محل برپامي شد شركت مي كرد. خوش رويي و اخلاق نيكوي او باعث شده بود تا همه دوستش داشته باشند. بسيار كنجكاو بود و احساس مسئوليت، تمام وجودش را فرا گرفته بود. سهام خيلي مي فهميد. او از همان كوچكي، بزرگ بود. خيلي بزرگ....

           او دلش نمي خواست در اتاقش بنشيند و مدادهاي رنگي را روي كاغذهاي سفيد دفترش برقصاند نقاشي بكشد. گرچه به قول اطرافيان، دختر بود و نمي توانست تفنگ به دست بگيرد فرياد مي زد و بر دشمن لعنت مي فرستاد، دامنش را پر از سنگريزه مي كرد و بر وجود پوشالي دشمنان، باران وحشت مي باريد. كار ديگري از دستش برنمي آمد، اما همين شجاعتش، نيروهاي انقلابي را روحيه مي داد. او هرگز از مبارزه و از كشته شدن ابايي نداشت. مي گفت: «بگذار مرا بكشند. بگذار شهيدم كنند. من عاشق شهادتم. آري، سهام عاشق شهادت بود.

نحوي شهادت :

          رژيم اشغالگر صدام در همان روزهاي آغازين جنگ از مرزهاي دشت آزادگان گذشت و روز ششم مهرماه 1359 هويزه را به اشغال كامل خود درآورد.

         نيروهاي بعثي عراق به غارت اموال دولتي پرداختند. و از آزار و اذيت مردم شهر ابا نداشتند. سهام به شدت از اين وضع ناراحت و عصباني بود و مدام به عراقي‌ها ناسزا مي‌گفت. يكبار نزديك بود شهيد شود كه اهالي هويزه او را فراري دادند. تا اينكه روز نهم  مهرماه 1359، مردم هويزه، كه سه روز بود شاهد اشغال شهرشان توسط نظاميان عراقي و ارتش متجاوز صدام بودند، طاقتشان طاق شد و دست به قيامي سراسري زدند. كنار رودخانه زنان و دختران هويزه‌اي به پرتاب سنگ و فحش دادن به سربازان دشمن پرداختند. تا اينكه سربازان دشمن به طرف آن‌ها تيراندازي كردند.

         آن روز مادر وضعیت شهر را نا امن دید؛ لذا کودکان خود را به کناری برد و خواست پنهان کند، همه در گوشه ای جمع شده و نشسته بودند. ولی تنها کسی که ننشت و آرام نبود سهام بود . در آن لحظه سهام رو به مادر خود می کند و    می گوید: اگر تمام درها را ببندی من امروز باید از منزل بیرون بروم و حتما باید دفاع کنم، مگر فقط مردان می توانند دفاع کنند من هم می توانم. من نیز از همین مردم هستم و باید دفاع کنم.  دور از چشم مادر به این فکر افتاد که با تغییر لباس و ناشناس به هدف خود برسد. سهام پس از استحمام و تعویض لباس و مرتب کردن خود، گویی که می داند لحظات آخر را سپری می کند و می خواهد به میهمانی با شکوهی برود بهترین راه و بهانه را که همان قطع شدن آب لوله کشی شهر بود انتخاب کرده و جهت شستن ظروف به طرف رودخانه حر کت می کند. در مسیری که طی می کرد درمانگاه هویزه قرار داشت. مادر با او برخورد می کند و به شهیده می گوید: برگرد تو بچه هستی و توانایی مقابله نداری ... و سهام انگار که نه انگار چیزی می شنود. در این حالت ظرف ها را به سرعت روی زمین می گذارد و دو انگشت دست خود را به نشانه پیروزی بالا می برد و دراین حالت می گوید: پیروزی و این کلمات را تکرار می کند. به دشمن که رسید تنها کاری که می توانست انجام دهد شعار بر ضد نظامیان غاصب بود که در مقابل او قرار داشتند، او مرتب اظهار تنفر می کرد و از اسلام، شهر، حق مردم و کشورش دفاع می کرد. با این عمل سهام و اصرار ورزیدنش دشمنان تصور کردند که او کودکی بیش نیست و نمی تواند کاری را از پیش ببرد. کمتر به او توجه می کردند تا اینکه این بار وی دامن خود را پر از سنگ ریزه    می نماید و شروع به پرتاب سنگ به سوی اشغالگران عراقی می نماید. آنقدر این عمل را ادامه می دهد تا باعث بر افروختن خشم آن مزدوران می گردد و به قول شاهد این صحنه تحسین برانگیز، در مقابل چشمهای بهت زده اهالی، یکی از افراد نظامی ارتش بعث که به ستوه آمده بود ،  به سربازان خود گفت: این دختر از دیروز تا حالا ما را اذیت کرده است، او را بزنید. در این حال گلوله ای از سوی دشمن به سوی او که شجاعانه از دین و وطن دفاع می کرد شلیک شد و با تیر مستقیم ، قهرمانانه به شهادت رسید تير مستقيم به پيشاني سهام مي‌خورد و از بيني تا كاسه سر او را متلاشي مي‌كند.

           خانم فوزيه هويزاوي، دختردايي سهام خيام، درباره جسد سهام و غسل و كفن او مي‌گويد: به دليل متلاشي شدن مغز سهام، سرش پر از خون تازه بود و نمي‌توانستيم خون سر سهام را متوقف كنيم. به ناچار سرش را در يك كيسه نايلوني قرار داديم و او را به خاك سپرديم.

 یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

قبل از رفتن به محضر بخوانيد

 

آيا احساس مي‌كنيد كه زندگي زناشويي‌تان به مشكل برخورده است و تصميم به طلاق گرفته‌ايد؟ ممكن است براي جدايي از همسرتان دلايل قابل توجيهي داشته باشيد اما پرسش‌نامه زير به شما كمك مي‌كند تا بدانيد اين تصميم درست است يا نه.
برترین مجله اینترنتی ایران


آيا احساس مي‌كنيد كه زندگي زناشويي‌تان به مشكل برخورده است و تصميم به طلاق گرفته‌ايد؟ ممكن است براي جدايي از همسرتان دلايل قابل توجيهي داشته باشيد اما پرسش‌نامه زير به شما كمك مي‌كند تا بدانيد اين تصميم درست است يا نه. به هر يك از سوالات زير با «درست» و «نادرست» جواب بدهيد و در انتها جواب درستي كه كارشناسان به اين سوالات داده‌اند را با پاسخ خودتان مطابقت دهيد.
1. درگيري و مشاجره هميشگي بين شما و همسرتان نشانه اين است كه از يكديگر جدا شويد.
2. شما و همسرتان ديگر هيچ وجه مشتركي در سلايق و عقايدتان با هم نداريد و اين موضوع دليل خوبي براي جدايي است.
3. در يك ارتباط خوب بيشتر اختلاف‌نظرها و مشكلات زناشويي به مرور زمان برطرف و حل مي‌شود.
4. يك ازدواج خوب به اين معناست كه زن و شوهر تعريف يكسان و مشتركي از عشق داشته باشند.
5. زن و شوهر از هم جدا مي‌شوند چون ديگر عاشق هم نيستند.
6. خيانت باعث از بين رفتن رابطه زناشويي نمي‌شود.
7. بيشتر افراد در ازدواج دوم موفق‌تر هستند چون در ازدواج اول تجربه‌هاي خوبي به دست آورده‌اند.





مشاجره

اين خيلي عجيب است كه بيشتر همسران تصور مي‌كنند اختلاف سليقه و گاه مشاجره نشانه ناموفق بودن يك زندگي زناشويي است اما به عقيده روان‌شناسان ارتباطي كه در آن هيچ اختلاف نظري وجود نداشته باشد بيشتر از يك رابطه پرجدال در خطر طلاق قرار دارد زيرا شما انسان هستيد و به دليل تفاوت زندگي خانوادگي و فرهنگي‌تان خصوصياتي متفاوت از يكديگر داريد و جروبحث و اختلاف يك موضوع بسيار طبيعي در رابطه شماست.



شما و همسرتان ديگر هيچ وجه مشتركي در سلايق و عقايدتان با هم نداريد و اين موضوع دليل خوبي براي جدايي است.

گفتن اين حقيقت شما را غافلگير مي‌كند اما بد نيست بدانيد تحقيقات كارشناسان نشان داده زوج‌هايي كه زندگي زناشويي موفقي دارند به هيچ وجه خصوصيات و وجه مشترك زيادي با يكديگر ندارند و حتي سلايق و عقايدش‌ آنگاه در تناقض با يكديگر است‌ اما آن چيزي كه ارتباط‌هاي موفق را از ناموفق جدا مي‌كند نحوه برخورد همسران با اختلاف‌ها و ويژگي‌هاي متفاوت همسران‌شان است. همسران موفق به‌خوبي مي‌دانند كه شريك آن‌ها نمونه كپي برداري شده آن‌ها نيست و نبايد مثل آينه براي آن‌ها باشند بلكه لازمه يك ازدواج با دوام، احترام گذاشتن به تفاوت‌هاي طرفين و رشد كردن در ميان اين 2 دنياي متفاوت است.



در يك ارتباط خوب بيشتر اختلاف نظرها و مشكلات زناشويي به مرور زمان برطرف و حل مي‌شود.

 شايد تا به حال اين خبر به گوش‌تان نخورده باشد اما كارشناسان در تحقيقات‌شان به نتيجه‌اي جالب رسيده‌اند كه شما را شگفت زده خواهد كرد، هيچ مي‌دانستيد كه 60 درصد اختلاف‌نظرهايي كه همسران در طول زندگي مشترك با يكديگر دارند غيرقابل حل است؟اگر قبول نداريد يك ورق و كاغذ برداريد و تمامي بحث‌هايي كه در طول زندگي مشترك با همسرتان داشته‌ايد را بنويسيد و در نهايت شگفتي متوجه مي‌شويد كه بيشتر آن‌ها تكراري است و با وجود گذشتن ساليان سال از ارتباط‌تان هنوز بر سر موضوعي تكراري با همسرتان بحث مي‌كنيد اما چيزي كه در اين بين تغيير مي‌كند نحوه واكنش 2 طرف نسبت به آن موضوعات است. پس اگر فكر مي‌كنيد مشكل شما و همسرتان با گذشت زمان حل خواهد شد مرتكب اشتباه رايج ديگر زوج‌ها شده‌ايد. به جاي انتظار براي گذشت زمان و برطرف‌شدن مشكل، نوع واكنش و سازگاري‌تان را نسبت به اختلاف نظر بين خود و همسرتان تغيير دهيد.



يك ازدواج خوب به اين معناست كه زن و شوهر تعريف يكسان و مشتركي از عشق داشته باشند.

اين نكته را به خاطر بسپاريد كه شما و شريك زندگي‌تان در 2 محيط متفاوت بزرگ شده‌ايد و به همين خاطر تعريفي كه از عشق و محبت داريد با يكديگر كاملا متفاوت است. ممكن است همسر شما از روي عشق كاري را براي‌تان انجام دهد و از اين طريق علاقه‌اش را به شما ابراز كند اما شما به‌دنبال راهي هستيد كه همسرتان به روش دلخواه شما عشقش را ابراز كند. فراموش نكنيد كه نحوه ابراز علاقه و عشق هر انساني با ديگران متفاوت است و هرگز از همسرتان نخواهيد كه ديدگاهي مانند شما در مورد عشق و طريقه محبت كردن داشته باشد.



زن و شوهر از هم جدا مي‌شوند چون ديگر عاشق هم نيستند.

 متاسفانه عده‌اي تصور مي‌كنند كه عشق تنها دليل ازدواج و ماندن در يك ارتباط است. اين عده از افراد ازدواج مي‌كنند چون عاشق شده‌اند و بعد به راحتي از شريك‌شان جدا مي‌شوند چون ديگر عاشقش نيستند اما اين تصور يك اشتباه محض است چون عشق يك حس است و زماني هست و زماني ديگر نيست. اين‌كه ديگر مثل روزهاي اول آشنايي عاشق همسرتان نيستيد و به همين دليل مي‌خواهيد از او جدا شويد، احمقانه‌ترين فرضيه‌اي است كه آن را انتخاب كرديد. صبر كنيد چون عشق دوباره به‌وجود خواهد آمد و بارديگر غافلگيرتان خواهد كرد.



خيانت باعث از بين رفتن رابطه زناشويي نمي‌شود.

بله اين جمله درست است و اگر يك زن هستيد و تنها به خاطر خيانت همسرتان مي‌خواهيد تركش كنيد، لطفا كمي بيشتر فكر كنيد. هرچند رويارويي با خيانت و اصلاح ارتباط بعد از آن، كار خيلي ساده‌اي نيست اما اگر واقعا به ارتباط‌تان علاقه‌مند هستيد ارزش اين مبارزه را خواهد داشت و خبر خوب اين‌كه بيشتر ارتباط‌هايي كه بعد از خيانت دوباره شكل گرفته موفق‌تر بوده و همسراني كه بعد از خيانت روابط خود را اصلاح كردند و اعتماد را از نو بين خودشان به‌وجود آوردند، ارتباط زناشويي بادوام‌تري داشته‌اند.



بيشتر افراد در ازدواج دوم موفق‌تر هستند چون در ازدواج اول تجربه‌هاي خوبي به دست آورده‌اند.

 براي اين موضوع نمي‌توان قانوني را درنظر گرفت اما اين درست است كه بسياري از افراد در ازدواج دوم‌شان موفق‌تر هستند چون اشتباهاتي كه در ازدواج اول مرتكبش شده‌اند را در ازدواج دوم‌شان انجام نمي‌دهند اما بايد به خاطر داشته باشيد كه عشق تنها كرم روي كيك است نه خود كيك و تا زماني كه ياد نگيريد شادي و خوشبختي‌تان را وابسته به فرد ديگري ندانيد اميد موفقيت در ازدواج براي‌تان وجود ندارد اين‌كه خودخواهانه به‌دنبال افرادي باشيد كه شما را خوشبخت كنند و درصورت برآورده نشدن اين موضوع آن‌ها را ترك كنيد، اصلا راه درستي نيست. خوشبختي و آرامش را در خودتان به‌وجود بياوريد و خودخواهانه ديگران را نخواهيد.

اختصاصی مجله اینترنتی برترین ها Bartarinha.ir

تصاویر جشن ازدواج فرزندان شهدا

 
 

تصاویر زیبا از جشن

 

در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه show picture را بزنید
 

جشن ازدواج 104 فرزند شهید و ایثارگر با عنوان پنجمین جشن پیوند جوانه‌های ایثار درسالروز ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه الزهرا (س)


با آرزوی سعادت و خوشبختی برای همه زوج های جوان rose

 

 

اینم چندتا سوژه big grin


 

 

 

مجموعه گلچين جملات كوتاه و طنز پ نه پ

 
http://www.picpack.ir/wp-content/uploads/2011/07/www.picpack.ir_73.jpg
 
سر سفره عقد ، حاج آقا: عروس خانم برای مرتبه سوم میپرسم ، وکیلم ؟
 عروس: پـَـ نـَـ پـَـ با منصور قرار دارم میخوام برم
 
دوستم میگه امروز چندمه ؟ میگم یکم ، میگه یکم مرداد ؟ پـَـ نـَـ پـَـ امروز یکم فروردینه ،

 عیدت مبارک عمو جان بیا یه بوس بده

***************************


سر سفره عقد ، حاج آقا: عروس خانم برای مرتبه سوم میپرسم ، وکیلم ؟

عروس: پـَـ نـَـ پـَـ با منصور قرار دارم میخوام برم


***************************

بیرون دفتر فرماندم واستادم .دفترچه مرخصی تو دستم. امده بیرون میگه مرخصی میخوای؟گفتم :

 پـَـ نـَـ پـَـ دلم تنگ شده بود امدم یه سر ببینمتو برم آسایشگاه

***************************


همسایمون عروسی داشتن .دوستم خونمون بود هی سروصداشون میومد.دوستم گفت عروسیه؟

 پـَـ نـَـ پـَـ همسایمون سرخ پوسته مراسم خاص خودشونه...

***************************


رفیقم اومده خونمون! وضو گرفته میخواد نماز بخونه!می پرسه قبله کدوم طرفه؟!

 میگم:میخوای نماز بخونی؟! میگه: پـَـ نـَـ پـَـ میخوام دیش ماهوارتو تنظیم کنم!!!

***************************


پشت در اتاق عمل وایستادم منتظر دکترم که برم برای زایمان... پرستاره اومده نگام میکنه میگه زاءو شمایی؟... میگم پـَـ نـَـ پـَـ خواهرمه.. ترسیده منو فرستاده جاش!!!!...

***************************


تو اتوبوس از رو صندلی پا شدم جامو بدم یه پیرمرده میگه پا شدی من بشینم؟

پـَـ نـَـ پـَـ پا شدم با میله های اتوبوس استریپ تیز برقصم شما مسافرا تا مقصد حال کنین.

***************************

تو اتاق نمونه گیری آزمایشگاه به مریضه میگم : سابقه بیماری خاصی داری ، میگه :

 واسه صحت جوابای آزمایشم میپرسی؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ خواستم بدونم اگه واقعا مریضی سر نماز

دعات کنم خدا شفات بده!!!!!!!!!


***************************
ساعت 8 صبح كلاس داریم .منم خمیازه میكشم و دهنم یه متر باز میشه .

 استاد میگه چیه خوابت میاد؟ پـَـ نـَـ پـَـ میخوام بخورمت

***************************


تو ایستگاه متروی آزادی یکی ازم پرسید اینجا آخرشه؟ منم گفتم پـَـ نـَـ پـَـ نیم

ساعت برای ناهار و نماز نگه داشته بعد دوباره راه میوفته

***************************


مراسم تدفین بابا بزرگم بود یارو اومده میگه پدر بزرگتو دارین خاک میکنین؟

 گفتم پـَـ نـَـ پـَـ بذرشو داریم میکاریم اب بدیم سبز کنه بعد یه بابا بزرگه دیگه در بیاد

***************************


سره کلاس دستمو بردم بالا سوال کنم.استاده میپرسه سوال داری؟؟؟

میگم پـَـ نـَـ پـَـ میخواستم بینم کولر باد میده یا نه که خداروشکر حل شد!!


***************************


تو توالت بودم و تو حال خودم.. یک هو یکی محکم زد به در …. گفتم بله ..

 دیدم داداشمه میگه اه تو اونجایی !!! گفتم پـَـ نـَـ پـَـ این صدای منشی توالته ..

 لطفا بعد از شنیدن بوق بفرمایین داخل.


 ***************************
وسط جاده خلخال زنجان پنچری ماشینمو می گرفتم یه آقاه رسید گفت پنچر شدی؟

گفتم پـَـ نـَـ پـَـ لاستیکم گرمش شد در آوردم هوا بخوره!!!!!


***************************

نشستیم داریم "سقوط آزاد" میبینیم ، داداشم میگه این دریا ئه واقعا کیشه؟؟؟

پـَـ نـَـ پـَـ دارن اسکلمون میکنن ... شهرک سینمایی رو آب کردن

***************************


گزارشگر فوتبال میگه محمد قاضی یه بازیکن دو پاست.

 پـَـ نـَـ پـَـ ما فکر کردیم چهار پاست، تازه شاخ هم میزنه!

***************************


دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند. گل ادم بسرشتند و به پیمانه زدند.

 پـَـ نـَـ پـَـ کچلی را بگرفتندوسرش شانه زدند!!!

***************************


اومدم یه سوسکو تو آشپزخونه بکشم ... رفیقم می گه : می خوای بکشیش ؟

 گفتم پـَـ نـَـ پـَـ می خوام باهاش وارده مذاکره بشم اجاره خونه رو شریکی بدیم


***************************

من : سلام علی خوبی ؟ علی : سلام ،شما ؟ من : آرمینم . علی : اٍ

آرمین تویی ؟ من : پـَـ نـَـ پـَـ  راهنمای 473 ، بفـــرمائید! .

***************************


بچه رو از بیمارستان آوردیم خونه بعد خوابوندیمش. فک و فامیل اومدن عیادت. یکی میگه ای جان بچه خوابه؟

 پـَـ نـَـ پـَـ گذاشتیم شارژ بشه آخه گفتن اولش که میخواین شارژ کنین چند ساعت خاموشش کنین!!!

***************************


رفتم سوپر مارکت میگم اقا ببخشید یه لامپ100محبت کنین. اورده تست کرده میگه میبری؟

میگم پـَـ نـَـ پـَـ همین جا میخورم!!!!

***************************


دیروز یه حلزون پیدا کردم به دادشم نشون دادم میگم ببین چه خشکله.میگه اینو از تو باغچه پیدا کردی؟

پـَـ نـَـ پـَـ این حلرزون گوشمه.جاش تنگ بود اون تو آوردمشون بیرون یه نفسی تازه کنه

***************************


بابام دستشوییه ... دارم درو محکم میکوبم ... اومده بیرون میگه چیه ؟ . . .  داری ؟

 میگم پـَـ نـَـ پـَـ شما مقابل دوربین نقطه جوش پی ام اسی هستید ...متاسفانه جایزه مارو از دست دادید

***************************


با کلی تلاش و زحمت و بدبختی دنبال اتوبوسه میدویدم و دستام رو مثه میمون اینور اونور میکردم

که بلاخره پشت چراغ قرمز وایساد. اومدم دم در نفس زنون میگم آقا درو میزنی؟

میگه می خوای سوار شی؟ پـَـ نـَـ پـَـ می خوام پیاده شم این مدت هم خیلی زحمتتون دادم.