انقلاب اسلامى از منظر مـقام معظم رهبرى

چكیده

انقلاب اسلامى ایران یكى از رخدادهاى بى نظیر دوران معاصر و فجر جدیدى در تاریخ بشریت است كه منشاء آثارى بس شـگـرف در ابـعـاد فـرهـنـگـى ، سیـاسـى ، اجـتـمـاعـى ، اقـتـصـادى و... در داخـل و خـارج از ایـران گـشـت . بـه یـقین شجره طیبه این انقلاب با بهره گیرى از چشمه زلال مـعارف و اعتقادات دینى مردم نستوه و فداكار ایران و با تكیه بر ریشه هاى استوار پیشینه فرهنگى و سیاسى و اجتماعى آنان بارور و پرثمر گشت .

ضـرورت بـررسـى چیستى و نیز علل و عوامل ظهور این پدیده و شناخت آثار و بركات آن بر كسى پوشیده نیست . آنچه در این نوشتار تقدیم مى گردد، اشاراتى به دیدگاه مقام مـعـظـّم رهـبـرى دربـاره ایـن انـقـلاب اسـت كـه بـه مـوضـوعـاتـى از قـبیـل مـفـهوم انقلاب اسلامى ، ضرورت آن، اُلگو و رمز پیروزى و پیام آن و نیز آرمان ، اهـداف ، اصول و اركان انقلاب اسلامى و همچنین مخالفین ، دستاوردها، آسیب ها، تهدیدات و رمز تداومش مى پردازد.

كـلیـد واژه هـا: مـقام معظم رهبرى ، انقلاب ، اصول انقلاب اسلامى ، اهداف انقلاب اسلامى ، دستاوردهاى انقلاب اسلامى ، آسیب هاى انقلاب اسلامى و تداوم انقلاب اسلامى

مفهوم انقلاب اسلامى

نخستین گام در مطالعه هر پدیده ، تبیین مفهومى آن است . شاید به تعداد اندیشمندانى كه در مـورد انـقـلاب قلم زده اند، تعاریفى از انقلاب ارائه شده باشد. این تعاریف كم و بیش وجوه اشتراك و اختلاف نسبت به یكدیگر دارند و هر یك از آنها زاویه اى از زوایاى انقلاب را آشـكـار مـى سـازد. آنـچه مسلم و قطعى است این كه بر روى هیچ تعریف مفهومىِ رضایت بخش و مورد پذیرش عموم ، اتفاق نظر وجود ندارد.


در كـالبـدشـكـافـى تـعـاریـف انـقـلاب بـه مـؤ لفـه هـایى نظیر دگرگونى بنیادین و ساختارى ، تغییر نهادها، جابه جایى نخبگان ، خشونت و بى نظمى و... برمى خوریم كه بـر اسـاس تـحـلیـل انـقلاب هاى جهان ، در تعریف انقلاب جاى گرفته اند. وقوع انقلاب اسلامى ایران كه یكى از بزرگ ترین پدیده هاى تاریخ در قرن بیستم بوده و در زمره مهم ترین جنبش هاى سیاسى ـ اجتماعى به شمار مى آید، تعاریف موجود و نیز نظریه هاى انـقـلاب را بـه چـالش كـشیـد و ضـرورت ارائه تـعـریـف جـدیـدى از انـقـلاب را بـه دنـبـال آورد.
وجه عدم اتفاق نظر در درك مفهومى انقلاب ، مربوط به پیچیدگى آن به عنوان یك پدیده اجـتـمـاعـى اسـت كـه به پیچیدگى و ناشناختگى انسان برمى گردد. با این وجود گفتنى اسـت كه شاید بتوان از طریق درك اشارت و رمزهاى ضمنى اینگونه دگرگونى ها، به تصورى رضایت بخش از معناى انقلاب دست یافت .
انـقـلاب اسـلامـى خـصـوصیات منحصر به فردى دارد كه آن را از دیگر انقلاب هاى جهان ممتاز مى سازد و مفهوم جدیدى از انقلاب به دست مى دهد. برخى از این خصوصیات از نظر خلف صالح معمار بزرگ انقلاب اسلامى از این قرارند:


1 ـ بـرخـوردارى از پـشـتـوانـه عـظیـم فـلسـفـه و فـقـه و مـعـارف شیـعـه در طول هزار سال ،
2 ـ انقلاب اجتماعى همه جانبه همراه با تحول بنیادین در زندگى انسان ها،
3 ـ اسـتـوارى بـر پـایـه فـرهـنـگ و اعـتـقـاد و ایـمـان در مراحل اوج گیرى و سازندگى انقلاب ،
4 ـ بـهـره مـنـدى از رویـكـرد ارزشـى و هـدف گیـرى اصـلاح مـفـاسـد جـهـانـى و بـشـرى ،
5 ـ حاكم سازى فرهنگ توحیدى به جاى فرهنگ الحادى و استبدادى ،
6 ـ شـكـل گیـرى بـر مـبـنـاى نظم و انضباط انقلابى .

بـا تـوجـه به این خصوصیات است كه انقلاب اسلامى یك تفسیر اسلامى و الهى بوده و به معنى زنده كردن دوباره اسلام است ؛ چنان كه رهبر معظم انقلاب مى فرماید: انـقـلاب یـك تـفـسیـر اسـلامـى و الهـى اسـت . مـا انـقـلاب را یـك تـحـوّل اخـلاقـى ، فـرهـنـگـى و اعـتـقـادى مـى دانیـم كـه بـه دنبال آن ها تحول اجتماعى ، اقتصادى و سیاسى و آنگاه رشد همه جانبه ابعاد انسان ها مى آیـد. هـمـان طـور كـه در آیـه قـرآن اسـت ((ان الله لایـغیر ما بقوم حتى یغیروا ما بانفسهم )) هر وقت انسان ها خصلتهاى بد، ضعفها، نقص ها و بى ایمانى هـا را در خـودشـان تـغییـر دادنـد، اوضـاع و احـوال اجـتـمـاعـى آنـهـا تـحـول پیـدا خـواهـد كـرد. هیـچ چیز هم جلوگیر آن نخواهد بود. براى شروع این حركت و تـحـول هـمـگـانـى ، انـسـان هـا بـایـد احـساس تكلیف كنند.

 

ضرورت انقلاب اسلامى

بسیارى از صاحب نظران علل وقوع انقلاب اسلامى در ایران را بررسیده اند و به نحوى كوشیده اند تا یكى از نظریه هاى ابراز شده از سوى اندیشمندان غربى درباره انقلاب را بـر انـقـلاب اسـلامـى تـطـبیق نمایند. آنان ضرورت وقوع انقلاب اسلامى را بیشتر در عـوامـلى نـظیـر مـدرنیـزاسیـون ، تـوطـئه ى خـارجـى ، اقـتـصـاد و مـسـائل سیـاسـى ، اجـتـمـاعى ، فرهنگى و مذهبى دانسته اند. در حـالى كه با كالبدشكافى دقیق انقلاب اسلامى ایران به تطبیق ناپذیرى این نظریات بر آن حكم خواهیم نمود.

در دیـدگـاه مقام معظّم رهبرى ، انقلاب یك ضرورت طبیعى بر اساس سنّت هاى الهى بود. تـوضیـح ایـنـكـه ؛ نـظـام هـسـتـى بـه عـنـوان مـظـهـر و تـجـلّى اراده و مـشیـّت الهـى ، مشمول قوانین و سنّت هایى است كه نه تغییرپذیرند و نه جایگزین بردار. بـشـر چـه بـخـواهـد و چـه نـخـواهـد و قدرتمندان چه راضى باشند و چه نـبـاشـنـد، این سنّت ها تحقق مى پذیرند. یكى از این سنّت ها تجلّى حق و پیروزى آن بر بـاطـل اسـت . یـعـنـى جـریـان هـسـتـى و اداره امـور عـالم و نیـز اعمال اختیارى انسان باید با تدبیر الهى و متكى بر معرفت صحیح اداره شود تا سعادت او تـاءمیـن و تـضـمیـن گـردد.

بـنـابـر ایـن اگـر روزى جـامـعه اسلامى كه نماد جریان حق است منحرف شود و به جایى بـرسـد كـه هـم مـردم بـه فـسـاد كـشیـده شـونـد و هـم حكومت ها فاسد گردند و در نتیجه جابجایى خوب و بد، معروف و منكر و حق و باطل در عرصه حیات اجتماعى صورت گیرد، خداوند شرایط را به گونه اى محقق مى سازد كه گروه خداپرستان و مؤ منان قیام كنند و جامعه را از فساد به صلاح برگردانند؛ همان طور كه حادثه عظیم عاشورا در تاریخ اسلام از مصادیق روشن آن است .

مقام معظم رهبرى با توجه به این سنت الهى است كه مى فرماید: مـن احـساس مى كنم كه انقلاب اسلامى یك ضرورت بود براى اسلام . یك نیاز بود براى مسلمین . سنّت الهى بود براى حفظ دین و حفظ احكام الهى . مطلب بعدى این است كه انقلاب اسـلامى یك حادثه تاریخى است نه یك حادثه منطقه اى . اساساً انقلاب ، هر انقلابى در جـغـرافیـاى انسانى مثل زلزله و آتشفشان در جغرافیاى طبیعى است . زلزله و آتشفشان از لحـاظ اصل بروز ناشى از تكاثف انرژى هاى مختلف طبیعى است . انقلاب هم در جغرافیاى انسانى ، ناشى از انباشته شدن انرژى هاى انسانى و انفجار این انرژى هاست .

بـر اسـاس ایـن قـانـون الهـى بـود كـه اوضـاع و احـوال جـهـانـى و نیـز اوضـاع و احـوال تـاریـخـى كـشـور ایـران اقـتـضـا مـى كـرد ایـن تـحـول عـظیـم رخ دهـد و نـظـام سـلطـنـتـى بـه نـظـام الهـى و مـردمـى تـبـدیـل شـود، یـعـنـى نظامى بر پایه ارزشهاى معنوى كه دنیا در نهایت درجه از آن دور بـود، بـه وجـود آیـد. دنیـایى كه غرق در مادى گرى و فساد و فحشا شده و معنویتش ضعیف و ضـعیف تر شده بود، هرگز باور نمى كرد و نمى كند كه بتوان انقلابى بر مبناى حكم خـدا بـه وجـود آورد. امّا این معجزه در ایران رخ داد و پایگاه نجات دنیا از فساد و تباهى و رنـجـهـاى روحـى شـد و چـنـان شـد كـه مـسـتـضـعـفـان جـهـان ، آمـال و آرزوهـاى خـود را در آن قـابـل تـحـقـق یـافـتـنـد.

بـراى تحقق وعده الهى كه پیروزى اسلام بر همه كفر و الحاد و پیروزى ارزشهاى الهى بـر هـمـه مـادى گـرى هـاى كـوتـه نظرانه است ، ضرورت داشت اسلام خودش را در عصر غربت دین بنمایاند و در عـرصـه حیـات اجـتـمـاعـى بـشـر مـطـرح سـازد. از ایـنـجـا بـود كـه خـداى مـتـعـال چـنیـن مـقدّر كرد كه این كار به دست یكى از شایسته ترین و برترین بندگانش عملى شود و شد.

بـر پـایـه این سنّت الهى گرچه قدرتمندان و زورمداران جهان در مسیر دستیابى انقلاب بـه اهـدافـش ‍ سـنـگ انـدازى و مـانـع تـراشـى مـى كـنـنـد، ولى بـه فـضـل الهـى اگـر مـردم شـریـف ایـران ایـمـان را بـا عـمـل صـالح قرین سازند، هیچ قدرتى یاراى مقاومت در برابر آنان را ندارد و چنین ملّتى قـله هـاى مرتفع عزّت و افتخار را یكى پس از دیگرى فتح خواهد كرد. زیرا در كار خـدا طـفـره نیـسـت و طـبیـعـت و فـطـرت عـالم ایـن اسـت كـه بـه سـمـت كـمـال بـرود. بـه هـمین دلیل است كه رهبر و ملت ایران ، توحید، معنویت و دین دارى را كه شعار انقلاب حضرت مهدى (عج ) است ، شعار انقلاب اسلامى قرار داده و آن را زمینه و مقدمه اى بـراى انـقـلاب حـضـرت مـهـدى (عـج ) مـى دانـنـد. شـكـى نیست ، چون این انقلاب بر طبق سنّتهاى الهى است ، با صبر و توكّل به خدا پیش مى رود و به اهداف خود نیز خواهد رسید.

حـاصـل كـلام ایـنـكه انقلاب اسلامى بر اساس یك ضرورت طبیعى و تاریخى و مبتنى بر قـواعـد و سـنـن الهى به وقوع پیوست و بر اساس همین قاعده نیز به راه خود ادامه خواهد داد. مقام معظم رهبرى مى فرماید: انـقـلاب مـا و حـركـت مـا اسـلامى است . از جهت دیگر براى مردم دنیا امروز بسیار مى تواند آمـوزنـده بـاشـد و بـه عـنـوان یـك تـجربه ملموس و عملى مطرح بشود. انقلاب ما از باب انـطـبـاق بـا سـنت هایى كه در قرآن براى نهضت ها و تحولات جهانى و تحولات اجتماعى ذكـر شـده ، از جـهـت انـطباق با این پیشگویى هاى قرآن و قوانینى كه ذكر مى كند و سنن الهـى نیـز اسلامى است . تفسیر و تحلیل قرآن نسبت به تحولات اجتماعى عمیقاً مغایر با تحلیل و تفسیرى است كه مكاتب مادى ذكر مى كنند. در قرآن كریم براى تحولات مادى یك اصـول و نـقـاط عـطـف و انـگیـزه هـا و اهرم ها و عوامل دیگرى ذكر شده ، غیر از آنچه كه در تـحـلیـل هـا و تـفـسیـرهاى مادى وجود دارد. ما نگاه مى كنیم مى بینیم عیناً آنچه در انقلاب ما اتـفـاق افـتـاد مـنـطـبق بر همین تفسیرها و تبیین هاى الهى است كه سنن آفرینش را براى ما بیـان مـى كـنـد.

 

الگوى انقلاب اسلامى

قـبـل از وقوع انقلاب اسلامى ایران با توجه به حاكمیت دو تفكر اومانیسم و ماتریالیسم در جـهـان ، چـنـان القـا مـى شـد كـه نـظـام هـاى حكومتى منحصراً باید به یكى از دو شیوه لیبرال دموكراسى یا سوسیال دموكراسى باشد و چنانچه انقلابى در جهان رخ دهد، چاره اى جـز اتـكـا بـه تفكر اومانیسم و یا ماتریالیسم نداشته و باید تحت حمایت یكى از دو بـلوك شـرق یـا غـرب بـاشـد. بـر این اساس بسیارى از نظریه پردازان انقلاب بر آن بـودنـد كـه انـقـلاب اسـلامـى ایـران را در چـارچـوب یـكـى از ایـن دو تـفـكـر تحلیل نمایند در حالى كه انقلاب اسلامى هم در تاءسیس و پیروزى و هم در اهداف و سیر حركت خود، جداى از این دو تفكر بود. بلكه چالشى علیه نظام اختاپوسى سرمایه دارى دنیـا از یـك طـرف و نـظـام الحـادى مـاركـسیـسـتـى از طـرف دیـگـر بـود و چـون مـسـتـقـل بـود بـا هیـچ كـدام كـنـار نیامد.

در حـقیقت انقلاب اسلامى در عصر غربت دین كه دین به عنوان مخدّر جامعه معرفى مى شد، بـه وقـوع پیـوسـت و شـعـار ضـرورت مـهـنـدسـى دین در حیات فردى و اجتماعى بشر را سـرلوحـه خـویـش قـرار داد و الگوى خود را بعثت پیامبر(ص ) در صدر اسلام و رسالت خـود را نیـز رسـالت انـبیاء معرفى كرد. همان گونه كه اسلام ، یك مكتب و طرحى براى زندگى و اساساً یك انقلاب است ، بالطبع انقلابى كه متكى به آن باشد، خاصیتش نیز خـاصیـت اسـلام اسـت . نـظـر بـه الگـوپـذیرى انقلاب از بعثت پیامبر اعظم (ص )، رهیافت شباهت جویى بین این دو، ما را به یگانه و منحصر به فرد بودن انقلاب اسلامى در دوران معاصر رهنمون مى سازد. مقام معظم رهبرى مى فرماید: عین همین بعثت با یك تفاوت در جامعه ما و در زمان ما به وجود آمده است ، آن تفاوت این است كـه بـعـثـت آن روز به معناى بیدار شدن یك انسان و پیغمبر شدن او بود و در بعثت امروز دیـگـر رسـالت در آن نیست بلكه بعثتى در راستاى بعثت پیغمبر است ؛ یعنى همینطور كه پیغمبر اسلام وقتى مبعوث شد جامعه زمان خودش را بیدار كرد. ما امروز یك بار دیگر با نـداى پیـامـبـر، بـا فـریـاد بـعـثـت رسـول گـرامـى بیـدار شـدیـم .

در تحلیل نهضت انبیاء روشن مى شود كه پیامبران سه وظیفه عمده به عهده داشتند؛
الف ـ تعلیم معارف ، جهان بینى ، مقررات و احكام الهى ،
ب ـ تربیت و تزكیه مردم و رشد دادن و شكوفا ساختن استعدادهاى آنان براى اداره خویش ،
ج ـ مدیریت بالفعل جامعه و تشكیل و اداره نظام حكومتى .

مـا نیز بر طبق حكم الهى امروز چنین الگویى را براى خود برگزیده ایم و انقلابمان را مـنـطـبـق بـر حـركـت اسـلامـى صـدر اسـلام مـى دانیم و شـك نـداریم كه انقلاب اسلامى مثل بعثت و پیام نبوت منطبق با قوانین آفرینش و خواست و اراده الهـى اسـت و مـلت رشیـد ایران در مبارزه خود چونان مسلمانان صدر اسلام با ایثار و فـداكـارى هـمـان هدف را تعقیب كرده و خط بعثت آنان بر خط كفر و الحاد و طغیان و شیطنت بـه پیروزى مى پیوندد و پیروزى حق بر باطل آشكار مى شود.

مقام معظم رهبرى معتقدند امام راحل (ره ) براى حیات دوباره اسلام درست همان راهى را پیمود كـه رسـول اعـظـم (ص ) پیـمـودنـد و فـلسـفـه انـقـلاب نیـز هـمـان حـركـت نـبـوت هـا در طول تاریخ براى حمایت از مستضعفان و كوبیدن گردن كشان و سلطه گران و طاغوت ها بـه سـنـگ اسـت . ایشان وجوه شباهت فراوانى را میان انقلاب اسلامى ایران و صدر اسلام در زمیـنـه هـاى دوران تـبـلیـغ ، كادرسازى ، مبارزه ، جنگ ها، شهدا و جانبازان ، مخالفین و تـرفندهاى آنها و... یادآور مى شود كه حاكى از الگوپذیرى انقلاب ما از صدر اسلام و انقلاب پیامبر(ص ) است .

پیام انقلاب اسلامى

هـر انـقلابى نظیر زلزله یا آتشفشان تاءثیرات كم و بیش منطقه اى و بین المللى دارد و بـراى ایجاد عمق استراتژیك خود، پیامى را عرضه مى كند. هر چه پیام انقلاب پرجاذبه تر باشد، انسان هاى بیشترى به پذیرش و حمایت و الگوپذیرى از آن روى مى آورند. انـقلاب اسلامى ایران كه امتیاز اساسى اش ، اتكاى به جهانبینى اسلامى بود، در زمانى بـه وقـوع پیـوسـت كـه حـركـتـهـاى لیبرالى و سوسیالیستى جاذبه خود را از دست داده بودند. گرچه بسیارى از روشـنـفـكـران چـپ گـرا همچنان القا مى كردند كه تنها ایدئولوژى بسیج كننده ملت ها، ماركسیسم است .

انـقـلاب اسـلامـى مـردم ایـران ایـن پیـام را بـه دنیـا عـرضـه كرد كه بسیج كننده ترین ایـدئولوژى هـا اسلام است و اسلام مكتبى است كه نه تنها توانایى سازماندهى یك مبارزه عـظیـم را دارد، بـلكـه در دوران پیچیده عصر ماشینى با همه معارضه ها و تضادهایى كه سیاستهاى جهانى دارد، قادر به حل مشكلات جامعه و اداره آن بوده و بقا و ماندگارى اش را تـضـمیـن مـى كـنـد. به عبارت دیگر انقلاب اسلامى ایران ، گشودن جبهه تازه اى فراروى همه انسان هاى مظلوم و محرومى است كه از نـارسـایـى و نـابسامانى تمدن تحمیلى استعمارى رنج مى برند و شعار نه شرق و نه غـربـى ایـن انـقـلاب ، بیـانـگر نفى هر گونه ظلم و ستم بر بشریت است .

بـرخـى از پیـام هـاى انـقـلاب اسـلامـى را مـى توان به صورت زیر برشمرد:
1 ـ لزوم خـروج انـسـان از یـوغ بـردگـى و بـنـدگـى طـاغـوت و رسـتن از ذلت و خوارى ،
2 ـ روى آوردن به عبودیت خدا و رستگارى ،
3 ـ برآشفتن در مقابل همه بدى ها و كجى ها و نابسامانى ها،
4 ـ مـبـتـنـى بـودن حـكومت و قدرت سیاسى بر پرهیزكارى ، عدالت و حقیقت ،
5 ـ ضـرورت دیـن گـرایـى و خـدامـحـورى و نیز بازگشت از مسیر انحرافى دوران غرور جاهلانه شكوفایى علم .

حـاصـل سـخـن در یـك كـلام ایـن كـه پیام انقلاب ، پیام معنویت است ، یعنى بشرِ سرگشته امـروز كـه از عـدم تـاءمیـن نیـازهـاى بـرتـر و والاتـر و نـدیدن و نداشتن صفا و محبّت و مـهـربـانـى و نیـافـتـن نـوعـى مـعـرفـت والا بـه سـتـوه آمـده اسـت ، بـه دنـبـال مـكـتـبـى اسـت كـه علاوه بر تاءمین نیازهاى مادى ، نیازهاى معنوى او را نیز برآورده سـازد و چـون شـاهـد بود هر جایى كه این انقلاب نفوذ كرد، معنویت را هم با خود به آنجا بـرد، گمشده خود را در پیام انقلاب اسلامى یافتنى دید. بـنـابـرایـن بـا قـاطعیت مى توان گفت رویكرد دین گرایى حاضر كه در اطراف و اكناف جـهـان مـعـاصـر روبـه تـوسـعـه و گـسـتـرش نـهـاده ، محصول و ثمره دریافت این پیام است .

آرمان و اهداف انقلاب اسلامى

ارزش و اهـمیـت هـر انـقـلابـى بسته به آرمان و اهدافى است كه تعقیب مى كند. بزرگى و كـوچـكـى آرمـان هـا و اهـداف تـا حـدود زیادى تعیین كننده میزان هزینه اى است كه براى هر انـقـلابـى بـایـد صرف كرد. هر چه آرمان ها و اهداف یك انقلاب ، متعالى تر و پرجاذبه تـر بـاشد، تحمل سختى ها و فشارها در مسیر دستیابى به آنها، آسان تر و شیرین تر خـواهـد بـود. انـقـلاب اسـلامـى ایـران نیز از ابتدا آرمان ها و اهداف مشخصى را براى خود تـرسیـم نـمـود و رهـبـر و مـلت از آغاز تا كنون در جهت دستیابى به آنها از هیچ كوششى فـروگـذار نـكـرده انـد. بـرخـى از آرمـان ها و اهداف انقلاب اسلامى به دیدگاه مقام معظم رهبرى عبارتند از:

1 ـ عـدالت خـواهـى ،
2 ـ تـربیـت و تـزكیه انسان و در نتیجه جامعه سازى بر مبناى آن ،
3 ـ تشكیل نظام توحیدى و تلاش براى دستیابى به سعادت دنیوى و اخروى ،
4 ـ دسـتیـابى به حیات طیبه ،
5 ـ بـرخـوردارى از رفـاه ، امـنیـت ، دانـش ، عـزت سیـاسـى ، استقلال اقتصادى و رونق تجارى ،
6 ـ حاكمیت اسلام و قرآن در زندگى بشر،
7 ـ تـكـریـم انـسـان و نـفى فقر و فساد و تبعیض و در نتیجه احساس خوشبختى و سعادت ،
8 ـ باز گرداندن عزّت اسلامى به مسلمانان .

علاوه بر موارد یادشده ، اهداف دیگرى نظیر استقلال ، آزادى ، رشد معنوى ، تعالى مادى ، ایجاد محیط امن و باكرامت و... نیز جزء اهداف انقلاب به حساب مى آیند. مقام معظم رهبرى در این باره مى فرماید: دیـن یك نظام اجتماعى به بشر ارائه مى كند و نه فقط یك سلسله عبادات و عادات . هرچند عـبـادات و عـادات نیز انباشته از روح زندگى و در جهت همان نظام است و این نظام اجتماعى مـبـتـنـى بـر هـمـان جـهـان بیـنـى اسـت و سـاخـتـه بـه شكل آن است . آزادى و برابرى انسان ها، عدل اجتماعى ، خودآگاهى افراد جامعه ، مبارزه با كژى و زشتى ، ترجیح آرمان هاى انسانى بر آرزوهاى شخصى ، توجه و یاد الهى ، نفى سـلطه هاى شیطانى و دیگر اصول اجتماعى نظام اسلامى و نیز اخلاق و رفتار شخصى و تـقواى سیاسى و شغلى ، همه و همه ملهم و زاییده آن جهان بینى و برداشت كلى از جهان و انـسـان اسـت . اسـلام ، نـظـام هـاى مـبـتـنـى بـر زور و قـلدرى و زایـنـده ظـلم ، جـهـل ، اخـتـناق ، استبداد، تحقیر انسان و تبعیض نژادها، ملت ها، خون ها و زبان ها را رد مى كـنـد و غـلط مـى شـمـرد و بـا هـر آن نظام و كس كه به ستیزه نظام اسلامى كمر بندد، با شدت و مقاومت مى ستیزد و به جز آن ، با همه انسان ها چه هم كیش و چه ناهم كیش به محبت و مـسـاعـدت امـر مـى كـنـد. بـر چنین پایه ها و با چنان هدف هایى انقلاب اسلامى در ایران پـدیـد آمـد و نـظـام جـمـهـورى اسـلامـى را بـنـا نـهـاد.

رمز پیروزى انقلاب اسلامى

شـكـل گیـرى و پیـروزى هـر انـقـلابـى بـه مـؤ لفـه هـا و عـوامـل گـونـاگـونـى وابـسـتـه اسـت . بـدیـهـى اسـت بـرخـى عـوامـل وجـه غـالب را بـه خـود اخـتصاص داده و نقش مضاعفى را در پیروزى انقلاب ایفا مى كـنند. به دیدگاه مقام معظم رهبرى ، انقلاب اسلامى مردم ایران به نیروى اتحاد، اسلام و اتـكـاى بـه خـدا و نیـز قـدرت اراده و تـن دادن بـه فـداكـارى و مجاهدت پیروز شده است . بـرخـى از عوامل پیروزى انقلاب عبارتند از:

1 ـ مطابقت انقلاب اسلامى با سنتهاى الهى ،
2 ـ ایـمـان عـمیـق ، آگاهانه و راسخ مردم به اسلام ناب ،
3 ـ تكیه بر مفهوم واقعى شعار الله اكبر،
4 ـ تـعـظیـم شـعـائر الهى و اسلامى به ویژه عزادارى ها در محرم و صفر،
5 ـ روشـنـگـرى و فـداكـارى روحانیت اصیل و متعهد به عنوان جلودار نهضت .

در یك كلام مى توان رمز پیروزى انقلاب اسلامى را در ایمان و اعتقاد مردم به اسلام و نیز تسلیم در برابر فرمان خدا و صبر و فداكارى و استقامت در مسیر انقلاب جست وجو نمود.

اصول انقلاب اسلامى

نظر به اینكه انقلاب اسلامى زیربناى فعالیت خود را اسلام و قوانین خدا قرار داده است ، مـثـل خـود اسـلام داراى احـكـام ثـابـت و مـتـغیـر بـوده و هـسـت . بـنـابـرایـن بـا تـكیـه بـر اصـل تـوحیـد مـى تـوان مـوارد زیر را جزء اصول انقلاب به شمار آورد:

1 ـ پایبندى به اسلام و قرآن ،
2 ـ دفاع از محرومان و مستضعفان ،
3 ـ عدم گرایش به قدرتهاى شرقى و غربى ،
4 ـ تحقق عدالت اجتماعى ،
5 ـ تعلیم و تربیت اسلامى ،
6 ـ نـفـى سـلطـه و حـاكـمیت ظالمانه قدرت هاى زورگو،
7 ـ عدم خوف و هراس از تهدیدات قدرتهاى مادى و امیدوارى به نصرت و امداد الهى ،
8 ـ تكریم انسان به معنى واگذارى حقیقى حق تصمیم گیرى و تعیین سرنوشت به انسان ،
9 ـ فـراهـم سـازى راه كـمال جویى و تقرب انسان به خدا و جلوگیرى از منحصر و محدود سازى او در خواهشهاى جسمى و جنسى .

حـاصـل سخن این كه همه مسائلى كه به عنوان مبانى اندیشه سیاسى اسلام به حساب مى آیند، در زمره اصول انقلاب اسلامى به شمار مى روند.

اركان انقلاب اسلامى

بـراى شـكـل گیـرى هـر انـقـلابـى یـك عـنـصـر فـكـرى و دو عـامـل انـسـانـى مورد نیاز است . عنصر فكرى همان ایدئولوژى و مكتبى است كه انقلاب بر پـایـه آن استوار مى گردد و عنصر انسانى نیز یكى مردمند و دیگرى رهبرى . هرگاه این سـه عـنـصـر در كـنـار هـم قـرار گیـرنـد و جـهـت گیـرى یـكـسـان داشـتـه باشند، انقلاب شـكـل مـى گیـرد. بـدیـهـى اسـت هـر چـه قـوت ایـن سـه ركـن بیـشـتـر بـاشـد، سـرعـت شكل گیرى و پیروزى انقلاب نیز بیشتر خواهد بود:

الف ـ مكتب

انقلاب اسلامى ایران بر پایه اندیشه و جهان بینى اسلامى استوار است . تفسیر انسان ، تفسیر تاریخ ، تحلیل حـوادث حـال و گـذشـتـه و آیـنـده ، تفسیر طبیعت ، تبیین همه علایقى كه انسان را با دنیاى بیـرون از وجود او، یعنى جهان ، اشیاء و انسانها مرتبط مى كند و نیز فهم و درك آدمى از وجـود خـود و خـلاصـه هـمـه چیزهایى كه نظام ارزشى جامعه را مى سازد و آن را بر اداره مـطـلوب خـود قـادر مـى سـازد، از ایـن جـهان بینى الهى ریشه و مایه مى گیرد و منشعب مى شـود.

نظر به اینكه دو برداشت انحرافى و متضاد از اسلام در جامعه وجود داشت ، كه یكى فهم كـوتـه نـظـرانـه ، تـعـصـب آمیـز و مـتـحـجـّرانـه و دیـگـرى بـرداشـت مـتـجـددانـه و تـسـاهـل آمیـز، رهبر انقلاب برداشت صحیح را با نام اسلام نـاب بـه جـامـعـه مـعرفى كرد و انقلاب را بر مبناى آن پیش برد. مقام معظم رهبرى در این باره مى فرماید: در انـقـلاب اسـلامـى ، اسـلام كـتاب و سنت ، جایگزین اسلام خرافه و بدعت ؛ اسلام جهاد و شـهـادت ، جـایـگـزیـن اسـلام قـعـود و اسـارت و ذلت ؛ اسـلام تـعـبـد و تـعـقـل ، جـایـگـزیـن اسـلام التـقـاط و جـهـالت ؛ اسـلام دنیـا و آخـرت ، جـایـگـزیـن اسلام دنیاپرستى یا رهبانیت ؛ اسلام علم و معرفت ، جایگزین اسلام تحجّر و غفلت ؛ اسلام دیانت و سیـاسـت ، جـایـگـزیـن اسـلام بـى بـنـد و بـارى و بـى تـفـاوتـى ؛ اسـلام قیـام و عـمـل ، جـایـگـزیـن اسـلام بـى حـالى و افسردگى ؛ اسلام فرد و جامعه ، جایگزین اسلام تـشـریـفـاتـى و بـى خاصیت ؛ اسلام نجات بخش محرومین ، جایگزین اسلام بازیچه دست قدرت ها؛ و خلاصه اسلام ناب محمدى (ص ) جایگزین اسلام امریكایى گردید.

اسـاسـى تـریـن مـبـنـاى جـهـان بیـنـى الهـى و اسـلامـى ، اصـل تـوحیـد بـه معنى اعتقاد به وجود خدا و قدرت غیبى او و حاكمیت علم ، قدرت ، عزت ، جـلال ، جـمـال مطلق ، اراده و مشیت او بر هستى ، است و همه امور دیگر به نحوى از انحاء به توحید بـاز مـى گردند. یكى از نكات برجسته و قابل توجه در زمینه انقلاب اسلامى ایران این بـود كـه دیـن اسـلام سـازنـده فـرهـنـگ ملّى شد و به همین جهت امورى نظیر جهاد، شهادت ، پیـروى از انـسـان بـاتـقـوا و عـادل ، بیـزارى از ظـلم و ظـالم ، اتـحـاد و هـمـبـسـتـگـى ، تـوكـل بـه خـدا و... در مـتـن این فرهنگ قرار گرفت و خمیرمایه حركت انقلابى مردم شد و پیروزى را براى مردم به ارمغان آورد.

ب ـ رهبر

قدرت و قوت رهبرى در انقلاب اسلامى با اتكاى به اسلام ، ناشى از موقعیت دینى اوست كـه مـشـروط بـه بـرخـوردارى از ویـژگیهایى نظیر فقاهت ، عدالت ، علم ، معرفت ، زهد، مـدیـریـت ، شـجـاعت ، بینش سیاسى و تدبیر است ، بر خلاف انقلابهاى دیگر كه غالباً انـسـان هـایى به عنوان سیاستمدار حرفه اى با تكیه بر زر و زور و تزویر در جایگاه رهـبـرى قـرار مـى گیرند.

امـام راحـل بـا برخوردارى از همه ویژگیهاى مورد نیاز براى رهبرى دینى و الهى ، سكانِ انقلاب اسلامى را به دست گرفت و هدایت پیامبرگونه خود را بر جهانیان آشكار ساخت . یكى از تفاوت هاى عمده ایشان با دیگر مصلحان تاریخ اسلام این بود كه ضمن حضور در صـحـنـه ، اصـول مـكـتـب سیـاسى خود را براى مردم تبیین نمود و آنان را به ایمان روشن بیـنـانـه و آگـاهـانـه رسـانـد و پـس از اثـبـات حـقـانیت مكتب سیاسى خود، تـوانـسـت مـلت ایـران را آرام آرام وارد میـدان مـبارزه كرده ، به همراهى این اقیانوس ‍ عظیم پـرتـلاطـم ، انـقـلاب بـزرگ اسـلامـى را شكل دهد و در نتیجه آثار شوم تسلط قدرتهاى طاغوتى را در این كشور برطرف و دنیا را متحول كند، به گونه اى كه حركت او با هیچ حـركـتـى از صـدر اسـلام تـا كـنون قابل مقایسه نیست .

ج ـ مردم

بـزرگ تـریـن اهـرم پیـشـبـرد انـقـلاب اسـلامى ، حضور عظیم توده هاى میلیونى مردم در عـرصـه هـاى انـقـلاب بـود كه با ایمان نافذ و عمیق از یك سو و معرفت و آگاهى بالا از سـوى دیـگـر، بـه نـداى رهـبـرشـان لبیـك گـفـتـند و در پرتو هدایت هاى روشنگرانه و پیـامـبـرگـونـه او، صـبـر و مقاومت و استقامت را پیشه خویش ساخته و عاقبت شهد گواراى پیروزى بر نظام سلطه را نوشیدند.

یـكـى از بـارزتـریـن ویـژگـى هـاى انـقلاب اسلامى كه در كمتر انقلابى نظیر آن وجود داشـتـه اسـت ، مـردمى بودن آن است به گونه اى كه همه ملت ایران در شهر و روستا، از كـوچـك و بـزرگ ، زن و مـرد در آن مـشـاركـت داشتند. بر خلاف انقلاب هاى بزرگ دنیا كه طـبقات خاصى از جامعه در آن نقش آفرینى كردند. مـقـام مـعـظـم رهـبـرى در بیان دلیل این كه مردم صاحبان اصلى نظام و انقلابند اینگونه مى فرماید: مـردم صـاحـبـان ایـن نظام هستند به چند دلیل ؛ اولاً چون اسلام بیشترین حق را در اداره نظام هاى اجتماعى به مردم مى دهد و هر دستگاه حاكم را یك دستگاه خدمتگزار براى مردم مى داند. ثـانیـاً چـون مـردم تـشـكیل دهندگان و به وجود آورندگان این نظام بودند زیرا این نظام مـبـتـنـى بـر یـك انـقـلاب بـود و آن انقلاب را مردم به وجود آوردند. ثالثاً چون دخالت و نـظـارت مـردم بیـشـتـریـن تـضـمیـن را براى حفظ این نظام از انحراف مى كند.

 

مخالفان انقلاب اسلامى

یـكـى از سـنـت هـاى الهـى ایـن اسـت كـه هـر قـوم و گـروهـى اعـم از حـق یـا باطل نتیجه تلاش خود را خواهد دید، یعنى مدد اولیه الهى پشت سر تلاش و اراده غیر حق هـم وجـود دارد. قـرآن كـریـم مـى فـرماید ((كلاً نمدّ هؤ لاء وهؤ لاء))(اسراء / 20). شاهدش ایـنـكـه در طـول تـاریخ وقتى طرفداران حق كناره گیرى ، بى طرفى و قعود را انتخاب كـردند، استكبار و طواغیت با بهره گیرى از این سنت الهى بر دنیا حكمروایى داشته اند. ایـن امـر تـا زمـانـى تـداوم دارد كه جریان حق به معارضه با آنان برنخیزد. ولى وقتى جـریـان حـق قیام كرد و با جریان طاغوتى به ستیز برخاست ، آنگاه سنّت دیگر خداوند حـاكـم شـده و بـا امـدادرسـانـى بـه جـریـان حـق ، او را حـتـى بـا كـمـى عـِدّه و عُدّه اش بر باطل علیرغم قدرت ظاهرى اش پیروز مى گرداند. زمـانـى كـه انـقـلاب اسـلامى ایران به عنوان مظهر حق در دوران معاصر بر مبناى اسلام و قـرآن تـحـقـق یـافت ، طبیعى بود كه استكبار جهانى ، حاكمیت اسلام را براى خود یك خطر جـدى بـدانـد و با انواع ترفندها و توطئه هاى استكبارى به مبارزه با آن برخیزد و همه نیـرو و تـوان خـود را بـراى بـه شـكـسـت كـشـانیدن آن بسیج نماید. مقام معظم رهبرى مى فرماید: مـا بـا دنیـاى اسـتـكـبار مواجهیم . همه آن سلطه هایى كه از احیاء اسلام ناراحتند و رنج مى بـرنـد و هـمـه آن دولت هـا و قـدرت هـایى كه عظمت اسلام را به زیان خودشان مى بینند، امروز در مقابل اسلام ، صف آرایى كردند.

و نیز مى فرماید: مـلت ایـران در حـركـت خـود مـظـلوم اسـت . چـرا؟ بـراى اینكه ملت ایران این مبارزه را براى تجاوز و تعدى به كسى یا تهدید به وجود نیاورد، بلكه این حركت عظیم را براى دفاع از حـق خـود و مـبـارزه با دیكتاتورى و سلطه خارجى انجام داد. هر ملت و انسانى حق دارد از آزادى و كـرامـت خـود دفـاع كـنـد و زنـدگـى اش را بـسازد. بنابر این كسانى كه به ملت ایـران از طرق مختلف سیاسى و غیر سیاسى حمله مى كنند، در واقع به ملت ایران ظلم مى كـنـنـد. چـون حـركت ملت ایران منافع زیاده خواهانه و تجاوزگرانه آنها را تهدید كرده و آنها مى خواهند از ملت ایران انتقام بگیرند. پس حق با ملت ایران است .

بـا بـررسـى انـدك در تـاریـخ انـقـلاب اسـلامـى بـه روشنى درمى یابیم كه فشارها و سـرسـخـتـى هـاى خصمانه و عنودانه و نیز توطئه هاى كینه ورزانه و مغرضانه از سوى شرق و غرب و اروپا و ارتجاع با انواع شیوه ها و ابزار علیه آن سازماندهى و اجرا شده است . علاوه بر تحریم هـاى اقـتـصـادى ، تـوطـئه هـاى سیاسى ، تحریك و حمایت از غائله هاى قومى و ده ها حركت تخریبى ، صدام را براى تحمیل جنگ به ایران تشویق و حمایت كردند به گونه اى كه هـشـت سـال از بـهـتـریـن اوقـات ایـن مـلت را بـه نـفـع امـریـكـا مـشـغـول كـرد و ضـمن اینكه مجال بازسازى و كارهاى بزرگ بعد از انقلاب را از این ملت گـرفـت ، خـسـارت هـاى زیـانـبـار و جـبران ناپذیرى را به هر دو ملت ایران و عراق وارد آورد.

یـكـى از حـركـتـهـاى اسـاسـى و زیـربـنـایـى اسـتـكـبـار كـه از اوّل انـقـلاب تـا به امروز با شدت و ضعف وجود داشته و از این پس هم وجود خواهد داشت ، حمله به بنیانهاى فرهنگى و اعتقادى این انقلاب است . آنان در صدد برآمدند خدشه فكرى و عـلمـى در مـبـانـى انـقـلاب نـظیـر اسـلام نـاب ، تـلازم دیـن و سیـاسـت ، اصـل انـقـلاب ، قـانـون اسـاسـى ، ولایـت فـقیه و... وارد سازند و كوشیدند با تبلیغات فـراوان و ایـجـاد جـنـگ روانـى ، فـتـنـه گـرى و شبهه افكنى كرده و زیر چتر مسائلى از قـبیـل حقوق بشر، دموكراسى ، مبارزه با تروریسم ، تهدید امنیت جهانى و بزرگ نمایى حـوادث كـوچـك ، آنـهـا را نـشـانه ضعف ، انحطاط و ناكارآمدى انقلاب قرار دهند تا در اراده پـولادین ملت تردید ایجاد كرده ، حركت انقلابى آنان را متوقف كنند و سپس منحرف و آنگاه بـه شـكـسـت بـكـشـانـنـد. تـاءسـف آورتـر ایـنـكـه جـریـان هـایـى در داخـل كـشـور كـه از اوّل هـم بـا حـاكـمیت دین خدا در ایران موافق نبودند، مجرى سیاست هاى اسـتـكبار در كشور شدند. ولى به فضل خداوند بر اساس سنت الهى ، ملت حق طلب ایران توفنده تر از گذشته به راه خویش ادامه خواهد داد و پیروزى نهایى را در كام خود خواهد چشید و انقلاب خود را نهادینه مى سازد. چنانكه رهبر معظم انقلاب مى فرماید: در دنیاى اسلام ، امروز فكر انقلاب اسلامى ، حقوق انقلاب اسلامى ، منطق انقلاب اسلامى ، مـكـتـب سیـاسـى و فـرهـنـگ انـقلاب اسلامى همین طور دارد نهادینه مى شود در ذهنها. هر چى باهاش مبارزه كرده اند نشده . انواع و اقسام مبارزه ها را خود شما شنیده اید، گویندگان هم خیـلى گفته اند. انواع و اقسام مبارزه ها را هم كرده اند نشده . از این نگرانند دیگر؛ از این بـه شـدت نـگـرانـند. مى خواهند این را از پا دربیاورند.

دستاوردهاى انقلاب

هـر پـدیـده اجتماعى پس از به ثمر رسیدن ، دستاوردهایى را براى جامعه و حتى بشریت بـه ارمغان مى آورد. بدیهى است میزان و سطح دستاوردهاى هر پدیده نیز به بزرگى و اهـمیـت آن بـستگى دارد. انقلاب اسلامى ایران به مصداق آیه شریفه ((الم تر كیف ضرب الله مـثـلا كـلمـة طیـبـة كـشـجـرة طیـّبـة اصـلهـا ثـابت و فرعها فى السماء تؤ تى اكلها كل حین باذن ربها)) (ابراهیم / 24). كه مبتنى بر توحید و تكریم انسان و عدالت اجتماعى اسـت ، دسـتـاوردهـاى فـراوانـى داشـتـه و دارد كـه یـكـى پـس ‍ از دیـگـرى آشـكـار خـواهـد شد. با یك نگاه مى توان دستاوردهاى انقلاب اسلامى ایران را در دو حوزه داخلى و خارجى مورد بررسى قرار داد.

الف ـ دستاوردهاى داخلى

مـهـم ترین دستاورد داخلى انقلاب اسلامى ، تشكیل حكومت دینى در قالب ((جمهورى اسلامى )) اسـت كـه بـهترین الگو را در عصر دین ستیزى ، فراروى جهانیان قرار داد. بخشى از دستاوردها و ثمرات ارزشمند آن عبارتند از:

1 ـ تبدیل رهبرى دنیایى به رهبرى الهى با الگوى ولایت فقیه ،
2 ـ استخراج و ارائه الگوى مردم سالارى دینى و حكومت متكى به آراى مردم از متن تعالیم اسلام ،
3 ـ حـاكـمیـت ارزشـهـاى دینى و معنوى در نظام حكومتى در عصر غلبه زر و زور بر دیگر ارزشـهـا،
4 ـ شكست طلسم جدایى مظاهر دین دارى و تجددخواهى و اثبات وحدت دین و تجدد به مفهوم دینى در قالب وحدت حوزه و دانشگاه ،
5 ـ قطع دست بیگانگان و چپاولگران و سلطه گران نامشروع از ایران و ملت و منابع و ثـروتـهـاى آن ،
6 ـ برچیدن بساط ارتجاع و روشنفكرى و دریدن طومار خیانت آنان ،
7 ـ نفى سلطه طاغوت و احیاى استقلال ملت ایران ،
8 ـ نهادینه سازى استقلال و آزادى اسلامى در كشور ایران ،
9 ـ احیـاى هـویـت مـلّى ـ اسـلامـى و حیـات بـخـشـى بـه ملت ایران ،
10 ـ ایـجـاد اعـتـمـاد بـه نـفـس و خـودبـاورى در مـلت ایـران ،
11 ـ ایـجـاد جـراءت و جـسـارت در مـسـائل عـلمـى و شـكستن مرزهاى دانش ،
12 ـ پرورش استعدادها و ترویج روحیه خودآگاهى ،
13 ـ ایـجـاد انقلاب علمى و رشد و توسعه علم و فناورى در كشور،
14 ـ گـسـتـرش روحیـه تـحـقیـق و شـكـوفـایـى اسـتـعـدادهاى انسانى ،
15 ـ تـربیـت انـسـان هـاى صـالح بـه عـنـوان فـتـح الفـتـوح انقلاب ،
16 ـ تـبییـن و احیـاى مـنـزلت و شـاءن زن مـسـلمـان ،
17 ـ ایـجـاد وحـدت شیـعـه و سـنـّى .

ب ـ دستاوردهاى خارجى

انـقلاب اسلامى بسان زلزله اى بود كه پس از ایران امواجش همه كره خاكى را درنوردید و تـاءثیـرات شـگـرفى را به جاى نهاد. پاره اى از دستاوردهاى خارجى انقلاب اسلامى عبارتند از:

1 ـ ابـطـال نـظـریـه هـاى مادى گرایانه و الحادى در تبیین و تفسیر انقلاب ها،
2 ـ ارائه تـلقى و فكر جدید مبتنى بر توحید و معنویت و تكریم انسان و عدالت اجتماعى به جهانیان ،
3 ـ اثبات امكان پذیر بودن تشكیل جامعه اى مبتنى بر عدالت و معنویت ،
4 ـ احیـاى امیـد در دنیـاى اسـلام و عـرب نـسـبـت بـه شكست پذیرى استكبار و صهیونیسم ،
5 ـ ایـجـاد پـویـایـى در مـلت ها و مشكل آفرینى براى استكبار جهانى ،
6 ـ دمیـدن روحیـه گـسـتـاخـى و جـسـارت بـه مـلت هاى منطقه براى ایستادگى و مقاومت در مـقـابـل قـدرتـهـاى بـزرگ ،
7 ـ قـوت یـابـى جـبـهـه حـق در برابر جبهه باطل ،
8 ـ تـغییـر نـقـشـه سیـاسـى جـهـان و ظـهور عصر خمینى ،
9 ـ بیـدارى امـت اسلام و تلاش در جهت تعیین سرنوشت خویش و دفاع از اسلام ،
10 ـ ایـجـاد اعتماد به نفس در امت اسلامى براى حركت به سوى آینده اى روشن ،
11 ـ خلق فرهنگ روى آورى و تمسّك به اسلام و قرآن ،
12 ـ احیـاى عـزّت اسـلامـى بـراى مـسـلمیـن جـهـان ،
13 ـ تـغییـر معادلات قدرت در خاورمیانه و جهان ،
14 ـ ارائه الگـوى مـبـارزه بـه جـنـبـش هـاى آزادى بخش در جهان .

آسیب ها و تهدیدات انقلاب اسلامى

هیـچ پـدیـده اى در نـظـام هـسـتى از قواعد و سنّت هاى الهى مستثنى نیست . هر انقلابى به عنوان پدیده اجتماعى نیز مشمول این قواعد خواهد بود. یكى از سنّت هاى الهى این است كه هـر پـدیـده اى در مـعـرض آسیـب و تـهـدیـد قـرار گیـرد. مـنـظـور از آسیـب ، عـوامـل درونـى پـدیـده اسـت كـه آن را بـه سـوى نـابـودى و اضـمـحـلال سـوق مـى دهـد. تـهـدیـد هـم فـشـارهـایـى اسـت كـه از سـوى عـنـصـر یـا عـامـل خارج از پدیده به آن تحمیل شده ، باعث فتور و سقوطش مى گردد. شناخت آسیب ها و تهدیدات هر پدیده و اقدام در جهت پیشگیرى از بروز آنها، زمینه بقاى آن پدیده را فراهم مى آورد.

از مـنـظـر قـرآن كـریـم ، تـحـولات اجتماعى و دگرگونى هایى كه در زندگى بشر به شـكـل انـقـلاب هـا، تـكـامـل هـا، انـحـطـاطـهـا، شـكـسـت هـا و پیـروزى هـا رخ مـى دهـد، مـشـمـول قـواعـد و مـقـررات تـكـویـنـى بـه عـنـوان ضـوابـط تـحـول تـاریـخ هـسـتـنـد. قـاعـده طـبیـعـت و تـاریـخ و تـكـویـن الهـى ایـن نیـست كه خداى مـتـعـال نـعـمتى را كه به یك ملت یا جمعى از انسان ها عطا فرموده ، تغییر دهد، مگر اینكه آنها وضع خودشان را دگرگون سازند. بـدیـن روى اگـر مـلت یـا جـامـعـه انـقـلابـى بـر اصول اساسى خویش پایدار باشد، نه آسیبى بروز خواهد كرد و نه تهدیدى مى تواند او را از پـاى درآورد. بـا ایـن نـگـاه ، تـغییـر در آنـچـه كـه بـاعـث شـكـل گیـرى ، پیـروزى و ادامـه حـركـت انـقـلاب شـد، عـامـل آسیـب زاى انـقلاب است . و از آنجا كه استكبار جهانى ، منافع و مطامع خود را از دست رفـتـه مـى بیـنـد و نـاخـرسـنـد از چـنیـن وضـعیـت اسـت ، بـزرگ تـریـن عامل تهدید به شمار مى رود.

بـراى پیـشـگیـرى از بـروز آسیب ها و نیز بى اثر ساختن تهدیدات دشمن اقدامات زیر ضرورى مى نماید.

1 ـ تـقـویت و تعمیق فرهنگ اسلام ناب و محكم سازى پایه هاى اعتقادى مردم ،
2 ـ تـبیین ، ترویج و پاى بندى به فلسفه و مكتب سیاسى امام خمینى (ره )،
3 ـ تـبیین علمى اصول و مبانى انقلاب و نظام اسلامى و حفظ هویت ملّى ،
4 ـ حـفـظ وحـدت و اتـحـاد مـلّى به ویژه وحدت شیعه و سنّى .

رمز تداوم انقلاب اسلامى

بقا و تداوم انقلاب مهم تر و حتى مشكل تر از حدوث انقلاب است . تداوم هر انقلابى بسته به شرایط و قواعدى است كه بقاى آن را تضمین مى كند. فلاسفه قاعده اى دارند كه مى گـویـنـد ((عـلت مـُبـقیـه شـى ء، هـمـان عـلت مـوجـده آن اسـت )) یـعـنـى اگـر عوامل پدیدآورنده هر حادثه ، همچنان پایدار باشند موجب تداوم حیات آن حادثه خواهند شد. بـنـابـرایـن آنـچـه بـاعـث پیـدایـش و پیـروزى انـقـلاب گـردیـد، عـامـل بـقـاى آن نیـز بـه شـمـار مـى رود. بـرخـى از عوامل پویایى انقلاب اسلامى را مى توان در امور زیر دانست .

1 ـ حـفـظ جـهـت گیـرى الهـى انـقـلاب اسـلامـى ،
2 ـ درك و فـهم صحیح از اسلام و پاى بندى به شعار اسلام خواهى ،
3 ـ شـنـاخـت اصل مترقى ولایت فقیه و التزام به تبعیت از آن ،
4 ـ حـضـور مـردم در صـحـنـه و مـراقـبـت از جـهت گیرى صحیح انقلاب ،
5 ـ ایـمـان و عـمـل صـالح و اسـتـقـرار و گسترش اخلاق اسلامى به ویژه در بین مسئولین ،
6 ـ زنـده نـگـه داشـتـن ارزش هـاى انـقلاب نظیر؛ تقوى ، زهد، جهاد، شهادت ، ایثار، صفا، مـروت و... ،
7 ـ اخـلاص ، صـبـر، اسـتقامت ، مقاومت و ایثار در مسیر حركت به سوى اهداف نهایى انقلاب ،
8 ـ حـفظ اتحاد و یكپارچگى ملت و جلوگیرى از بروز تفرقه .
9 ـ تـسلیم ناپذیرى در برابر دشمن .
10 ـ بـارور نـمودن نسل جدید و پرورش آنها با هویت صحیح .

خلاصه و نتیجه

انـقـلاب اسـلامـى یـك تـفـسیـر الهـى و اسـلامـى بـه مـعـنـى تـحول اخلاقى ، فرهنگى و اعتقادى است كه جامعه با یك چرخش 180 درجه اى ، ارزشهاى مـادى بـرآمـده از فـرهـنـگ الحـادى و اسـتـبدادى مسلط بر جامعه را یكسره به كنارى نهاده و ارزشـهـاى مـتـكـى بـر فـرهـنگ توحیدى را با همه لوازمش برمى گزیند و با یك انضباط والاى انقلابى ضمن تخریب بناى كهنه و پوسیده گذشته به نوسازى جامعه مبادرت مى ورزد.

انـقـلاب اسـلامى ایران یك ضرورت طبیعى و تاریخى براساس سنّت هاى الهى بود كه به عنوان مظهر و نماد حق در دوران معاصر جلوه گر شد. مؤ منان خالص و راستین با بهره گیـرى از سـنـت امداد و نصرت الهى ، در عصر غربت دین و غرق دنیا در مادى گرى ، به یـارى دیـن خـدا بـرخـاسـتـند و به مثابه زلزله در جغرافیاى طبیعى انسان ها، انرژى هاى مـتـراكـم در وجـود خـود را انـفـجـار گـونـه آزاد سـاخـته و تشعشات نور حق را بر جهانیان تاباندند.

بـا ظـهـور مـعـجـزه انـقلاب اسلامى علاوه بر اثبات توانایى و كارآمدى دین در اداره حیات اجـتماعى بشر، یك تجربه ملموس و طرح عملى براى اداره زندگى بشر برمبناى عدالت و مـعـنویت فراروى بشریت قرار گرفت و الگوى بعثت انبیاء، دیگر بار با پیام معنویت بـه تـحـقـق پیوست . شعار خروج انسان از یوغ بردگى و بندگى طاغوت ها و رستن از ذلت و خـوارى و روى آوردن بـه عـبـودیـت خـدا و رستگارى و برآشفتن علیه همه بدى ها و كـژى هـا، جـذابیت ویژه پیدا كرد و بشر سرگشته تمدن ماشینى ، گمشده خود در تاءمین نیازهاى برتر و والاتر را در مكتب اسلام و جهانبینى توحیدى یافت .

آرمـان هـا و اهـداف انـقـلاب اسـلامـى امـورى نـظیـر عدالت خواهى اسلامى ، تزكیه انسان ، دسـتیـابـى بـه حیـات طیـبـه ، حـاكـمیـت دیـن اسـلام در زنـدگـى ، استقلال ، آزادى و... است كه پس از مطرح شدن ، علاوه بر پذیرش از سوى جامعه ایران ، مـقـبـولیـت بـشـرى نیـز پیـدا كرد و امت اسلامى راه دستیابى به مجد و عظمت خویش را در بازگشت به اسلام ناب و تمسك به قوانین مترقى آن دانست . رمز و راز پیروزى انقلاب اسلامى با كمى عِدّه و عُدّه اش بر طاغوت و نظام سلطه با همه قـدرت ظاهرى اش را تنها باید در ایمان خالص و آگاهانه ملت رشید ایران و نیز حضور در صـحنه و صبر و استقامت و فداكارى آنان دانست كه با پیروى بى چون و چرا از هدایت هـاى روشـنـگـرانـه و پیـامـبرگونه رهبر الهى و دینى خویش امام خمینى (ره )، قدم در راه مـبارزه نهادند و لحظه اى در جهت و مسیر دستیابى به اهداف متعالى انقلاب تردید، توقف و كـوتـاهـى نـكـردنـد و سـرانجام شاهد دل آراى استقلال و آزادى را در آغوش كشیده و شهد گواراى پیروزى را به كام خود چشیدند.

اسـتـكـبـار جـهـانـى كه با پیروزى انقلاب ، همه منافع و مطامع مادى خود را از دست رفته یـافـت ، از هـمـان آغـاز بـه فـتـنـه گـرى و تـوطـئه پـرداخـت تـا بـه خیـال بـاطـل خـویـش بـتـوانـد آن را مـتـوقـف ، مـنـحـرف و در نـتیـجـه بـه شـكـست بكشاند، غـافـل از آنكه در تقابل و تعارض حق و باطل ، براساس الهى ، غلبه و پیروزى جریان حـق بـر جـریـان بـاطـل حـتـمـى و تـخـلف نـاپـذیـر اسـت . بـه هـمیـن دلیل هر چه بیشتر به مقابله برخاستند كمتر نتیجه گرفتند و حاصلى جز سرشكستگى ، آبـروریـزى ، نـفـرت جـهانى و شكست ابهّت پوشالى نصیبشان نگشت و انقلاب اسلامى ایـران بـا دسـتاوردهاى گرانبهاى داخلى و خارجى ، توفنده و بى مهابا به حركت خویش ادامـه داد بـه گـونـه اى كـه بـاعـث بیـدارى امـت اسـلامـى شـد و الگـوى بـى بدیل مبارزه با استكبار و سلطه براى نهضتهاى رهایى بخش قرار گرفت .

انـقـلاب اسـلامـى مـثـل هـر پـدیـده اجتماعى دیگر در معرض آسیب ها و تهدیدات قرار دارد و انقلابیون وظیفه دارند آنها را شناسایى نموده و اقدامات پیش گیرانه براى حفظ انقلاب را صورت دهند و پویایى و پایایى و مانایى انقلاب را براساس حفظ جهت گیرى الهى و پاسدارى از ارزشهاى متعالى آن و نیز حضور در صحنه با روحیه تسلیم ناپذیرى در پـرتـو اتـحـاد و وفـاق مـلّى تـضـمیـن نـمـوده و پـرچـم بـرافـراشـتـه اش را نـسـل به نسل و دست به دست بگردانند تا اینكه عاقبت به صاحب اصلى اش حضرت ولى عـصـر(عـج ) بـسـپـارنـد و تـحـقـق وعـده الهـى را كـه حـكـومـت عدل جهانى است نظاره گر باشند. ان شاء الله

پى نوشتها در دفتر فصلنامه موجود است.